English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
capture U تصرف کردن ربایش
captures U تصرف کردن ربایش
capturing U تصرف کردن ربایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
deflowered U تصرف کردن
deflower U تصرف کردن
to get possession of U تصرف کردن
occupying U تصرف کردن
holds U تصرف کردن
to take possession of U تصرف کردن
to come into U تصرف کردن
deflowering U تصرف کردن
glom on to U تصرف کردن
grab U تصرف کردن
come into U تصرف کردن
grabbed U تصرف کردن
grabbing U تصرف کردن
grabs U تصرف کردن
put in possession U تصرف کردن
take possession of U تصرف کردن
deflowers U تصرف کردن
to come to U تصرف کردن
seizes U تصرف کردن
seized U تصرف کردن
occupation U تصرف کردن
seize U تصرف کردن
occupations U تصرف کردن
occupies U تصرف کردن
occupy U تصرف کردن
hold U تصرف کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
regained U دوباره تصرف کردن
regaining U دوباره تصرف کردن
holds U جا گرفتن تصرف کردن
regain U دوباره تصرف کردن
hold U جا گرفتن تصرف کردن
deforce U تصرف غاصبانه کردن
deforce U تصرف عدوانی کردن
regains U دوباره تصرف کردن
dispossesses U از تصرف محروم کردن
dispossessing U از تصرف محروم کردن
disseise U تصرف عدوانی کردن
dispossessed U از تصرف محروم کردن
dispossess U از تصرف محروم کردن
preoccupies U از پیش اشغال یا تصرف کردن
possess U تصرف کردن دارا بودن
preoccupy U از پیش اشغال یا تصرف کردن
preoccupying U از پیش اشغال یا تصرف کردن
possessing U تصرف کردن دارا بودن
secure U تصرف کردن گرفتن هدف
secures U تصرف کردن گرفتن هدف
possesses U تصرف کردن دارا بودن
seize U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seizes U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
seized U ضبط کردن گرفتن تصرف کردن
snatch U ربایش
abduction U ربایش
snatched U ربایش
ravishment U ربایش
snatching U ربایش
rapine U ربایش
attraction U ربایش
grab U ربایش
seizure U ربایش
grabbed U ربایش
snatches U ربایش
grabbing U ربایش
grabs U ربایش
cleek U ربایش
seizures U ربایش
removal U ربایش
attractions U ربایش
evictions U چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction U چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
earth's attraction U ربایش زمین
attraction force U نیروی ربایش
electron capture U ربایش الکترونی
meson capture U ربایش مزون
rapture U وجد روحانی ربایش
raptures U وجد روحانی ربایش
conquer U فتح کردن تصرف کردن
occupying U تصرف کردن سرگرم کردن
conquering U فتح کردن تصرف کردن
to enter U ضبط کردن تصرف کردن
occupy U تصرف کردن سرگرم کردن
conquers U فتح کردن تصرف کردن
occupies U تصرف کردن سرگرم کردن
abstraction U ربایش بیخبری از کیفیات واقعی وفاهری
abstractions U ربایش بیخبری از کیفیات واقعی وفاهری
escheat U حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
use and occupation U عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
occupations U حق تصرف
occupations U تصرف
tenure U تصرف
right of possession U حق تصرف
lien U حق تصرف
arrangement U تصرف
keeping U تصرف
seizures U تصرف
possession U ید تصرف
possession U تصرف
originality U تصرف
occupancy U تصرف
possessorship U تصرف
occupation U تصرف
arrangements U تصرف
seizure U تصرف
occupation U حق تصرف
acquest U تصرف
possessing U در تصرف داشتن
re-entry U اعاده تصرف
modification U تصرف در معنی
lien U حق تصرف وثیقه
larceny U تصرف غیرقانونی
figuration U ترکیب تصرف
tenability U قابلیت تصرف
possess U در تصرف داشتن
tenendum U مدت تصرف
seizing U تصرف توقیف
possesses U در تصرف داشتن
inhabitancy U تصرف حق سکنی
forcible entry and detainer U تصرف عدوانی
forceble entry and detainer U تصرف عدوانی
possessory right U حق تصرف یا مالکیت
prepossession U تصرف قبلی
restitution U اعاده تصرف
priorities U سبق تصرف
priority U سبق تصرف
re entry U اعاده تصرف
occupation U اشغال تصرف
seisin U تصرف املاک
occupations U اشغال تصرف
seizin U تصرف مطلق
vesture U تصرف اراضی
seizin U تصرف املاک
seizor U تصرف کننده
seisin U تصرف مطلق
right of lien U حق تصرف وثیقه
possession by title of ownership U تصرف به عنوان مالکیت
disposable income U درامد قابل تصرف
abate U غصب یا تصرف عدوانی
abates U غصب یا تصرف عدوانی
interpolate U دخل و تصرف در سند
expropriator U سلب تصرف کننده
usucaption U تصرف بلا معارض
forcible de ainer U ضبط یا تصرف عدوانی
abating U غصب یا تصرف عدوانی
tenement U هر چیز قابل تصرف
interpolating U دخل و تصرف در سند
interpolates U دخل و تصرف در سند
interpolated U دخل و تصرف در سند
redisseinsin U اعاده تصرف عدوانی
orinality U قوه انشا تصرف
mere right U حق مالکیت بدون تصرف
abated U غصب یا تصرف عدوانی
to hold in fee U تصرف مطلق داشتن در
tenements U هر چیز قابل تصرف
vested in possession U واگذاری مال تحت تصرف
reduction into possession U از قوه به فعل دراوردن تصرف
lien U حق وصول طلب حق تصرف وثیقه
tenruial U وابسته بمدت تصرف یااجاره
land control operation U عملیات تصرف اماجهای زمینی
ejectment U حق تصرف ملک ومطالبه خسارت
suppliant U خواهان دعوی اعاده تصرف
personal disposable income U درامد قابل تصرف شخصی
p is nine points of the law U تصرف شرط عمده مالکیت است
hold down U برای اثبات مالکیت در تصرف داشتن
hold down U نصرف به عنوان مالکیت تصرف مالکانه
things in possession U اموالی که بالفعل در تصرف شخص هستند
knight service U تصرف مجانی ملک دربرابرخدمت نظامی
deflorate U تصرف شده بکارت ازدست داده
misappropriation of public property U تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
chose in action U حق مالکیت نسبت به اموالی که در تصرف فرد نیست
feudality U تصرف بشرط خدمت اصول ملوک الطوایفی
occupations U حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
occupation U حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
lien U حق تصرف مال یا ملکی تاهنگامیکه بدهی وابسته به ان داده شود
catches U ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
prescription U دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions U دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
copyhold U تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
waste U تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
wastes U تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste of manor U اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
things in action U اموالی که بالفعل در تصرف شخصی نیستند ولی نسبت به ان ها حقی دارد ومیتواند از طریق طرح دعوی ان ها را مطالبه کند
prior possession U تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر انکه خلاف ان ثابت شود
disposable personal income U درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
wife's equity U عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
captured U تصرف شده اغتنامی دستگیر شده
reputed owner U در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
term U مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming U مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
termed U مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
tenable U قابل مدافعه قابل تصرف
the house is in my possession U خانه در تصرف من است خانه در دست من است
hold over U به تصرف ملک ادامه دادن ادامه دادن
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com