Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to gather information
[about; on]
U
جمع آوری کردن اطلاعات
[در مورد]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
acquisition
U
پذیرفتن یا نگهداشتن یا جمع آوری اطلاعات
acquisitions
U
پذیرفتن یا نگهداشتن یا جمع آوری اطلاعات
batch processing
U
سیستم پردازش داده ها که در آن اطلاعات در دسته هایی جمع آوری می شوند و سپس در یک ماشین اجرا می شوند
collator
U
1-نرم افزار جمع آوری داده ها 2-وسیلهای کارت پانچ ها را جمع آوری میکند
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
collect
U
جمع آوری کردن
trapdoor
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoors
U
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
to gather supporters around oneself
U
جمع آوری کردن هواداران به دور خود
to rally scattered troops
U
جمع آوری کردن نیروهای نظامی پراکنده
to cull wool
U
پشم چیدن
[کندن و جمع آوری کردن]
collection activity
عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
associative storage
U
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service
U
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
attribute
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
derived information
U
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attributing
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributes
U
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card
U
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
radar correlation
U
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
automatic data processing
U
پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
distance vector protocols
U
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
developments
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
round up
<idiom>
U
گرد هم آوردن ،جمع آوری
She is hopping mad .
U
چرا می خواهی لجت را سر من در آوری ؟
development
U
توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
debriefs
U
اطلاعات کسب کردن
debriefed
U
اطلاعات کسب کردن
debrief
U
اطلاعات کسب کردن
overprint
U
فهرنویسی کردن اطلاعات
acquisition
U
جمع آوری داده در مورد یک موضوع
acquisitions
U
جمع آوری داده در مورد یک موضوع
collection
U
1-جمع آوری با هم 2-مجموعهای از موضوعات در کنار هم
collections
U
1-جمع آوری با هم 2-مجموعهای از موضوعات در کنار هم
connexions
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection
U
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
input
U
عمل وارد کردن اطلاعات
inputted
U
عمل وارد کردن اطلاعات
What are the collection procedures for ...?
U
روند جمع آوری برای ... چه
[جور]
است ؟
The funds collected so far .
U
وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
scrape up
<idiom>
U
پیدا یا جمع آوری چیزی ازروی نشانه
civilian internee information bureau
U
دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
data transceiver
U
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
defense system aquisition
U
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
accumulates
U
جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
accumulate
U
جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
accumulating
U
جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
CD R
U
فن آوری که به کاربر اجازه خواندن و نوشتن بر دیسک R-CD میدهد
interviews
U
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interviewed
U
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
interview
U
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
contamination
U
ذخیره کردن اطلاعات در جای نادرست در حافظه
investigating
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
back-up
U
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
feed
U
وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
interviewing
U
مصاحبه کردن برای جمع اوری اطلاعات
investigated
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
feeds
U
وارد کردن کاغذ در ماشین یا اطلاعات در کامپیوتر
types
U
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
keyboarding
U
عمل وارد کردن اطلاعات با صفحه کلید
investigates
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
back up
U
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
keyboarding
U
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
investigate
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
typed
U
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
type
U
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
help
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
zaps
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
conceals
U
پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
conceal
U
پنهان کردن یا نشان ندادن اطلاعات یا گرافیک به کاربر
interoperability
U
توانایی دو وسیله یا کامپیوتر برای رد و بدل کردن اطلاعات
density
U
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
densities
U
حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
R & D
U
سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
windowing
U
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
