Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scrawl
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawled
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawls
U
خط خطی کردن گشاد نشستن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
straddle
U
گشاد نشستن
straddled
U
گشاد نشستن
straddles
U
گشاد نشستن
sprawl
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawling
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls
U
گشاد نشستن هرزه روییدن
straddles
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddle
U
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
To walk with ones feet wide apart.
U
گشاد گشاد راه رفتن
She stared at him with wide eyes.
U
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
dilate
U
گشاد کردن
reaming
U
گشاد کردن
dilates
U
گشاد کردن
ream
U
گشاد کردن
dilating
U
گشاد کردن
slackest
U
کساد کردن گشاد
slacks
U
کساد کردن گشاد
slack
U
کساد کردن گشاد
to let out
U
افشاکردن گشاد کردن
To widen a road .
U
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
To spend recklessly ( prodigally ) .
U
گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
clog
U
به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
clogs
U
به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
clogged
U
به گل نشستن گیر کردن چسبیدن
to sit out
U
نشستن بیشتر نشستن از
grabble
U
پهن نشستن جمع اوری کردن
to be in the pouts
U
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
to have the pout
U
در گوشه ای نشستن و قهر کردن
[اصطلاح مجازی]
wide
U
گشاد
broad
U
گشاد
straddle
U
گشاد با زی
loose
U
گشاد
looser
U
گشاد
loosest
U
گشاد
wider
U
گشاد
widest
U
گشاد
loose-fitting
U
گشاد
broader
U
گشاد
straddled
U
گشاد با زی
loose fitting
U
گشاد
broadest
U
گشاد
reamer
U
گشاد کن
straddles
U
گشاد با زی
slop
U
شلوار گشاد
slopped
U
شلوار گشاد
slopping
U
شلوار گشاد
bigmouthed
U
دهن گشاد
pajamas
U
شلوار گشاد
stretchiest
U
گشاد شونده
spacious
U
جامع گشاد
stretchy
U
گشاد شونده
stretchier
U
گشاد شونده
dilatant
U
گشاد شونده
slip on
U
لباس گشاد
wide mouthed
U
دهن گشاد
bell mouthed
U
دهن گشاد
slip-ons
U
لباس گشاد
astraddle
U
دارای پای گشاد
sacks
U
پیراهن گشاد و کوتاه
clump block
U
قرقره دهان گشاد
wide-eyed
U
دارای چشم گشاد
wide eyed
U
دارای چشم گشاد
sacked
U
پیراهن گشاد و کوتاه
dolman sleeve
U
استین گشاد و اویخته
robe
U
لباس بلند و گشاد
robes
U
لباس بلند و گشاد
sack
U
پیراهن گشاد و کوتاه
dalmatic
U
خرقه استین گشاد
oxbags
U
شلوار خیلی گشاد
oxford bags
U
شلوار خیلی گشاد
varix variously
U
سیاهرگ گشاد شده
mason jar
U
کوزه دهن گشاد
mother hubbard
U
لباس گشاد زنانه
blouse
U
پیراهن یاجامه گشاد
jars
U
شیشه دهن گشاد
Wellington
U
چکمه دهان گشاد
blouses
U
پیراهن یاجامه گشاد
varicosity
U
گشاد شدگی سیاهرگ
jarred
U
کوزه دهن گشاد
jarred
U
شیشه دهن گشاد
jar
U
شیشه دهن گشاد
carboy
U
تنگ دهن گشاد
jars
U
کوزه دهن گشاد
capacious
U
گنجایش دار گشاد
jar
U
کوزه دهن گشاد
putrefy
U
چرک نشستن چرک کردن
putrefying
U
چرک نشستن چرک کردن
putrefied
U
چرک نشستن چرک کردن
putrefies
U
چرک نشستن چرک کردن
forward seat
U
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
risks
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risking
U
گشاد بازی بخطر انداختن
risk
U
گشاد بازی بخطر انداختن
straddles
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
risked
U
گشاد بازی بخطر انداختن
straddle
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
carronade
U
یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
straddled
U
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
These shoes are too big for me .
