Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
put out
U
تهیه کردن اشفته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
laying up
U
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
embroils
U
اشفته کردن
puzzling
U
اشفته کردن
to put in a flutter
U
اشفته کردن
embrangle
U
اشفته کردن
puzzle
U
اشفته کردن
roil
U
اشفته کردن
pertub
U
اشفته کردن
embroiling
U
اشفته کردن
embroiled
U
اشفته کردن
mess
U
اشفته کردن
messes
U
اشفته کردن
harrows
U
اشفته کردن
harrow
U
اشفته کردن
embroil
U
اشفته کردن
puzzles
U
اشفته کردن
dishevel
U
ژولیده کردن اشفته کردن
upsetting
U
اشفته کردن مضطرب کردن
flummoxing
U
اشفته کردن مغشوش کردن
flummoxes
U
اشفته کردن مغشوش کردن
flummoxed
U
اشفته کردن مغشوش کردن
upset
U
اشفته کردن مضطرب کردن
upsets
U
اشفته کردن مضطرب کردن
flummox
U
اشفته کردن مغشوش کردن
purvey
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
U
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
snafu
U
اشفته بودن درهم وبرهم کردن
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
schematize
U
بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pre engage
U
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation
U
تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to pull off something
[contract, job etc.]
U
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
orchestrating
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back-up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrated
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up
U
کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates
U
هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
bookings
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
U
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
to draw out
U
تهیه کردن طرح کردن
makes
U
تهیه کردن طرح کردن
furnish
U
مزین کردن تهیه کردن
furnishes
U
مزین کردن تهیه کردن
make
U
تهیه کردن طرح کردن
furnishing
U
مزین کردن تهیه کردن
To make reservations. To book seats.
U
جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
supplied
U
تهیه کردن
procuring
U
تهیه کردن
supplying
U
تهیه کردن
preparing
U
تهیه کردن
supply
U
تهیه کردن
procured
U
تهیه کردن
procure
U
تهیه کردن
procures
U
تهیه کردن
prepare
U
تهیه کردن
prepares
U
تهیه کردن
blend
U
تهیه کردن
affording
U
تهیه کردن
administers
U
تهیه کردن
provision
U
تهیه کردن
process
U
تهیه کردن
administering
U
تهیه کردن
caters
U
تهیه کردن
catering
U
تهیه کردن
catered
U
تهیه کردن
cater
U
تهیه کردن
afford
U
تهیه کردن
affords
U
تهیه کردن
administered
U
تهیه کردن
processes
U
تهیه کردن
administer
U
تهیه کردن
afforded
U
تهیه کردن
to find in
U
تهیه کردن
blends
U
تهیه کردن
provides
U
تهیه کردن
provide
U
تهیه کردن
conserve
U
کنسرو تهیه کردن
conserves
U
کنسرو تهیه کردن
conserving
U
کنسرو تهیه کردن
enabling
U
تهیه کردن برای
conserved
U
کنسرو تهیه کردن
fund
U
تهیه وجه کردن
enable
U
تهیه کردن برای
enables
U
تهیه کردن برای
enabled
U
تهیه کردن برای
triplicate
U
در سه نسخه تهیه کردن
bill
U
تهیه کردن صورتحساب
bills
U
تهیه کردن صورتحساب
preparations
U
تهیه کردن اتش
harnessing
U
اشیاء تهیه کردن
programme
U
برنامه تهیه کردن
programmes
U
برنامه تهیه کردن
whomp up
U
بسرعت تهیه کردن
prearrange
U
قبلا تهیه کردن
effigy
U
تمثال تهیه کردن
effigies
U
تمثال تهیه کردن
funded
U
تهیه وجه کردن
getting
U
تهیه کردن فهمیدن
gets
U
تهیه کردن فهمیدن
get
U
تهیه کردن فهمیدن
harnessed
U
اشیاء تهیه کردن
harness
U
اشیاء تهیه کردن
programs
U
برنامه تهیه کردن
program
U
برنامه تهیه کردن
processes
U
تهیه و تولید کردن
preparation
U
تهیه کردن اتش
process
U
تهیه و تولید کردن
quadruplicate
U
در چهارنسخه تهیه کردن
extemporised
U
فورا تهیه کردن
extemporize
U
فورا تهیه کردن
extemporises
U
فورا تهیه کردن
extemporising
U
فورا تهیه کردن
extemporizes
U
فورا تهیه کردن
extemporizing
U
فورا تهیه کردن
extemporized
U
فورا تهیه کردن
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
projection print
U
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
financed
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
boss
U
نقش برجسته تهیه کردن
finances
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
bossing
U
نقش برجسته تهیه کردن
bosses
U
نقش برجسته تهیه کردن
bossed
U
نقش برجسته تهیه کردن
draft
U
تهیه کردن پیش نویس
to draw up
U
تهیه کردن درصف اوردن
mush
U
حریره اردذرت تهیه کردن
to serve the city with water
U
اب برای شهر تهیه کردن
drafts
U
تهیه کردن پیش نویس
handwrite
U
نسخه خطی تهیه کردن
to provide for old age
U
برای پیری تهیه کردن
drafted
U
تهیه کردن پیش نویس
scabble
U
زمخت وناصاف تهیه کردن
to raise funds
U
تهیه وجه یاسرمایه کردن
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
finance
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
financing
U
بودجه چیزی را تهیه کردن
munition
U
تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
outlined
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
financing
U
علم دارایی تهیه پول کردن
outline
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
finance
U
علم دارایی تهیه پول کردن
finances
U
علم دارایی تهیه پول کردن
financed
U
علم دارایی تهیه پول کردن
outlining
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
develop
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
outlines
U
مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
revictual
U
دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
develops
U
توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
preparative
U
تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
mekeready
U
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready
U
وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation
U
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
financed
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnish
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement
U
تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
finance
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishing
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finances
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes
U
تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
financing
U
درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
map
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
maps
U
نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
code
U
قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
conformal projection
U
نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
mapping
U
نقشه کشی کردن تهیه نقشه
purveyed
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
U
تهیه اذوقه تهیه سورسات
briefed
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief
U
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
tea leaf
U
برگ چای
[از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
skeletonizer
U
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
upsets
U
اشفته
upsetting
U
اشفته
chaotic
U
اشفته
flickering
U
اشفته
berserk
U
اشفته
disturbed
U
اشفته
inquiet
U
اشفته
tumultuary
U
اشفته
turbulant
U
اشفته
garbled
U
اشفته
messy
U
اشفته
turbulent
U
اشفته
perturbate
U
اشفته
upset
U
اشفته
frenzied
U
اشفته
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
vexatious
U
اشفته مضطرب
berserker
U
اشفته ازجادررفته
unsettled
U
اشفته مختل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com