English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to fix quota U تعیین سهمیه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
air transport allocations board U هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
authentication U تعیین نشانی تعیین معرف کردن
locating U جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates U جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate U جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
located U جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
allocations U سهمیه سهمیه دادن
allocation U سهمیه سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
current operating allowance U سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
time U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
to prescribe something [legal provision] U چیزی را تعیین کردن [تجویز کردن] [ماده قانونی] [حقوق]
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
set out U شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
designates U انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designate U انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designating U انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
fix U تعیین کردن
slate U تعیین کردن
bound U تعیین کردن
slated U تعیین کردن
slates U تعیین کردن
formulation U تعیین کردن
appointe U تعیین کردن
tell off U تعیین کردن
ascertian U تعیین کردن
fixes U تعیین کردن
specify U تعیین کردن
determine U تعیین کردن
blood group U تعیین کردن
determines U تعیین کردن
determining U تعیین کردن
blood groups U تعیین کردن
blood type U تعیین کردن
blood types U تعیین کردن
fix on U تعیین کردن
specifying U تعیین کردن
appoints U تعیین کردن
identified U تعیین کردن
appoint U تعیین کردن
identifies U تعیین کردن
identify U تعیین کردن
specifies U تعیین کردن
identifying U تعیین کردن
quota U سهمیه
allowance U سهمیه
allowances U سهمیه
coupon U سهمیه
quotas U سهمیه
ration U سهمیه
allotment U سهمیه
rations U سهمیه
allotments U سهمیه
coupons U سهمیه
scantling U سهمیه
contribution U سهمیه
contributions U سهمیه
rationed U سهمیه
assesses U تعیین کردن بستن
demarcating U تعیین حدود کردن
appraisals U تعیین قیمت کردن
prifixal U قبلا تعیین کردن
quantify U کمیت را تعیین کردن
abound O تعیین حدود کردن
assessing U تعیین کردن بستن
demarcates U تعیین حدود کردن
rezone U از نومحدوده تعیین کردن
quantifies U کمیت را تعیین کردن
quantified U کمیت را تعیین کردن
fix U تعیین کردن قراردادن
delimit U تعیین کردن حدود
prifix U قبلا تعیین کردن
assess U تعیین کردن بستن
demarcate U تعیین حدود کردن
pin point U تعیین محل کردن
identifying U تعیین هویت کردن
fixes U تعیین کردن قراردادن
assessed U تعیین کردن بستن
appraisal U تعیین قیمت کردن
demarcated U تعیین حدود کردن
delimits U تعیین کردن حدود
identifies U تعیین هویت کردن
locate U تعیین محل کردن
clearance U تعیین صلاحیت کردن
state U تعیین کردن حال
state- U تعیین کردن حال
predetermine U قبلا تعیین کردن
stating U تعیین کردن حال
states U تعیین کردن حال
pegs U تعیین حدود کردن
stated U تعیین کردن حال
located U تعیین محل کردن
quantifying U کمیت را تعیین کردن
delimited U تعیین کردن حدود
genealogize U تعیین نسب کردن
identify U تعیین هویت کردن
peg U تعیین حدود کردن
delimiting U تعیین کردن حدود
locating U تعیین محل کردن
identified U تعیین هویت کردن
admeasure U تعیین حصه کردن
locates U تعیین محل کردن
predestine U قبلا تعیین کردن
qualifies U تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
qualify U تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
appointment quota U سهمیه ماموریت
authorized allowance U سهمیه مجاز
import quotas U سهمیه وارداتی
quotas U سهمیه بندی
import quota U سهمیه وارداتی
quotations U سهمیه بندی
quota sample U نمونه سهمیه
quota agreement U موافقت سهمیه
quota U سهمیه بندی
ammunition credit U سهمیه مهمات
quotation U سهمیه بندی
appointment quota U سهمیه مشاغل
export quotus U سهمیه صادرات
sale quota U سهمیه فروش
rationing U سهمیه بندی
prescribes U نسخه نوشتن تعیین کردن
quantitate U چندی چیزی را تعیین کردن
state- U تعیین کردن وقرار دادن
prescribe U نسخه نوشتن تعیین کردن
states U تعیین کردن وقرار دادن
stating U تعیین کردن وقرار دادن
state U تعیین کردن وقرار دادن
route U مسیر چیزیرا تعیین کردن
prescribing U نسخه نوشتن تعیین کردن
routes U مسیر چیزیرا تعیین کردن
subrogate U قائم مقام تعیین کردن
stated U تعیین کردن وقرار دادن
to set out U نشان دادن تعیین کردن
prescribed U نسخه نوشتن تعیین کردن
rationed U خارج قسمت سهمیه
apportionment U واگذاری سهمیه بودجه
table of allowance U جدول سهمیه مجاز
authorized parts list U سهمیه مجاز قطعات
authorized allowance supplies U سهمیه اماد مجاز
authorized allowance supplies U سهمیه مجاز اماد
target allocation U سهمیه بندی هدف
rations U خارج قسمت سهمیه
quota share treaty U قرار سهمیه بندی
quota system U نظام سهمیه بندی
consolidated table of allowance U جدول سهمیه عمومی
circuit allocated use U سهمیه مدارهای مجاز
ration U خارج قسمت سهمیه
consolidated table of allowance U جدول سهمیه مشترک
common table of allowance U جداول سهمیه عمومی
general allotment U سهمیه عمومی یا کلی
ammunition credit U سهمیه مهمات ذخیره
rationing system U نظام سهمیه بندی
sexualize U جنس برای چیزی تعیین کردن
grant a period of grace U ضرب الاجل تعیین کردن تمهیل
exact location U تعیین کردن محل دقیق نقاط
bulk replacement storage U سهمیه کل جایگزینی درصحنه عملیات
allotment serial number U شماره سری سهمیه واگذارشده
appraises U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraised U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
to orient compound U نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
appraise U تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
basic allowance U سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
quantize U با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
authentication U تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
dosimetry U تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
assigns U ارجاع کردن تعیین کردن
locates U تعیین کردن معلوم کردن
define U تعیین کردن تعریف کردن
defined U تعیین کردن تعریف کردن
locating U تعیین کردن معلوم کردن
assign U ارجاع کردن تعیین کردن
assigned U ارجاع کردن تعیین کردن
locate U تعیین کردن معلوم کردن
defining U تعیین کردن تعریف کردن
assigning U ارجاع کردن تعیین کردن
located U تعیین کردن معلوم کردن
limit U محدود کردن تعیین کردن حد
defines U تعیین کردن تعریف کردن
allowance for anticipated U سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
doctrine U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
doctrines U اصولی که نحوه اجرا و پیاده کردن یک ایده ئولوژی را تعیین میکند
air priorities committee U کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
applied U هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
plot U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted U تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
convoy routing U تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
carring over U تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
radar locating U تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
locate U تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
locating U تعیین محل کردن مشخص کردن جا دادن مشخص کردن محل هدف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com