U
این کفشها برایم گشاد است
rochet
U
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
krater
U
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
raglan
U
پالتو استین گشاد سبک و فراخ
to take a chair
U
نشستن
running aground
U
به گل نشستن
awaiting
U
نشستن
awaits
U
نشستن
awaited
U
نشستن
perching
U
نشستن
to lose ground
U
پس نشستن
perches
U
نشستن
to give ground
U
پس نشستن
sits
U
نشستن
perch
U
نشستن
perched
U
نشستن
sit
U
نشستن
seized
U
نشستن
seizes
U
نشستن
await
U
نشستن
recoiled
U
پس نشستن
recoiling
U
پس نشستن
recoils
U
پس نشستن
recoil
U
پس نشستن
seize
U
نشستن
varicosity
U
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
pajamas
U
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
She likes loose - fitting dresses .
U
از لباس های گشاد خوشش نمی آید
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
The shoes are a size too big for my feet.
U
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
to f. the throne
U
برتخت نشستن
to fall back
U
عقب نشستن
to fill the chair
U
برکرسی نشستن
insidiate
U
در کمین نشستن
land
U
به گل نشستن کشتی
ambush
U
در کمین نشستن
bow out
U
عقب نشستن
to come to the throne
U
بر تخت نشستن
ambushing
U
در کمین نشستن
bench
U
بر کرسی نشستن
benches
U
بر کرسی نشستن
ambushes
U
در کمین نشستن
ambushed
U
در کمین نشستن
land
U
به زمین نشستن
land
U
بزمین نشستن
ground
U
بزمین نشستن
setback
U
عقب نشستن
to lie in w
U
درکمین نشستن
to lie in a
U
درکمین نشستن
abate
فرو نشستن
sit up
<idiom>
U
بیدار نشستن
throne
U
برتخت نشستن
stranding
U
به گل نشستن کشتی
thrones
U
برتخت نشستن
to run aground
U
بگل نشستن
subside
U
فرو نشستن
subsided
U
فرو نشستن
subsides
U
فرو نشستن
subsiding
U
فرو نشستن
strands
U
به گل نشستن کشتی
strand
U
به گل نشستن کشتی
landing
U
نشستن هواپیما
landings
U
نشستن هواپیما
sit up
U
راست نشستن
suppurate
U
چرک نشستن
setbacks
U
عقب نشستن
to take the wheel
U
پشت رل نشستن
sags
U
فرو نشستن
sagged
U
فرو نشستن
sag
U
فرو نشستن
to take ground
U
بگل نشستن
to take ground
U
بخاک نشستن
take sanctuary
U
بست نشستن
swamp
U
به گل نشستن قایق
sitting duck
<idiom>
U
بی خیال نشستن
outsit
U
بیشتر نشستن از
dwit koobi
U
نشستن به عقب
to sit up
U
راست نشستن
to knock back
U
عقب نشستن
swamps
U
به گل نشستن قایق
swamping
U
به گل نشستن قایق
swamped
U
به گل نشستن قایق
to a the throne
U
برتخت نشستن
rankling
U
چرک نشستن
sprawling
U
پهن نشستن
rankled
U
چرک نشستن
sprawl
U
پهن نشستن
to hunker down
U
چمباتمه نشستن
ground position
U
در خاک نشستن
rankles
U
چرک نشستن
give way
U
عقب نشستن
rankle
U
چرک نشستن
sprawls
U
پهن نشستن
hunker down
U
روی پا نشستن
bloomer
U
شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere
U
خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
landing
U
بزمین نشستن هواپیما
waylay
U
درکمین کسی نشستن
slump test
U
ازمایش فرو نشستن
waylaying
U
درکمین کسی نشستن
waylaid
U
درکمین کسی نشستن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com