degausser
U
وسیلهای برای پاک کردن اطلاعات از دستگاه ضبط مغناطیسی
posted
U
وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
posts
U
وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post-
U
وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post
U
وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
distributes
U
چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distribute
U
چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
distributing
U
چ کردن بستههای شبکه توسط جابجایی اطلاعات بین گره ها
compacting
U
دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
compacted
U
دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
compact
U
دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
compacts
U
دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
corrupts
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupt
U
تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
voicing
U
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice
U
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voices
U
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
networking
U
در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
constants
U
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant
U
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
head switching
U
فعال کردن نوک خواندن ونوشتن به هنگام خوانده ونوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه ذخیره با دستیابی تصادفی
cues
U
پیام ارسالی روی صفحه نمایش برای یاد آوری به کاربر برای درخواست یک ورودی
CD WO
U
دیسک ROM-CD و فن آوری درایو که به کاربر اجازه میدهد فقط یک بار روی دیسک بنویسد
cue
U
پیام ارسالی روی صفحه نمایش برای یاد آوری به کاربر برای درخواست یک ورودی
connectivity
U
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
clearing
U
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings
U
تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
introduced
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces
U
بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
dp
U
پردازش روی داده برای تولید اطلاعات مفید یا مرتب کردن و سازماندهی فایلهای داده
graphics
U
وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
intelligence process
U
جریان پرورش اطلاعات پرورش اطلاعات
tablet
U
صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablets
U
صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
infra red link
U
سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
cross examination
U
به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
moves
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
counterintelligence
U
ضد اطلاعات
[pieces of]
information
U
اطلاعات
data
U
اطلاعات
intelligence
U
اطلاعات
information
U
اطلاعات
witting
U
اطلاعات
data element
U
عناصر اطلاعات
financial data
U
اطلاعات مالی
filter center
U
مرکزتوزیع اطلاعات
information center
U
مرکز اطلاعات
flow of information
U
گردش اطلاعات
dissemination
U
پخش اطلاعات
data element
U
جزئیات اطلاعات
essential elements of information
U
عناصراصلی اطلاعات
data base
U
مبنای اطلاعات
data processing
U
تهیه اطلاعات
secret
U
اطلاعات سری
secrets
U
اطلاعات سری
disinformation
U
اطلاعات دورغ
stationary information
U
اطلاعات لایتغیر
public information
U
اطلاعات عمومی
communication
U
عبور اطلاعات
genetic information
U
اطلاعات وراثتی
data communication
U
انتقال اطلاعات
information bureau
U
دفتر اطلاعات
marketing intelligence
U
اطلاعات بازاریابی
data input
U
اطلاعات ورودی
data item
U
جزئیات اطلاعات
spial officer
U
افسرتجسس و اطلاعات
meteorological data
U
اطلاعات هواسنجی
assistant chief of staff,g (intelligenc
U
معاونت اطلاعات
information desk
U
میز اطلاعات
military intelligence
U
اطلاعات نظامی
ministry of information
U
وزارت اطلاعات
information
U
مفروضات اطلاعات
information office
U
دفتر اطلاعات
data banks
U
بانک اطلاعات
pemican
U
اطلاعات خلاصه
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
spial
U
کسب اطلاعات
info
U
مخفف اطلاعات
logistical data
U
اطلاعات لجستیکی
intelligence
U
اطلاعات نظامی
defense information
U
اطلاعات نظامی
departmental intelligence
U
اطلاعات اداری
information sheet
U
برگه اطلاعات
perfect information
U
اطلاعات کامل
handout
U
برگه اطلاعات
defense information
U
اطلاعات دفاعی
data bank
U
بانک اطلاعات
data processing
U
پرورش اطلاعات
intelligence estimate
U
براورد اطلاعات
keep up with the news
<idiom>
U
حفظ اطلاعات
instruction pipeline
U
کانال اطلاعات
inquiry office
U
دفتر اطلاعات
input information
U
اطلاعات ورودی
wrong information
U
اطلاعات نادرست
information unit
U
واحد اطلاعات
information transmission
U
انتقال اطلاعات
combatintelligence
U
اطلاعات رزمی
combat intelligence
U
اطلاعات رزمی
pemmican
U
اطلاعات خلاصه
intelligence department
U
اداره اطلاعات
intelligence data
U
عناصر اطلاعات
intelligence journal
U
دفتریادداشت اطلاعات
intelligence office
U
دفتر اطلاعات
intelligence service
U
قسمت اطلاعات
weather intelligence
U
اطلاعات هواشناسی
false information
U
اطلاعات نادرست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com