English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To widen a road . U جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
straddles U گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddle U گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled U گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
doppler broadening U تعریض دوپلری
To walk with ones feet wide apart. U گشاد گشاد راه رفتن
She stared at him with wide eyes. U با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
dilates U گشاد کردن
dilating U گشاد کردن
dilate U گشاد کردن
reaming U گشاد کردن
ream U گشاد کردن
slackest U کساد کردن گشاد
slack U کساد کردن گشاد
to let out U افشاکردن گشاد کردن
slacks U کساد کردن گشاد
To spend recklessly ( prodigally ) . U گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
scrawled U خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling U خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawl U خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawls U خط خطی کردن گشاد نشستن
divided highway [American E] U شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass U مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses U مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic U جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic U ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen U پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
service road U جاده کناری جاده سرویس
going U وضع جاده زمین جاده
road clearance U تخلیه کردن جاده
pull over <idiom> U متوقف کردن ماشین گوشه جاده
balisage U مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
barricading U سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricade U سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricaded U سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricades U سنگربندی کردن سد کردن جاده
to shift freight traffic from road to rail U حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
track clearer U جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance U مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
blocking U سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
wheel load U فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wide U گشاد
loose fitting U گشاد
straddled U گشاد با زی
wider U گشاد
widest U گشاد
broad U گشاد
broadest U گشاد
loose-fitting U گشاد
broader U گشاد
reamer U گشاد کن
straddles U گشاد با زی
straddle U گشاد با زی
looser U گشاد
loosest U گشاد
loose U گشاد
bigmouthed U دهن گشاد
spacious U جامع گشاد
dilatant U گشاد شونده
slopping U شلوار گشاد
slip-ons U لباس گشاد
stretchier U گشاد شونده
slopped U شلوار گشاد
slop U شلوار گشاد
pajamas U شلوار گشاد
bell mouthed U دهن گشاد
wide mouthed U دهن گشاد
straddle U گشاد نشستن
straddles U گشاد نشستن
straddled U گشاد نشستن
stretchy U گشاد شونده
stretchiest U گشاد شونده
slip on U لباس گشاد
jars U شیشه دهن گشاد
jars U کوزه دهن گشاد
oxbags U شلوار خیلی گشاد
astraddle U دارای پای گشاد
oxford bags U شلوار خیلی گشاد
mason jar U کوزه دهن گشاد
dalmatic U خرقه استین گشاد
blouse U پیراهن یاجامه گشاد
sacks U پیراهن گشاد و کوتاه
sacked U پیراهن گشاد و کوتاه
sack U پیراهن گشاد و کوتاه
capacious U گنجایش دار گشاد
Wellington U چکمه دهان گشاد
blouses U پیراهن یاجامه گشاد
mother hubbard U لباس گشاد زنانه
clump block U قرقره دهان گشاد
jarred U شیشه دهن گشاد
jarred U کوزه دهن گشاد
robe U لباس بلند و گشاد
wide eyed U دارای چشم گشاد
varicosity U گشاد شدگی سیاهرگ
robes U لباس بلند و گشاد
wide-eyed U دارای چشم گشاد
varix variously U سیاهرگ گشاد شده
jar U کوزه دهن گشاد
jar U شیشه دهن گشاد
dolman sleeve U استین گشاد و اویخته
carboy U تنگ دهن گشاد
straddle U میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles U میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled U میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
carronade U یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
sprawling U گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls U گشاد نشستن هرزه روییدن
risk U گشاد بازی بخطر انداختن
risks U گشاد بازی بخطر انداختن
risked U گشاد بازی بخطر انداختن
sprawl U گشاد نشستن هرزه روییدن
risking U گشاد بازی بخطر انداختن
sailed U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sail U کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
These shoes are too big for me . U این کفشها برایم گشاد است
raglan U پالتو استین گشاد سبک و فراخ
rochet U جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
krater U کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
My shoes stretched after wearing them for a couple of days . پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
She likes loose - fitting dresses . U از لباس های گشاد خوشش نمی آید
pajamas U جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
The shoes are a size too big for my feet. U کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
varicosity U جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
bloomer U شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere U خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
slopping U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
steamroller U باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollers U باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollered U باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollering U باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
The position is over his head . he cannot cope with it . U این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
road bed U کف جاده
pads U جاده
road block U سد جاده
rut U رد جاده
road جاده
roadless U بی جاده
pad U جاده
path U جاده
road blocks U سد جاده
invious U بی جاده
way U جاده
causeways U جاده
blocking U سد جاده
causeway U جاده
pathways U جاده
line U جاده
ruts U رد جاده
lines U جاده
roadbed U کف جاده
roads U جاده
route U جاده
track U جاده
turnpike U جاده
roadway U جاده
roadways U جاده
roadability U جاده رو
roadable U جاده رو
turnpikes U جاده
pathway U جاده
hard core U پی جاده
routes U جاده
tracks U جاده
tracked U جاده
paths U جاده
main road U جاده اصلی
the road was impaired U جاده خراب شد
byroad U جاده فرعی
by way U جاده پرت
third class road U جاده درجه سه
by the side of the road U در کنار جاده
traffic on public roads U ترافیک [جاده]
wayless U بدون جاده
the impediment of a road U پا گیرهای جاده
street traffic U ترافیک [جاده]
the impediment of a road U موانع جاده
spur track U جاده فرعی
main roads U جاده اصلی
concrete pavement U جاده بتنی
tracked U خط اهن جاده
tracks U خط اهن جاده
roadhog U خوک جاده
open route U جاده باز
spur U جاده انشعابی
spurring U جاده انشعابی
operational route U جاده رزمی
spurs U جاده انشعابی
sea lane U جاده دریایی
sea lanes U جاده دریایی
roadhogs U خوک جاده
molecular attracticm U جاده ذرات
collective goods U مانند جاده
clearing iron U جاده پاک کن
track U خط اهن جاده
chip spreader U جاده صاف کن
causeway U جاده سنگفرش
overhead roadway U جاده هوایی
criterium U مسابقه جاده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com