Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
layig up position
U
موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
oceanography
U
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
hydrography
U
تهیه نقشه دریایی
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
affording
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
supplied
U
تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
afford
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
projections
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
U
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
enabling
U
تهیه کردن برای
prearrange
U
قبلا تهیه کردن
extemporized
U
فورا تهیه کردن
getting
U
تهیه کردن فهمیدن
whomp up
U
بسرعت تهیه کردن
triplicate
U
در سه نسخه تهیه کردن
preparations
U
تهیه کردن اتش
extemporize
U
فورا تهیه کردن
preparation
U
تهیه کردن اتش
get
U
تهیه کردن فهمیدن
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
harness
U
اشیاء تهیه کردن
extemporizes
U
فورا تهیه کردن
extemporizing
U
فورا تهیه کردن
enabled
U
تهیه کردن برای
enable
U
تهیه کردن برای
programme
U
برنامه تهیه کردن
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
program
U
برنامه تهیه کردن
process
U
تهیه و تولید کردن
funded
U
تهیه وجه کردن
gets
U
تهیه کردن فهمیدن
bills
U
تهیه کردن صورتحساب
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
processes
U
تهیه و تولید کردن
fund
U
تهیه وجه کردن
extemporising
U
فورا تهیه کردن
programmes
U
برنامه تهیه کردن
extemporises
U
فورا تهیه کردن
effigies
U
تمثال تهیه کردن
effigy
U
تمثال تهیه کردن
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
enables
U
تهیه کردن برای
extemporised
U
فورا تهیه کردن
conserved
U
کنسرو تهیه کردن
conserve
U
کنسرو تهیه کردن
conserves
U
کنسرو تهیه کردن
conserving
U
کنسرو تهیه کردن
programs
U
برنامه تهیه کردن
mush
U
حریره اردذرت تهیه کردن
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
drafts
U
تهیه کردن پیش نویس
to draw up
U
تهیه کردن درصف اوردن
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
draft
U
تهیه کردن پیش نویس
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
drafted
U
تهیه کردن پیش نویس
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
handwrite
U
نسخه خطی تهیه کردن
scabble
U
زمخت وناصاف تهیه کردن
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
revictual
U
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
financing
U
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
U
علم دارایی تهیه پول کردن
finance
U
علم دارایی تهیه پول کردن
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
financed
U
علم دارایی تهیه پول کردن
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
munition
U
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
formulation
U
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
mekeready
U
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
U
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
finances
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement
U
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
furnish
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financed
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishing
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
bookings
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
put out
U
تهیه کردن اشفته کردن
furnish
U
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
U
مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats.
U
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
to draw out
U
تهیه کردن طرح کردن
makes
U
تهیه کردن طرح کردن
make
U
تهیه کردن طرح کردن
furnishing
U
مزین کردن تهیه کردن
intracoastal sealift
U
سیستم حمل و نقل دریایی ساحلی در عملیات
sea frontiers
U
مرزبانی دریایی پایگاه فرماندهی دفاع ساحلی
purveys
U
تهیه
supplying
U
تهیه
purveying
U
تهیه
seating
U
تهیه جا
provision
U
تهیه
supply
U
تهیه
supplied
U
تهیه
counter preparation
U
ضد تهیه
preparation
U
تهیه
preparations
U
تهیه
purveyed
U
تهیه
ministration
U
تهیه
procurement
U
تهیه
off hand
U
بی تهیه
housing
U
تهیه جا
purvey
U
تهیه
daymark
U
علامت ساحلی بدون چراغ فار دریایی روزانه
code
U
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
placements
U
تهیه کار
placements
U
تهیه شغل
placement
U
تهیه شغل
placement
U
تهیه کار
on the stocks
U
د رشرف تهیه
lighting feeder
U
تهیه روشنایی
vacuum-packed
تهیه شده
provisionment
U
تهیه خواربار
purveyance
U
تهیه خواربار
preparation
U
اتش تهیه
victualage
U
تهیه اذوقه
victual
U
تهیه اذوقه
preparation
U
تهیه مقدمات
furtherance
U
تهیه وسایل
provides
U
تهیه دیدن
provide
U
تهیه دیدن
preparation
U
تهیه و ارایش
preparations
U
تهیه مقدمات
preparations
U
اتش تهیه
triplication
U
تهیه در سه نسخه
parasceve
U
روز تهیه
preparations
U
تهیه و ارایش
triplicity
U
تهیه در سه نسخه
weaponry
U
تهیه سلاح
to make provision
U
تهیه دیدن
base development
U
تهیه پایگاه
counter preparation
U
تیر ضد تهیه
photo imagery
U
تهیه عکس
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com