English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
personified U دارای شخصیت کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
personify U دارای شخصیت کردن
personifying U دارای شخصیت کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
Other Matches
incorporating U شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporate U شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
incorporates U شخصیت حقوقی دادن دارای شخصیت حقوقی
corporate U دارای شخصیت حقوقی
corporations U که دارای شخصیت حقوقی باشند
corporation U که دارای شخصیت حقوقی باشند
corporation U شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporations U شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
apolitical U دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
split personality U تعدد شخصیت شخصیت دو نیم
depersonalize U بی شخصیت کردن
character U مجسم کردن شخصیت
depersonalize U فاقد شخصیت کردن
characters U مجسم کردن شخصیت
personalize U شخصیت را مجسم کردن ونشان دادن
identifying U مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identify U مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identifies U مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
identified U مشخص کردن شخصیت کسی یا ماهیت چیزی
persons U شخصیت
person U شخصیت
sympatric U هم شخصیت
identity U شخصیت
personage U شخصیت
individuality U شخصیت
personality U شخصیت
selfdom U شخصیت
personalities U شخصیت
personages U شخصیت
identities U شخصیت
personas U شخصیت ها
personae U شخصیت ها
persona U شخصیت ها
peronality U شخصیت
intrapsychic U با شخصیت
notability U شخصیت
presence U شخصیت
personality disturbance U اختلال شخصیت
impersonal U فاقد شخصیت
personality integration U یکپارچگی شخصیت
personality inventory U پرسشنامه شخصیت
paranoid personality U شخصیت پارانویای
multiple personality U شخصیت چندگانه
personality disorder U اختلال شخصیت
characterization U توصیف شخصیت
personality disintegration U تلاشی شخصیت
ethos U شخصیت ملی
personality assessment U ارزیابی شخصیت
superego U شخصیت اخلاقی
dual personality U شخصیت دوگانه
personality module U واحد شخصیت
personality structure U ساخت شخصیت
self U شخصیت جنبه
anal personality U شخصیت مقعدی
schizoid personality U شخصیت اسکیزوئید
to create an image for oneself as somebody U شخصیت دادن
impersonators U شخصیت دهنده
selfhood U شخصیت خودپسندی
shut in personality U شخصیت بسته
impersonator U شخصیت دهنده
personology U شخصیت شناسی
modal personality U شخصیت هنجاری
cosmopolite U شخصیت جهانی
personification U شخصیت بخشی
personification U تجسم شخصیت
personality type U سنخ شخصیت
personality trait U ویژگی شخصیت
personality test U ازمون شخصیت
primary personality U شخصیت نخستین
hysterical personality U شخصیت هیستریایی
legal personality U شخصیت حقوقی
syntality U شخصیت گروهی
hypostatize or size U شخصیت دادن به
inadequate personality U شخصیت نابسنده
impersonify U شخصیت دادن به
impersonality U عدم شخصیت
personify U شخصیت دادن به
juridical personality U شخصیت حقوقی
personifying U شخصیت دادن به
epileptoid personality U شخصیت صرعی
personified U شخصیت دادن به
depersonalization U زوال شخصیت
individuate U شخصیت دادن
personifies U شخصیت دادن به
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
luminary U پر فروغ شخصیت تابناک
premorbid personality U شخصیت پیش مرضی
being U موجود زنده شخصیت
psychopathic personality U شخصیت جامعه ستیز
heart of gold <idiom> U شخصیت بخشنده داشتن
extravaganzas U ازیک شخصیت خیالی
amour propre U عزت نفس شخصیت
personage U شخصیت بازیگران داستان
extravaganza U ازیک شخصیت خیالی
personages U شخصیت بازیگران داستان
luminaries U پر فروغ شخصیت تابناک
peronality U انتقادات راجع به شخصیت
to have a magnetic personality U شخصیت مغناطیسی داشتن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
intrapsychic U واقع دردرون شخصیت یا روان
prepsychotic personality U شخصیت پیش روان پریشی
triune U اعتقاد بوجود سه شخصیت در خدا
personifier U مجسم کننده شخصیت دیگری
star turn U ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
ciothes do not make the man. <proverb> U لباس شخصیت نمی آورد .
heart of stone <idiom> U شخصیت با یک سرنوشت وخوی بی رحم
sixteen factor personality questionnaire U پرسشنامه شانزده عاملی شخصیت
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
masculinize U شخصیت مردانه در زنی بوجود اوردن
personal remarks U اشارات وسخنانی که به شخصیت کسی برخورد
anthropomorphism U تصور شخصیت انسانی برای چیزی
california tests of personality U ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
individuation U تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
corporator U گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
incorporation U جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت
mmpi U شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا
innervate U دارای پی کردن
zigzag U دارای پیچ و خم کردن
zigzagged U دارای پیچ و خم کردن
zigzags U دارای پیچ و خم کردن
vitaminize U دارای ویتامین کردن
whipstitch U دارای مرز کردن
varnish U دارای فاهرخوب کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
index U :دارای فهرست کردن
varnishes U دارای فاهرخوب کردن
varnished U دارای فاهرخوب کردن
zigzagging U دارای پیچ و خم کردن
indexed U :دارای فهرست کردن
embrasure U دارای منفذ کردن
nationalizing U دارای ملیت کردن
nationalizes U دارای ملیت کردن
substantivize U دارای ماهیت کردن
gift U دارای استعداد کردن
gifts U دارای استعداد کردن
nationalising U دارای ملیت کردن
nationalises U دارای ملیت کردن
nationalised U دارای ملیت کردن
systemize U دارای همست کردن
bodies U دارای جسم کردن
embrasures U دارای منفذ کردن
rampart U دارای استحکامات کردن
tinkling U دارای طنین کردن
tinkles U دارای طنین کردن
indexes U :دارای فهرست کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
tooth U دارای دندان کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
tinkled U دارای طنین کردن
tinkle U دارای طنین کردن
transistorize U دارای ترانسیتور کردن
nationalize U دارای ملیت کردن
varnishing U دارای فاهرخوب کردن
body U دارای جسم کردن
crenellate U دارای کنگره کردن
crenelate U دارای کنگره کردن
populating U دارای جمعیت کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
hydrogenate U دارای هیدروژن کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
populates U دارای جمعیت کردن
populate U دارای جمعیت کردن
insoul U دارای روح کردن
ensoul U دارای روح کردن
hydroxylate U دارای هیدروکسیل کردن
freckle U خال دارای کک مک کردن
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
attribute U [نشان قدرت شخصیت های اسطوره ای مانند آپولو و ونوس]
tongues U گفتن دارای زبانه کردن
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com