Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
turn off
<idiom>
U
بستن ،خاموش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lock
U
قفل کردن بستن قفل
locks
U
قفل کردن بستن قفل
string
U
مربی خم کردن کمان و بستن زه
seal
U
مهر و موم کردن بستن
seals
U
مهر و موم کردن بستن
stamp
U
نقش بستن منقوش کردن
stamps
U
نقش بستن منقوش کردن
reassemble
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling
U
بستن قطعات سوار کردن قطعات
brace
U
بابست محکم کردن محکم بستن
braced
U
بابست محکم کردن محکم بستن
truss
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussed
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
trusses
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussing
U
بهم بستن بادبان را جمع کردن
set
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up
U
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
contract
U
پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
contract
U
مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
assume
U
بخود بستن وانمود کردن
assumes
U
بخود بستن وانمود کردن
block
U
بستن مسدود کردن
blocked
U
بستن مسدود کردن
blocks
U
بستن مسدود کردن
buckle
U
باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
buckled
U
باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
buckles
U
باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
bound
U
خیز محدود کردن مقید کردن بستن
attach
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching
U
1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
shunt
U
موازی کردن بستن بسته شدن
shunted
U
موازی کردن بستن بسته شدن
shunts
U
موازی کردن بستن بسته شدن
log
U
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
logs
U
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی .
levied
U
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levies
U
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levy
U
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
levying
U
مالیات بستن بر جمع اوری کردن
decamp
U
رخت بر بستن کوچ کردن
decamped
U
رخت بر بستن کوچ کردن
decamping
U
رخت بر بستن کوچ کردن
decamps
U
رخت بر بستن کوچ کردن
stipulate
U
پیمان بستن تصریح کردن
stipulates
U
پیمان بستن تصریح کردن
stipulating
U
پیمان بستن تصریح کردن
feign
U
بخود بستن جعل کردن
feigns
U
بخود بستن جعل کردن
assess
U
تعیین کردن بستن
assessed
U
تعیین کردن بستن
assesses
U
تعیین کردن بستن
assessing
U
تعیین کردن بستن
pretend
U
بخود بستن دعوی کردن
pretending
U
بخود بستن دعوی کردن
pretends
U
بخود بستن دعوی کردن
gag
U
پوزه بند بستن محدود کردن
gagged
U
پوزه بند بستن محدود کردن
gagging
U
پوزه بند بستن محدود کردن
gags
U
پوزه بند بستن محدود کردن
assembly
U
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
lace
U
بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
laces
U
بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
binding
U
صحافی کردن به هم بستن
bindings
U
صحافی کردن به هم بستن
arrogate
U
غصب کردن بخود بستن
astringe
U
جمع کردن بستن
cincture
U
احاطه کردن کمرچیزی را بستن
dog down
U
بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
lacevi
U
بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
seel
U
چشم خود را بستن کور کردن
shut off
U
قطع کردن بستن
steek
U
بستن سجاف کردن
tamping
U
بستن مواد مشتعل کننده به دور خرج کیپ کردن خرج
to bar apatn
U
بستن و مسدود کردن راه
to form a notion
U
اندیشه کردن خیال بستن
to lay on
U
بستن مالیات تحمیل کردن
wattle
U
نرده گذاری کردن بستن
To turn the tap on (off).
U
شیر آب را باز کردن ( بستن )
shut off
<idiom>
U
بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
to occlude
U
بستن
[جلو چیزی راگرفتن ]
[مسدود کردن]
Other Matches
flashed
U
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes
U
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
U
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
shutdown
U
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdowns
U
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
hard
U
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest
U
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder
U
که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
suffocating
U
خاموش کردن
turn off
U
خاموش کردن
out-
U
خاموش کردن
hush
U
خاموش کردن
out
U
خاموش کردن
quenching
U
خاموش کردن
extinguishes
U
خاموش کردن
suffocates
U
خاموش کردن
put out
U
خاموش کردن
suffocated
U
خاموش کردن
to put out
U
خاموش کردن
smothers
U
خاموش کردن
extinguish
U
خاموش کردن
smothering
U
خاموش کردن
smothered
U
خاموش کردن
smother
U
خاموش کردن
suffocate
U
خاموش کردن
dout
U
خاموش کردن
outed
U
خاموش کردن
turn-off
U
خاموش کردن
to switch off
U
خاموش کردن
turn out
<idiom>
U
خاموش کردن
turn-offs
U
خاموش کردن
to snuff out
U
خاموش کردن
extinguishing
U
خاموش کردن
shut down
U
خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
powered
U
خاموش کردن یک وسیله
to talk down
U
خاموش یاساکت کردن
powering
U
خاموش کردن یک وسیله
power
U
خاموش کردن یک وسیله
turn off
U
خاموش کردن یاشدن
quenched
U
خاموش کردن ترساندن
snuff
U
بافوت خاموش کردن
turn-offs
U
خاموش کردن یاشدن
snubs
U
سربالا خاموش کردن
turn-off
U
خاموش کردن یاشدن
snubbing
U
سربالا خاموش کردن
snubbed
U
سربالا خاموش کردن
snub
U
سربالا خاموش کردن
powers
U
خاموش کردن یک وسیله
quench
U
خاموش کردن ترساندن
to blow out alamp
U
خاموش کردن چراغ
fight the fire
U
اتش خاموش کردن
To extinguish a fire.
U
آتش را خاموش کردن
To dye ones hair.
