Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
systemize
U
دارای همست کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
systematization
U
اسلوبی کردن همست کاری
system
U
همست
systems
U
همست
systematic
U
همست دار
systematic
U
قاعده دار با همست
personate
U
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbing
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
threads
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporate
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize
U
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
edges
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
U
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifies
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze
U
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
fortifying
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishes
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflames
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnish
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflame
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
innervate
U
دارای پی کردن
varnished
U
دارای فاهرخوب کردن
zigzags
U
دارای پیچ و خم کردن
nationalize
U
دارای ملیت کردن
nationalizes
U
دارای ملیت کردن
varnish
U
دارای فاهرخوب کردن
crenelate
U
دارای کنگره کردن
indexed
U
:دارای فهرست کردن
varnishes
U
دارای فاهرخوب کردن
nationalising
U
دارای ملیت کردن
zigzagged
U
دارای پیچ و خم کردن
zigzag
U
دارای پیچ و خم کردن
nationalises
U
دارای ملیت کردن
zigzagging
U
دارای پیچ و خم کردن
bodies
U
دارای جسم کردن
body
U
دارای جسم کردن
indexes
U
:دارای فهرست کردن
varnishing
U
دارای فاهرخوب کردن
crenellate
U
دارای کنگره کردن
nationalizing
U
دارای ملیت کردن
vitaminize
U
دارای ویتامین کردن
populate
U
دارای جمعیت کردن
populates
U
دارای جمعیت کردن
populating
U
دارای جمعیت کردن
personified
U
دارای شخصیت کردن
personifies
U
دارای شخصیت کردن
personify
U
دارای شخصیت کردن
personifying
U
دارای شخصیت کردن
gifts
U
دارای استعداد کردن
gift
U
دارای استعداد کردن
ensoul
U
دارای روح کردن
tooth
U
دارای دندان کردن
potentialize
U
دارای استعداد کردن
insoul
U
دارای روح کردن
hydrogenate
U
دارای هیدروژن کردن
embrasure
U
دارای منفذ کردن
embrasures
U
دارای منفذ کردن
rampart
U
دارای استحکامات کردن
vallum
U
دارای استحکامات کردن
nitrogenize
U
دارای نیتروژن کردن
transistorize
U
دارای ترانسیتور کردن
hydroxylate
U
دارای هیدروکسیل کردن
personalize
U
دارای شخصیت کردن
castellate
U
دارای استحکامات کردن
whipstitch
U
دارای مرز کردن
tinkled
U
دارای طنین کردن
fluoridate
U
دارای فلورید کردن
nationalised
U
دارای ملیت کردن
tinkling
U
دارای طنین کردن
tinkle
U
دارای طنین کردن
substantivize
U
دارای ماهیت کردن
tinkles
U
دارای طنین کردن
freckle
U
خال دارای کک مک کردن
index
U
:دارای فهرست کردن
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
rehabilitates
U
دارای امتیازات اولیه کردن
tongues
U
گفتن دارای زبانه کردن
prong
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
flyspeck
U
دارای لکه مگس کردن
rehabilitated
U
دارای امتیازات اولیه کردن
to p a thing person with athing
U
کسی را دارای چیزی کردن
to p a thing for a person
U
کسی را دارای چیزی کردن
fulcrum
U
دارای نقطه اتکاء کردن
sanitate
U
دارای لوازم بهداشتی کردن
rehabilitate
U
دارای امتیازات اولیه کردن
wig
U
دارای گیس مصنوعی کردن
wigs
U
دارای گیس مصنوعی کردن
pane
U
دارای جام شیشه کردن
methodize
U
دارای روش یاقاعدهای کردن
ravine
U
دارای دره تنگ کردن
panes
U
دارای جام شیشه کردن
ravines
U
دارای دره تنگ کردن
bedevilling
U
دارای روح شیطانی کردن
rehabilitating
U
دارای امتیازات اولیه کردن
criss-crossing
U
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crosses
U
دارای نقش چلیپایی کردن
tat
U
دارای حاشیه توری کردن
criss-cross
U
دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossed
U
دارای نقش چلیپایی کردن
bedevilled
U
دارای روح شیطانی کردن
bedevil
U
دارای روح شیطانی کردن
granulate
U
دارای ذرات ریز کردن
bedevils
U
دارای روح شیطانی کردن
prongs
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
reengine
U
دارای موتور تازه کردن
masterminded
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoeing
U
دارای کفش کردن نعل زدن به
motivated
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
masterminding
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
mastermind
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
motivating
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
woof
U
پارچه کتانی دارای پود کردن
retrench
U
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
bell
U
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
russify
U
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
shoes
U
دارای کفش کردن نعل زدن به
bells
U
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivate
U
تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoe
U
دارای کفش کردن نعل زدن به
masterminds
U
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
substantialize
U
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
woofs
U
پارچه کتانی دارای پود کردن
systematize
U
دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize
U
دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people
<idiom>
U
آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackling
U
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles
U
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled
U
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle
U
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic
U
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite
U
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
end stopped
U
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
U
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
air condition
U
دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug
U
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore
U
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetailing
U
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetail
U
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails
U
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
polyisotopic
U
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
U
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
U
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
incrust
U
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool
U
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winey
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
frets
U
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
fret
U
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl
U
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
odoriferous
U
دارای بو
glochidiate
U
دارای مو
trilinear
U
دارای سه خط
three-legged
U
دارای سه پا
three legged
U
دارای سه پا
iodic
U
دارای ید
fraught with
U
دارای
bilabiate
U
دارای دو لب
footy
U
دارای پا
ledgy
U
دارای طاقچه
divan
U
دارای دوفرفیت
allergic
U
دارای حساسیت به
umbrageous
U
دارای سوفن
two handed
U
دارای دو دست
unifilar
U
دارای یک سیم یا نخ
of that ilk
U
دارای همان جا
two way
U
دارای دو راه
zygomorphic
U
دارای تقارن
advantageous
<adj.>
U
دارای مزیت
unidirection
U
دارای یک جهت
equivocal
U
دارای دومعنی
overbusy
U
دارای کارزیاد
bodily
U
دارای بدن
pelliculate
U
دارای پوسته
monolith
U
دارای یک سنگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com