English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to tear down a building U خراب کردن ساختمانی
to pull down a building U خراب کردن ساختمانی
to demolish a building U خراب کردن ساختمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
faults U تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
fault U تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
faulted U تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
to pull down a building U متلاشی کردن ساختمانی
to tear down a building U متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building U متلاشی کردن ساختمانی
dud U ترقه خراب هرچیز خراب
to plan a building U نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
to do for U خراب کردن
to cut up U خراب کردن
unbuild U خراب کردن
go to pot <idiom> U خراب کردن
make havoc with U خراب کردن
botching U خراب کردن
botches U خراب کردن
muddle U خراب کردن
muddled U خراب کردن
botch U خراب کردن
muddles U خراب کردن
muddling U خراب کردن
botched U خراب کردن
to make a hash of U خراب کردن
wrack U خراب کردن
marred U خراب کردن
mar U خراب کردن
destroys U خراب کردن
overtumble U خراب کردن
destroying U خراب کردن
corrupt U خراب کردن
corrupted U خراب کردن
corrupting U خراب کردن
destroy U خراب کردن
to lay in ruin U خراب کردن
corrupts U خراب کردن
demonish U خراب کردن
amortize U خراب کردن
dilapidate U خراب کردن
marring U خراب کردن
disfigured U خراب کردن
take down U خراب کردن
demolition U خراب کردن
demolitions U خراب کردن
demolishing U خراب کردن
demolishes U خراب کردن
demolished U خراب کردن
disfiguring U خراب کردن
disfigures U خراب کردن
undo U خراب کردن
demolish U خراب کردن
vitiating U خراب کردن
vitiates U خراب کردن
vitiated U خراب کردن
vitiate U خراب کردن
to play the deuce with U خراب کردن
disfigure U خراب کردن
bungling U خراب کردن
bungles U خراب کردن
to break down U خراب کردن
to mull a mull of U خراب کردن
impaired U خراب کردن
pull down U خراب کردن
impair U خراب کردن
undoes U خراب کردن
to bring to nought U خراب کردن
cut up U خراب کردن
to take down U خراب کردن
bungled U خراب کردن
impairs U خراب کردن
bungle U خراب کردن
impairing U خراب کردن
undermines U از زیر خراب کردن
raze or rase U بکلی خراب کردن
double foult U خراب کردن پی در پی دوسرویس
over run U خراب کردن در هم نوردیدن
To spoilt things . To mess thing up . U کارها را خراب کردن
to do up U خانه خراب کردن
to crock up U خراب کردن یاشدن
side out U خراب کردن سرویس
batter U خراب کردن خمیر
batters U خراب کردن خمیر
to bring to ruin U خانه خراب کردن
to wreck U کاملا خراب کردن
undermined U از زیر خراب کردن
undermine U از زیر خراب کردن
deteriorate U خراب کردن روبزوال گذاشتن
deteriorated U خراب کردن روبزوال گذاشتن
muck U خراب کردن زحمت کشیدن
frustrating U فکر کسی را خراب کردن
frustrate U فکر کسی را خراب کردن
frustrates U فکر کسی را خراب کردن
to break aset U خراب یا ناقص کردن یک دستگاه
deteriorates U خراب کردن روبزوال گذاشتن
simple leg ride U شگک خراب کردن حریف
deteriorating U خراب کردن روبزوال گذاشتن
hand out U خراب کردن سرویس اسکواش
unmake U بهم زدن خراب کردن
To get damaged . To become defective . U عیب کردن ( خراب شدن )
to torpedo U خراب کردن [برنامه یا نقشه]
ram U سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
rams U سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
boot U خراب کردن توپ هنگام گرفتن ان
rammed U سنبه زدن باذژکوب خراب کردن
wrecking U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wreck U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
overwrite U و خراب کردن هر داده دیگر در این محل
foul up <idiom> U با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن
lay waste <idiom> U خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
wrecks U لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
devastate U خراب کردن تاراج کردن
to pull down U خراب کردن بی بنیه کردن
devastates U خراب کردن تاراج کردن
ruinate U خراب کردن منهدم کردن
destroys U خراب کردن معدوم کردن
ruins U خراب کردن فنا کردن
destroying U خراب کردن معدوم کردن
ruin U خراب کردن فنا کردن
ruining U خراب کردن فنا کردن
destroy U خراب کردن معدوم کردن
sick U مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sickest U مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
corrupted U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt U تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
langrage U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langrel U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
langridge U اهن پارهای که برای خراب کردن بادبان و اسباب کشتی بکار میرود
structural U ساختمانی
constructional U ساختمانی
structurally U ساختمانی
organic U ساختمانی
building line U بر ساختمانی
trapdoor U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors U فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
components U جزء ساختمانی
to found a building U ساختمانی بینادکردن
structural crack U ترک ساختمانی
structural steel U فولاد ساختمانی
building operations U عملیات ساختمانی
structural draftsman U نقشه کش ساختمانی
structural drawing U نقشه ساختمانی
ashlar U سنگ ساختمانی
structural joints U درزهای ساختمانی
structural member U عضو ساختمانی
structural concrete U بتن ساختمانی
building limes U اهک ساختمانی
building material U مصالح ساختمانی
members U جزء ساختمانی
structrual stability U ثبات ساختمانی
structrual stability U استحکام ساختمانی
member U جزء ساختمانی
structrual steelwork U فولاد ساختمانی
monumentality U عظمت ساختمانی
Construction works . U عملیات ساختمانی
structual engineering U مهندس ساختمانی
component U جزء ساختمانی
basic construction unit U واحد ساختمانی
structural factor U ضریب ساختمانی
construction joint U درز ساختمانی
sited U کارگاه ساختمانی
building site U کارگاه ساختمانی
site U زمین ساختمانی
timber U چوب ساختمانی
site U کارگاه ساختمانی
ashler U سنگ ساختمانی
site building U زمین ساختمانی
constructive U مفید ساختمانی
grillage U شبکه ساختمانی
building unit U واحد ساختمانی
building work U کار ساختمانی
building sites U کارگاه ساختمانی
site office U دفتر ساختمانی
artificial stone U سنگ ساختمانی
contractors yard U واحد ساختمانی
basic unit assembly group U گروه ساختمانی
contractors plant U ماشینهای ساختمانی
sites U زمین ساختمانی
construction joints U درزهای ساختمانی
structural timber U الوار ساختمانی
sited U زمین ساختمانی
sites U کارگاه ساختمانی
intelligent building U [ساختمانی با سرویس هوشمند]
fabrique U [ساختمانی در محوطه باغ]
material testing laboratory U ازمایشگاه مصالح ساختمانی
masonry lining U پوشش با مصالح ساختمانی
sidewalk superintendent U نافر عملیات ساختمانی
building machinery U ماشین الات ساختمانی
home wiring U سیم کشی ساختمانی
public works U کارهای ساختمانی همگانی
material storage area U انبار مصالح ساختمانی
steel fabric U بافت فولاد ساختمانی
modules U مدلهای نمونه ساختمانی
sheer plan U نقشه ساختمانی ناو
ashlar U سنگ ساختمانی تراشیده
structural design U طرح و محاسبات ساختمانی
constitutive U تشکیل دهنده ساختمانی
structural transformation U تغییر شکل ساختمانی
pattern construction drawing U الگوی نقشههای ساختمانی
light weight unit U واحد ساختمانی سبک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com