Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 244 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
deprive
U
بی بهره کردن
deprives
U
بی بهره کردن
depriving
U
بی بهره کردن
divest
U
بی بهره کردن
divested
U
بی بهره کردن
divesting
U
بی بهره کردن
divests
U
بی بهره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit
U
بهره برداری کردن از
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting
U
بهره برداری کردن از
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits
U
بهره برداری کردن از
operate
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
tap
U
بهره برداری کردن از
tapped
U
بهره برداری کردن از
tapping
U
بهره برداری کردن از
dispossess
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessed
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossesses
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing
U
ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
partook
U
بهره داشتن طرفداری کردن
utilised
U
بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
U
بهره برداری کردن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilize
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
U
بهره برداری کردن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
exploitation
U
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
infatute
U
ازخرد بی بهره کردن
out law
U
از حقوق بی بهره کردن
Other Matches
tontine
U
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury
U
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
diminishing marginal productivity
U
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
interests
U
بهره
efficiency
U
بهره
yield
U
بهره
gain
U
بهره
exploited
U
بهره ده
portions
U
بهره
interest
U
بهره
portion
U
بهره
gained
U
بهره
exploiters
U
بهره کش
quotient
U
بهره
quotients
U
بهره
gains
U
بهره
productive
U
بهره زا
efficient
U
بهره ور
exploiter
U
بهره کش
yielded
U
بهره
yields
U
بهره
using
U
بهره برداری
high interest
U
بهره گران
high interest
U
بهره سنگین
interest
U
بهره
[اقتصاد]
interest for delay
U
بهره دیرکرد
usage
U
بهره برداری
gavels
U
بهره غیرمجاز
exploitation
[utilization]
U
بهره برداری
usages
U
بهره برداری ها
utilisations
U
بهره برداری ها
utilizations
U
بهره برداری ها
gavel
U
بهره غیرمجاز
benefic
U
بهره بردار
advantage by illness
U
بهره بیماری
bank interest
U
بهره بانکی
efficiency
U
بهره وری
cheap money
U
پول با بهره کم
contango
U
بهره دیرکرد
gain
U
بهره تقویت
gain
U
بهره برداری
gained
U
بهره تقویت
gained
U
بهره برداری
gains
U
بهره تقویت
at % interest
U
با بهره 21 درصد
abuse
U
بهره کشی
compound interest
U
بهره مرکب
shares
U
بهره قسمت
shared
U
بهره قسمت
share
U
بهره قسمت
abusing
U
بهره کشی
antenna gain
U
بهره انتن
abuses
U
بهره کشی
abused
U
بهره کشی
gains
U
بهره برداری
lot
U
بهره قسمت
utilisation
[British]
U
بهره برداری
accrued interest
U
بهره متعلقه
exploitative character
U
منش بهره کش
exploited class
U
طبقه بهره ده
exploiting class
U
طبقه بهره کش
exploitation
U
بهره کشی
exploitation
U
بهره برداری
economic rent
U
بهره اقتصادی
declaration of interest
U
اعلام بهره
lot
U
بخش بهره
deprival
U
بی بهره سازی
dispossessor
U
بی بهره سازنده
divestiture
U
بی بهره سازی
divestment
U
بی بهره سازی
economic rent
U
بهره مالکانه
operation
U
بهره برداری
factor payments
U
بهره وسود
put out to interest
U
به بهره گذاشتن
loan interest
U
بهره وام
productive work
U
کار بهره زا
legal interest
U
بهره قانونی
voltage gain
U
بهره ولتاژ
pure interest
U
بهره خالص
sweatshops
U
بهره کشخانه
resipatory quotient
U
بهره تنفسی
productivity
U
بهره وری
quantum yield
U
بهره کوانتومی
rat of interest
U
نرخ بهره
rate of interest
U
نرخ بهره
utilization
U
بهره برداری
lending rate
U
بهره - نزولپول
optimising
U
بهره بردن
passive debt
U
وام بی بهره
interest rate
U
نرخ بهره
interest
U
سودیا بهره
interests
U
سودیا بهره
laser gain
U
بهره لیزر
transducer gain
U
بهره دگرسازی
default interest
U
بهره معوق
rq
U
بهره تنفسی
sweatshop
U
بهره کشخانه
bank rate
U
نرخ بهره بانکی
royalties
U
حق بهره برداری از چیزی
pure rate of interest
U
نرخ بهره خالص
emergency operation
U
بهره برداری اضطراری
primary gain
U
بهره اصلی بیماری
paranosic gain
U
بهره اصلی بیماری
exploitation of colonies
U
بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor
U
بهره کشی کارگر
prime rate
U
نرخ بهره پایه
per capita productivity
U
بهره وری سرانه
paranosis
U
بهره کشی از بیماری
prime rate of interest
U
نرخ بهره ترجیحی
secondary gain
U
بهره ثانوی بیماری
epinosic gain
U
بهره ثانوی بیماری
effective interest rate
U
نرخ بهره موثر
gained
U
سود بردن بهره
nominal interest rate
U
نرخ بهره اسمی
average productivity
U
بهره دهی متوسط
to put out money to interest
U
پول به بهره گذاشتن
passives
U
پدافندغیر عامل بی بهره
passive
U
پدافندغیر عامل بی بهره
enjoy
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoying
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
sexual abuse
U
بهره کشی جنسی
child abuse
U
بهره کشی از کودک
gains
U
سود بردن بهره
rate of yield
U
نرخ بهره موثر
ready for use
U
اماده بهره برداری
real interest rate
U
نرخ بهره واقعی
real rate of interest
U
نرخ بهره واقعی
utilization statistics
U
امار بهره وری
gain
U
سود بردن بهره
respiratory exchange index
U
شاخص بهره تنفسی
underutilization of labor
U
کم بهره گیری از کارگر
enjoys
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
royalty
U
حق بهره برداری از چیزی
maximum value
U
مقدار بهره برداری
high rate of interest
U
نرخ سنگین بهره
interest free loan
U
وام بدون بهره
money lender
U
پول به بهره گذار
i paid the debt plus interest
U
بدهی را با بهره ان دادم
landuse
U
بهره وری از زمین
margin productivity
U
حد بهره وری تولید
marginal productivity
U
بهره وری نهائی
sweatshops
U
کارگاه بهره کشی
interest profit
U
عایدی حاصل از بهره
neutral rate of interest
U
نرخ بهره خنثی
natural rate of interest
U
نرخ بهره طبیعی
beneficiaries
U
بهره بردار ذیحق
beneficiary
U
بهره بردار ذیحق
money rate of interest
U
نرخ بهره پولی
market rate of interest
U
نرخ بهره بازار
high rate of interest
U
نرخ بالای بهره
enjoyment
U
بهره مند شدن از
factor productivity
U
بهره دهی عوامل
operating cost
U
هزینه بهره برداری
sweatshop
U
کارگاه بهره کشی
principal and interest
U
اصل پول و بهره
interest rate per annum
U
نرخ بهره سالانه
myrmecophilous
U
بهره برنده ازمورچه
operating budget
U
بودجه بهره برداری
high efficiency
U
ضریب بهره بالا
it was sold at 0 year's p
U
بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
capacity utilization rate
U
نرخ بهره داری از فرفیت
closed loop gain
U
بهره تقویت درطبقه بسته
agronomics
U
علم بهره برداری از زمین
partakes
U
شریک شدن بهره داشتن
gated automatic gain control
U
تنظیم بهره با کلید خودکار
benefical owner of an estate
U
مالک بهره برداریک دارایی
partaking
U
شریک شدن بهره داشتن
long term interest rate
U
نرخ بهره طویل المدت
short term rate of interest
U
نرخ بهره کوتاه مدت
time utility
U
بهره گیری از شرایط زمانی
partaken
U
شریک شدن بهره داشتن
decreasing marginal productivity
U
بهره وری نهائی نزولی
partake
U
شریک شدن بهره داشتن
agricultural labor productivity
U
بهره دهی کارگر کشاورزی
impart
U
بهره مند شدن از رساندن
integrated reservoir operation
U
بهره برداری توام از چندمخزن
imparted
U
بهره مند شدن از رساندن
open loop gain
U
بهره تقویت در حلقه باز
imparts
U
بهره مند شدن از رساندن
escaped water
U
تلفات اب هنگام بهره برداری
water utilization project
U
پروژه بهره برداری از منابع اب
to p athing to a person
U
کسی را از چیزی بهره دادن
imperialistic
U
استعمار گرای بهره جویانه
operational research
U
تحقیق درخصوص بهره برداری
keyed automatic gain control
U
تنظیم بهره با کلید خودکار
imparting
U
بهره مند شدن از رساندن
A concession
U
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
super imposed working load
U
بار مربوط به بهره برداری از بنا
imparted
U
سهم دادن بهره مند ساختن
low level injection efficiency
U
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
impart
U
سهم دادن بهره مند ساختن
time preference theory of interest
U
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
tinpenny
U
حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
imparting
U
سهم دادن بهره مند ساختن
imparts
U
سهم دادن بهره مند ساختن
economic life
U
مدت بهره برداری از ماشین الات
marginal productivity theory of
U
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
outlawry
U
بی بهره گی از حقوق وحمایت قانونی محرومیت ازحقوق
cost in use
U
هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com