English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
get off U حرکت کردن عزیمت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Date of departure . Departure date. U تاریخ عزیمت (روز حرکت )
pike U عزیمت کردن
get around <idiom> U عزیمت کردن
goes U عزیمت کردن
go U عزیمت کردن
vamoose U عزیمت کردن
leadoff U عزیمت کردن رهبری کردن
routing U عزیمت کردن راه افتادن
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
departure report U گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
behave U سلوک کردن حرکت کردن
behaves U سلوک کردن حرکت کردن
behaving U سلوک کردن حرکت کردن
behaved U سلوک کردن حرکت کردن
trek U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekking U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks U کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
inch U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
move U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
moves U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
plotted U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plot U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
underway U در حال حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
to tailgate the motorist in front U سر به دم حرکت کردن [اصطلاح روزمره]
wriggled U حرکت کرم وار کردن
zoomed U با صدای وزوز حرکت کردن
choking U مسدود کردن از حرکت بازداشتن
criss-crosses U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossed U بهطور متقاطع حرکت کردن
proceeded U رهسپار شدن حرکت کردن
slug U مثل حلزون حرکت کردن
starboard U بطرف راست حرکت کردن
criss-crossing U بهطور متقاطع حرکت کردن
to bolt U با سرعت زیاد حرکت کردن
To move backwards and forwards. U عقب وجلو حرکت کردن
lobbing U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
zooms U با صدای وزوز حرکت کردن
slugs U مثل حلزون حرکت کردن
maneuver U حرکت جنگی مانور کردن
slugged U مثل حلزون حرکت کردن
proceed U رهسپار شدن حرکت کردن
zoom U با صدای وزوز حرکت کردن
to fall down the river U باجریان رودخانه حرکت کردن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
wriggle U حرکت کرم وار کردن
accost U در امتداد چیزی حرکت کردن
accosted U در امتداد چیزی حرکت کردن
accosting U در امتداد چیزی حرکت کردن
accosts U در امتداد چیزی حرکت کردن
skip U رقص کنان حرکت کردن
shuffling U این سو وان سو حرکت کردن
shuffled U این سو وان سو حرکت کردن
shuffle U این سو وان سو حرکت کردن
skipped U رقص کنان حرکت کردن
lomomote U از جایی بجایی حرکت کردن
ripples U بطور موجی حرکت کردن
shuffles U این سو وان سو حرکت کردن
depart U روانه شدن حرکت کردن
maneuver U حرکت دادن یاحرکت کردن
departing U روانه شدن حرکت کردن
departs U روانه شدن حرکت کردن
wriggling U حرکت کرم وار کردن
freewheels U با ازادی حرکت وجنبش کردن
wriggles U حرکت کرم وار کردن
freewheeled U با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheel U با ازادی حرکت وجنبش کردن
ripple U بطور موجی حرکت کردن
rippled U بطور موجی حرکت کردن
skips U رقص کنان حرکت کردن
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
paddling U با باله شنا حرکت کردن
sway away U رد کردن ضربه با حرکت بدن
to flounce U حرکت تند و ناگهانی کردن
leapfrogged U باجست وخیز حرکت کردن
skulks U گروه دزدکی حرکت کردن
skulking U گروه دزدکی حرکت کردن
moves U حرکت کردن تکان خوردن
leapfrogging U باجست وخیز حرکت کردن
cannonball U سریع السیر حرکت کردن
galvanize U تحریک کردن به حرکت واداشتن
skulked U گروه دزدکی حرکت کردن
paddles U با باله شنا حرکت کردن
jibing U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
lobs U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
belt U باشدت حرکت یا عمل کردن
belted U باشدت حرکت یا عمل کردن
belts U باشدت حرکت یا عمل کردن
lob U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
gibes U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibe U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
jibed U ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
lobbed U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
paddle U با باله شنا حرکت کردن
paddled U با باله شنا حرکت کردن
leapfrogs U باجست وخیز حرکت کردن
fudged U فریفتن اهسته حرکت کردن
hulks U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
ambulate U حرکت کردن درحرکت بودن
moved U حرکت کردن تکان خوردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com