Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
granulate
U
دارای ذرات ریز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
particulate
U
دارای ذرات ریز
isometrics
U
دارای ذرات ریز متساوی
isometric
U
دارای ذرات ریز متساوی
suspensoid
U
محلول سریشمی دارای ذرات معلق
polymeric
U
دارای ذرات وترکیبات متعدد ومشابه چند نژادی چند رگه
merry dancers
U
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance
U
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
U
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
U
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
intermoleculary
U
بین ذرات در داخل ذرات
nebulize
U
تبدیل به ذرات کردن
atomised
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomising
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomize
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomized
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizing
U
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
gig
U
ماشین خارزنی
[این وسیله برای یکنواخت کردن سطح پرزها و گرفتن ذرات از سطح بافت بکار می رود و در صنعت فرش ماشینی و بعضی منسوجات کاربرد دارد.]
ingredient
U
ذرات
ingredients
U
ذرات
elementary particles
U
ذرات بنیادی
metal foulings
U
ذرات فلز
radioactive rays
U
ذرات رادیواکتیو
weight of solids
U
وزن ذرات
molecular attracticm
U
جاده ذرات
denseness
U
تراکم ذرات
sand blasting
U
ذرات سنگ
roily
U
پر از ذرات رسوبی
fundamental particles
U
ذرات بنیادی
barrier penetration by particles
U
نفوذ ذرات در سد
allergen
U
ذرات الرژی زا
planetesimal
U
ذرات سیارهای
intermolecular
U
بین ذرات
intermolecular
U
در داخل ذرات
particle physics
U
فیزیک ذرات
blood corpuscles
U
ذرات خون
cosmic particles
U
ذرات کیهانی
pollinium
U
توده ذرات گرده گل
scattering of alpha particles
U
پراکندگی ذرات الفا
segregation
U
تفکیک ذرات بتن
emulsioning
U
ذرات چربی دراب
emulsioned
U
ذرات چربی دراب
emulsion
U
ذرات چربی دراب
thershold temperature
U
استانه دمای ذرات
cascade impactor
U
دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
particle physics
U
فیزیک ذرات اتمی
effective size of grain
U
قطر موثر ذرات
emulsions
U
ذرات چربی دراب
planetesimal hypothesis
U
فرضیه ذرات سیارهای
absorption of charged particles
U
جذب ذرات باردار
fall out
U
ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
dispersion
U
متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
leucocytosis
U
افزودگی ذرات سفید خون
emulsified
U
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
polymerization
U
ترکیب و تراکم ذرات پلیمریزاسیون
cohesion
U
التصاق یا قوه جاذبه ذرات
emulsify
U
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsifies
U
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsifying
U
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
achondrite
U
سنگ الماس بدون ذرات گرد
kinetic theory
U
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
vacuist
U
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
nucleon
U
ذرات اتم مثل نوترون وپروتون
cohesion
U
نیروی جاذبه بین ذرات همگن
personate
U
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grate
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbed
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates
U
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs
U
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
schiller
U
تلالو وزرق وبرق ذرات سنگ معدنی
dispersoid
U
پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
micronize
U
بصورت ذرات ریز وپودر ماننددر اوردن
grain size classification
U
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
grain orientation
U
طرز قرار گرفتن ذرات نسبت به یکدیگر
lenticulate
U
ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
protoxide
U
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporates
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize
U
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate
U
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
emulsioning
U
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
amylose
U
مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
synchrotron
U
دستگاه تقویت وتسریع ذرات بار دار الکترونی
electrophoresis
U
حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
haze
U
غبارها یا ذرات ریزی که دراتمسفر پراکنده شده اند
emulsion
U
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
kinetic theory of heat
U
عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
mist
U
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
emulsions
U
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
mists
U
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
texture
U
طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
diatomite
U
ذرات فریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
textures
U
طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
charge neutrality
U
تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
emulsioned
U
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
edges
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
U
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge
U
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
atomisers
U
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
atomizer
U
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
physical analysis
U
جداسازی ذرات خاک از نظر قطر دانه ها به روش فیزیکی
aerosol
U
ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
aerosols
U
ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
binders
U
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
binder
U
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
atomizers
U
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
iceneedle
U
یکی از ذرات فریف یخ که درهوای سرد و شفاف بطورشناوریافت میشود
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifying
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishing
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflaming
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishes
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish
U
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze
U
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflames
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame
U
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifies
U
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
dispersion hardening
U
سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
innervate
U
دارای پی کردن
soft fails
U
فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی
air brush
U
برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
index
U
:دارای فهرست کردن
indexed
U
:دارای فهرست کردن
personifies
U
دارای شخصیت کردن
embrasures
U
دارای منفذ کردن
indexes
U
:دارای فهرست کردن
whipstitch
U
دارای مرز کردن
substantivize
U
دارای ماهیت کردن
body
U
دارای جسم کردن
bodies
U
دارای جسم کردن
embrasure
U
دارای منفذ کردن
crenelate
U
دارای کنگره کردن
castellate
U
دارای استحکامات کردن
ensoul
U
دارای روح کردن
personify
U
دارای شخصیت کردن
personified
U
دارای شخصیت کردن
tinkled
U
دارای طنین کردن
tinkles
U
دارای طنین کردن
tinkling
U
دارای طنین کردن
gifts
U
دارای استعداد کردن
zigzags
U
دارای پیچ و خم کردن
gift
U
دارای استعداد کردن
nationalised
U
دارای ملیت کردن
zigzagging
U
دارای پیچ و خم کردن
tinkle
U
دارای طنین کردن
insoul
U
دارای روح کردن
tooth
U
دارای دندان کردن
systemize
U
دارای همست کردن
hydroxylate
U
دارای هیدروکسیل کردن
hydrogenate
U
دارای هیدروژن کردن
transistorize
U
دارای ترانسیتور کردن
zigzag
U
دارای پیچ و خم کردن
personifying
U
دارای شخصیت کردن
crenellate
U
دارای کنگره کردن
zigzagged
U
دارای پیچ و خم کردن
rampart
U
دارای استحکامات کردن
nationalises
U
دارای ملیت کردن
varnishing
U
دارای فاهرخوب کردن
fluoridate
U
دارای فلورید کردن
populating
U
دارای جمعیت کردن
personalize
U
دارای شخصیت کردن
varnishes
U
دارای فاهرخوب کردن
populates
U
دارای جمعیت کردن
populate
U
دارای جمعیت کردن
nitrogenize
U
دارای نیتروژن کردن
freckle
U
خال دارای کک مک کردن
varnish
U
دارای فاهرخوب کردن
potentialize
U
دارای استعداد کردن
nationalizing
U
دارای ملیت کردن
nationalizes
U
دارای ملیت کردن
nationalising
U
دارای ملیت کردن
varnished
U
دارای فاهرخوب کردن
vallum
U
دارای استحکامات کردن
nationalize
U
دارای ملیت کردن
vitaminize
U
دارای ویتامین کردن
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
atomic theory
U
فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
fulcrum
U
دارای نقطه اتکاء کردن
prong
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs
U
دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevils
U
دارای روح شیطانی کردن
rehabilitate
U
دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilling
U
دارای روح شیطانی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com