English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gift U دارای استعداد کردن
gifts U دارای استعداد کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
versatile U دارای استعداد و ذوق
potential U دارای استعداد نهانی پتانسیل
telegenic U دارای استعداد شرکت دربرنامههای تلویزیونی مناسب برای برنامه تلویزیونی
gifts U استعداد پیشکش کردن
fabllibility U استعداد خطا کردن
gift U استعداد پیشکش کردن
average strength U استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
talents U استعداد
capability U استعداد
talent U استعداد
potentiality U استعداد
liability to disease U استعداد
amplitude U استعداد
geniuses U استعداد
genius U استعداد
susceptivity U استعداد
inapt U بی استعداد
verve U استعداد
brilliance U استعداد
gormless U کم استعداد
aptitudes U استعداد
ingenuity U استعداد
aptitude U استعداد
parted U با استعداد
ungifted U بی استعداد
gifted U با استعداد
talentless U بی استعداد
susceptibility U استعداد
property U استعداد
aptness U استعداد
talented U استعداد
predispostion U استعداد
capacities U استعداد
turns U استعداد
turn U استعداد
unintelligent U بی استعداد
capacity U استعداد
endowments U استعداد
cabiler U استعداد
simpleminded U کم استعداد
endowment U استعداد
potentialities U استعداد
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
aptitude tests U ازمون استعداد
capacities U استعداد مقام
shift U نوبتی استعداد
art U استعداد استادی
mechanical aptitude U استعداد فنی
indispositions U عدم استعداد
indisposedness U عدم استعداد
imitativeness U استعداد تقلید
end strength U استعداد نهایی
indisposition U عدم استعداد
division slice U استعداد لشگری
arts U استعداد استادی
artistic aptitude U استعداد هنری
artistry U استعداد هنرپیشگی
aptitude test U ازمون استعداد
tendency U توجه استعداد
capacity U استعداد مقام
academic aptitude U استعداد تحصیلی
scholastic aptitude U استعداد تحصیلی
capable U با استعداد صلاحیتدار
sconce U جمجمه استعداد
capability U استعداد پیشرفت
capacities U گنجایش استعداد
tendencies U توجه استعداد
cleverness U هوشیاری استعداد
capacity U گنجایش استعداد
clever U باهوش با استعداد
caliber U گنجایش استعداد
war strenght U استعداد جنگی
liabilities U بدهکاری استعداد
frost susceptibility U استعداد یخزدگی
authorized strength U استعداد مجاز
resistibility U استعداد مقاومت
shifts U نوبتی استعداد
shifted U نوبتی استعداد
risible faculty U استعداد خنده
occupational aptitude U استعداد شغلی
cleverer U باهوش با استعداد
cleverest U باهوش با استعداد
child prodigy U بچهبا استعداد
reproductivity U استعداد هم اوری
reproductivity U استعداد تولید
strength U استعداد رزمی
strengths U استعداد رزمی
flair U استعداد خصیصه
liability U بدهکاری استعداد
command strength U استعداد یکان
palooka U بوکسور بی استعداد
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
level of strength U میزان استعداد رزمی
level of strength U سطح استعداد رزمی
vocational aptitude test U ازمون استعداد شغلی
naturals U مسلم استعداد ذاتی
habiliment U جامه استعداد فکری
able با استعداد صلاحیت دار
potentially U با داشتن استعداد نهانی
attack size U استعداد وسایل درگیر در تک
natural U مسلم استعداد ذاتی
allotropy U استعداد تغییر و تبدیل
manpower cieling U سطح استعداد پرسنل
reduced strenght U حداقل استعداد جنگی
physical aptitude test U ازمون استعداد جسمانی
effective strength U استعداد رزمی موثر
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
knack U صدای شلاق استعداد
accountable strength U استعداد قابل محاسبه
talent for musics U استعداد یا ذوق موسیقی
the talnet of the country U مردم با استعداد کشور
scholastic aptitude test U ازمون استعداد تحصیلی
accountable strength استعداد قابل توجه
differential aptitude tests U ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
flatlander U موج سوار کم استعداد
gifted U موید شخص با استعداد
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
battle bill U فهرست استعداد رزمی ناو
potentiality U عاملیت بالفعل استعداد نهانی
personnel ceiling U سقف استعداد مجاز پرسنلی
faculty U استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculties U استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
Iranians have a gift of tongues. U ایرانیها استعداد زبان دارند
edacity U استعداد خوردن شکم پرستی
strength U قدرت رزمی استعداد نفری
means end capacity U استعداد درک وسیله- هدف
strengths U قدرت رزمی استعداد نفری
peace time complement U استعداد مجاز زمان صلح
potentialities U عاملیت بالفعل استعداد نهانی
self rating U تعیین میزان استعداد خود
rhymester U شاعربی استعداد وکم مایه
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
seashore musical ability tests آزمون های استعداد موسیقی سیشور
peace time establishment U جدول استعداد مجاز زمان صلح
innervate U دارای پی کردن
authorized strength of theater U استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
minnesota clerical aptitude test U ازمون استعداد امور دفتری مینه سوتا
green thumb U استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
zigzag U دارای پیچ و خم کردن
embrasures U دارای منفذ کردن
personifying U دارای شخصیت کردن
embrasure U دارای منفذ کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
crenellate U دارای کنگره کردن
populates U دارای جمعیت کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
populating U دارای جمعیت کردن
crenelate U دارای کنگره کردن
personify U دارای شخصیت کردن
ensoul U دارای روح کردن
zigzags U دارای پیچ و خم کردن
insoul U دارای روح کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
populate U دارای جمعیت کردن
zigzagging U دارای پیچ و خم کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
indexed U :دارای فهرست کردن
tinkled U دارای طنین کردن
bodies U دارای جسم کردن
index U :دارای فهرست کردن
tinkle U دارای طنین کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
whipstitch U دارای مرز کردن
tinkles U دارای طنین کردن
body U دارای جسم کردن
indexes U :دارای فهرست کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
zigzagged U دارای پیچ و خم کردن
transistorize U دارای ترانسیتور کردن
vitaminize U دارای ویتامین کردن
rampart U دارای استحکامات کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com