Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to fit a dress on somebody
U
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to fit
U
برازاندن
[اندازه کردن]
جامه
zahn cup
U
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
to set measures to anything
U
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
paris doll
U
مجسمه برای ازمایش جامه زنانه
to be
[look]
somewhat
[the]
worse for wear
[person, thing]
U
مناسب نبودن برای پوشیدن
[جامه ای]
night clothes
U
لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
fearnought
U
یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
dress guard
U
اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
complimentary mourning
U
جامه ماتم که کسی برای احترام بمردهای که بااوخویشی ندارد بپوشد
constant
U
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constants
U
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
paduasoy
U
پارچه ابریشمی راه راه وبادوام که درسده هیجدهم برای جامه بکار می بردند
processor
U
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
viscosimeter
U
وسیلهای برای اندازه گیری ویسکوزیته
point size
U
برای اندازه گیری نوع یا متن
densitometer
U
وسیلهای برای اندازه گیری دانسیته اپتیکی
chain
U
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
chains
U
زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
at least
[no less than]
[not less than]
<adv.>
U
کم کمش
[حداقل]
[برای آگاهی اندازه یا شماره]
at a
[the]
minimum
<adv.>
U
کم کمش
[حداقل]
[برای آگاهی اندازه یا شماره]
capacitance bridge
U
نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
component efficiency
U
میزانی برای اندازه گیری بازده یک قسمت از یک ماشین
decibel
U
واحدی برای اندازه گیری شدت وضعف صدا
decibels
U
واحدی برای اندازه گیری شدت وضعف صدا
area
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
instrument for absolute measurement
U
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
body
U
نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
areas
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
bodies
U
نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
tape line
U
تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
engineering units
U
واحدهای اندازه گیری بکارگرفته شده برای یک متغیرپردازشی
hygrograph
U
دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جوی
lips
U
واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم
skiascope
U
اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه
Dhrystone benchmark
U
سیستمی آماری برای اندازه گیری و مقایسه کارایی کامپیوتر
theodolites
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolite
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
robe
U
جامه دربر کردن
robes
U
جامه دربر کردن
clobbering
U
جامه وصله کردن
dress
U
جامه بتن کردن
to clothe oneself
U
جامه برتن کردن
clobbers
U
جامه وصله کردن
dresses
U
جامه بتن کردن
clobber
U
جامه وصله کردن
clobbered
U
جامه وصله کردن
calliper
U
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
batcher
U
دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
perspectives
U
روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
caliper
U
نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطراجسام بکار میرود
perspective
U
روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
grey scale
U
سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
dipsticks
U
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
compensator
U
ابزاری برای اندازه گیری اختلاف فار بین اجزاء یک نورپلاریزه
dipstick
U
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
to wear a crape
U
جامه سوگواری برتن کردن
revest
U
جامه روحانی پوشیدن روکش کردن
gauging rod
U
میل سنجش) میلی است که مامور رسومات برای اندازه گرفتن عمق نوشاب
resolving power
U
اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
description
U
زبان برنامه سازی که دستوراتی را برای معرفی اندازه موقعیت ونوع متن گرافیک روی صفحه می پذیرد
z scale
U
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
descriptions
U
زبان برنامه سازی که دستوراتی را برای معرفی اندازه موقعیت ونوع متن گرافیک روی صفحه می پذیرد
gyro
U
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
modules
U
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
barn
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
module
U
اطاقک نمونه پیش ساخته واحد نمونه برای اندازه گیری
angle
U
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles
U
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it.
<proverb>
U
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typeface
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
penetrometer
U
وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
ieee
U
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
orifice meter
U
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
shoots
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
size
U
به اندازه کردن
sizes
U
به اندازه کردن
paged
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
pages
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
page
U
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
rulers
U
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
ruler
U
میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
measure
U
اندازه گیری کردن
gauge=gage
U
اندازه کردن اشل
to take measures
U
اندازه گیری کردن
vary infinitely
U
بی اندازه تغییر کردن
to a agarment to the body
U
جامهای را اندازه تن کردن
superpurgation
U
بی اندازه ازکار کردن
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
gage
U
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
U
اندازه گیر اندازه گرفتن
turnaround time
U
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
U
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
size
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
burden
U
بار کردن به اندازه فرفیت
margin
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
stack up
U
جمع کردن اندازه گرفتن
margins
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
burdens
U
بار کردن به اندازه فرفیت
to set a
U
اندازه گرفتن باطل کردن
conferencing
U
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
to overexert
U
خود را بیش از اندازه خسته کردن
meter
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
live up to one's income
U
به اندازه درامد خود خرج کردن
metre
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
metres
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
quantize
U
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
minimise
U
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
overwind
U
بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
measure
U
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
meter
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
leave (let) well enough alone
<idiom>
U
دل خوش کردن به چیزی که به اندازه کافی خوب است
metre
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
sizes
U
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
metres
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
size
U
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
night dress
U
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
ikon
U
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
rug names
U
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
halving adjustment
U
تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
timed
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
U
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
gauge
U
اندازه اندازه گیر
gauged
U
اندازه اندازه گیر
gauges
U
اندازه اندازه گیر
suit
U
جامه
monkhood dress
U
جامه
togs
U
جامه
apparel
U
جامه
transvestites
U
زن جامه
habits
U
جامه
suits
U
جامه
habit
U
جامه
tog
U
جامه
suited
U
جامه
transvestite
U
زن جامه
liveries
U
جامه
costume
U
جامه
raiment
U
جامه
costumes
U
جامه ها
rigs
U
جامه
costume
U
جامه
overclothes
U
جامه رو
toggery
U
جامه
weeds
U
جامه
costumes
U
جامه
vesture
U
جامه
thing
U
جامه
outwall
U
جامه
garments
U
جامه
garment
U
جامه
rig
U
جامه
livery
U
جامه
swallow tail coat
U
جامه شب
rigged
U
جامه
sadly dressed
U
جامه غم پوشیده
golds
U
جامه زری
weeds
U
جامه بوگی
scarlet
U
سرخ جامه
suit
U
جامه
[کت و شلوار]
samite
U
جامه زربفت
garb
U
جامه پوشانیدن به
tog
U
جامه پوشاندن
to wear mourning
U
جامه ماتم
change of clothes
U
جامه واگردان
gold
U
جامه زری
small cloths
U
جامه بچگانه
wooled
U
جامه پشمی
knock about clothes
U
جامه کار
cilice
U
جامه مویی
women's dres
U
جامه زنان
he wears a new suit to day
U
امروز جامه
smalls
U
جامه بچگانه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com