English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
air condition U دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pressure cabin U هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
ventilator U دستگاه تهویه
ventilators U دستگاه تهویه
air-conditioners U دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioner U دستگاه تهویه مطبوع
air conditioner U دستگاه تهویه مطبوع
turbofan U دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
aerating U تهویه کردن
aerate U تهویه کردن
aerated U تهویه کردن
aerates U تهویه کردن
ventilation U تهویه کردن
ventilate U تهویه کردن
ventilates U تهویه کردن
ventilating U تهویه کردن
ventilated U تهویه کردن
ventilating U تهویه کردن هوا دادن به
ventilated U تهویه کردن هوا دادن به
ventilates U تهویه کردن هوا دادن به
ventilate U تهویه کردن هوا دادن به
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
aeration U تهویه
airing U تهویه
aerification U تهویه
ventilation U تهویه
heating/air conditioning equipment U تهویه
arrow-loop U شکاف تهویه
air relief cock U مجرای تهویه
air relife valve U دریچه تهویه
trunking U کانال تهویه
air vent U تهویه هوا
natural ventilation U تهویه طبیعی
system of ventilation U سیستم تهویه
vantilating system U سیستم تهویه
induced ventillation U تهویه مصنوعی
ventilating equipment U تجهیزات تهویه
ventilation U سیستم تهویه
vent pipe U لوله تهویه
air-conditioning U تهویه هوا
air conditioning U تهویه مطبوع
air machine U ماشین تهویه معدن
air conditioning plant U تاسیسات تهویه مطبوع
ventilatory U تهویه دار تهویهای
air space ratio U درجه تهویه خاک
sewer ventilation U تهویه شبکه فاضلاب
breather tube U لوله تهویه یا هواگیری
aeration irrigation U ابیاری برای تهویه خاک
wind wing U پنجره کوچک تهویه اتومبیل
air-hole U [تهویه فضای خالی سرداب]
Is there air conditioning? U آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
cipher device U وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
turbogenerator U دستگاه مولد برق دارای توربین
calibration U تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
supercharged U موتور دارای دستگاه رساننده هواوسوخت بیشتر
stereophonic U دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
ring and bead sight U دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
mangling U دستگاه پرس له کردن
setting up apparatus U دستگاه سوار کردن
mangle U دستگاه پرس له کردن
mangles U دستگاه پرس له کردن
to break aset U خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
rougher U دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
distortions U تق تق صدا دادن وزوز کردن دستگاه
distortion U تق تق صدا دادن وزوز کردن دستگاه
image degradation U کم کردن قدرت تصویربرداری یک دستگاه رادار
zamboni U دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
innervate U دارای پی کردن
recondition U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
zero beat U تنظیم کردن دقیق موج دستگاه وفرکانس ان
vitaminize U دارای ویتامین کردن
transistorize U دارای ترانسیتور کردن
personified U دارای شخصیت کردن
gifts U دارای استعداد کردن
nationalised U دارای ملیت کردن
gift U دارای استعداد کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
personifying U دارای شخصیت کردن
populating U دارای جمعیت کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
nationalizes U دارای ملیت کردن
nationalizing U دارای ملیت کردن
nationalize U دارای ملیت کردن
systemize U دارای همست کردن
populate U دارای جمعیت کردن
populates U دارای جمعیت کردن
nationalising U دارای ملیت کردن
substantivize U دارای ماهیت کردن
index U :دارای فهرست کردن
insoul U دارای روح کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
personify U دارای شخصیت کردن
nationalises U دارای ملیت کردن
varnishes U دارای فاهرخوب کردن
ensoul U دارای روح کردن
tooth U دارای دندان کردن
body U دارای جسم کردن
indexed U :دارای فهرست کردن
embrasures U دارای منفذ کردن
embrasure U دارای منفذ کردن
whipstitch U دارای مرز کردن
indexes U :دارای فهرست کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
rampart U دارای استحکامات کردن
tinkling U دارای طنین کردن
varnishing U دارای فاهرخوب کردن
varnish U دارای فاهرخوب کردن
varnished U دارای فاهرخوب کردن
zigzagging U دارای پیچ و خم کردن
zigzags U دارای پیچ و خم کردن
zigzag U دارای پیچ و خم کردن
crenellate U دارای کنگره کردن
zigzagged U دارای پیچ و خم کردن
bodies U دارای جسم کردن
crenelate U دارای کنگره کردن
tinkles U دارای طنین کردن
hydrogenate U دارای هیدروژن کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
tinkled U دارای طنین کردن
tinkle U دارای طنین کردن
hydroxylate U دارای هیدروکسیل کردن
freckle U خال دارای کک مک کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
rehabilitates U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitate U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitating U دارای امتیازات اولیه کردن
tongues U گفتن دارای زبانه کردن
wigs U دارای گیس مصنوعی کردن
prong U دارای چنگک یا چنگال کردن
granulate U دارای ذرات ریز کردن
wig U دارای گیس مصنوعی کردن
prongs U دارای چنگک یا چنگال کردن
bedevilling U دارای روح شیطانی کردن
panes U دارای جام شیشه کردن
bedevils U دارای روح شیطانی کردن
criss-cross U دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing for a person U کسی را دارای چیزی کردن
to p a thing person with athing U کسی را دارای چیزی کردن
criss-crossed U دارای نقش چلیپایی کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
criss-crosses U دارای نقش چلیپایی کردن
flyspeck U دارای لکه مگس کردن
bedevil U دارای روح شیطانی کردن
fulcrum U دارای نقطه اتکاء کردن
pane U دارای جام شیشه کردن
bedevilled U دارای روح شیطانی کردن
ravines U دارای دره تنگ کردن
criss-crossing U دارای نقش چلیپایی کردن
ravine U دارای دره تنگ کردن
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
tat U دارای حاشیه توری کردن
methodize U دارای روش یاقاعدهای کردن
reengine U دارای موتور تازه کردن
to save [to disk/DVD etc.] U حفظ کردن [روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی] [رایانه شناسی]
degausser U وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
clocking U روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
shoes U دارای کفش کردن نعل زدن به
motivated U تهییج کردن دارای انگیزه شده
mastermind U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoeing U دارای کفش کردن نعل زدن به
russify U دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
motivating U تهییج کردن دارای انگیزه شده
masterminded U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
substantialize U دارای وجود خارجی کردن یاشدن
motivate U تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoe U دارای کفش کردن نعل زدن به
motivates U تهییج کردن دارای انگیزه شده
bells U دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
masterminds U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com