U
موها را خاموش کردن
to smother a flame
U
شعله ای را خاموش کردن
stifles
U
خاموش کردن فرونشاندن
stifled
U
خاموش کردن فرونشاندن
stifle
U
خاموش کردن فرونشاندن
turn out
U
باکلید خاموش کردن
to laugh down
U
با خنده خاموش کردن
to shut down a reactor
U
راکتوری را خاموش کردن
quenches
U
خاموش کردن ترساندن
smolders
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
to snuff out
U
در نتیجه گل گیری خاموش کردن
smoulders
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldered
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
radar silence
U
خاموش کردن موقتی رادارها
smoldering
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulder
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldered
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
stillest
U
ساکت کردن خاموش شدن
stanch
U
خاموش کردن ساکت شدن
stiller
U
ساکت کردن خاموش شدن
smolder
U
بی اتش سوختن خاموش کردن
light line
U
خط خاموش کردن چراغ خودروها
still
U
ساکت کردن خاموش شدن
stills
U
ساکت کردن خاموش شدن
power down
U
قطع برق خاموش کردن
to turn off
U
خاموش کردن انجام دادن بیرون اوردن
powering
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
U
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
To squash someone .
U
تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
wet blankets
U
پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
wet blanket
U
پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود
powering
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power
U
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
quenches
U
دفع کردن خاموش کردن
quenched
U
دفع کردن خاموش کردن
quench
U
دفع کردن خاموش کردن
still brith
U
خاموش کردن ساکت کردن
muffling
U
خاموش کردن ساکت کردن
muffles
U
خاموش کردن ساکت کردن
dumb
U
لال کردن خاموش کردن
muffle
U
خاموش کردن ساکت کردن
dumber
U
لال کردن خاموش کردن
dumbest
U
لال کردن خاموش کردن
mach hold
U
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
To be out to do some thing .
U
کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
magnetic blowout
U
خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
failed
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fail
U
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
touches
U
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
touch
U
وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
extinguished
U
خاموش
mumchance
U
خاموش
quiescent
U
خاموش
h!
U
خاموش
on-off button
U
خاموش
off
U
خاموش
hist
U
خاموش
uncommunicative
U
خاموش
silent
U
خاموش
on/off
U
خاموش
soundless
U
خاموش
on/off light
U
خاموش
whist
U
خاموش
tight mouthed
U
کم حرف خاموش
quiet
U
ساکن خاموش
reserved
U
خاموش کم حرف
silence
U
خاموش شدن
extinction
U
خاموش سازی
silences
U
خاموش شدن
taciturn
U
کم سخن خاموش
snuff
U
خاموش شدن
to keep silence
U
خاموش بودن
he did not open his lips
U
خاموش ماند
silencing
U
خاموش شدن
quietest
U
ساکن خاموش
to dry up
U
خاموش شدن
glumpy
U
خاموش وکدر
go out
U
خاموش شدن
silenced
U
خاموش شدن
quaker's meeting
U
انجمن خاموش
to burn out
U
خاموش شدن
to hold one's tongue
U
خاموش شدن
to keep silence
U
خاموش شدن
stills
U
خاموش ساکت
extinguisher
U
خاموش کننده
to stand mute
U
خاموش ماندن
keep still
U
خاموش باش
tight lipped
U
کم حرف خاموش
outed
U
دستگاه خاموش
tight-lipped
U
کم حرف خاموش
out-
U
دستگاه خاموش
still
U
خاموش ساکت
stiller
U
خاموش ساکت
stillest
U
خاموش ساکت
out
U
دستگاه خاموش
inextinguishable
U
خاموش نشدنی
spark arrester
U
جرقه خاموش کن
inactive status
U
خط مشی خاموش
extinguishable
U
خاموش کردنی
quenchless
U
خاموش نشدنی
silencers
U
خاموش کننده
silencer
U
خاموش کننده
extinctive
U
خاموش کننده
Quiet!silence!
U
خاموش ( ساکت ) !
dry up
U
خاموش شدن
tacit
U
مقدر خاموش
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
silencing
U
خاموش اتش قطع
silence
U
خاموش اتش قطع
snuff
U
خاموش سازی یافوت پف
fire extinguisher
U
خاموش کننده اتش
fire engines
U
تلمبه اتش خاموش کن
inextinguishably
U
بطور خاموش نشدنی
magnetic blow out with
U
با خاموش کننده مغناطیسی
mum
U
سکوت شخص خاموش
mums
U
سکوت شخص خاموش
lightning protection
U
با خاموش کننده مغناطیسی
to die out away off
U
خاموش شدن پژمردن
fire extinguishers
U
خاموش کننده اتش
fire engine
U
تلمبه اتش خاموش کن
extinct
U
منسوخه خاموش شده
silenced
U
خاموش اتش قطع
magnetic blow out
U
خاموش کننده مغناطیسی
as hush as death
U
خاموش چون مردگان
at pause
U
مکث کنان خاموش
his hope was snuffed out
U
چراغ امیدش خاموش شد
silences
U
خاموش اتش قطع
i pause for a reply
U
خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
obmutescence
U
خاموش نشینی سکوت عمدی
wordless
U
غیرقابل بیان با لغات خاموش
inextinct
U
از بین نرفته خاموش نشده
Turn off the light before you leave.
U
پیش از رفتن چراغ را خاموش کن
to lie low
U
در باب کارخود خاموش بودن
blink
U
روشن خاموش شدن چراغها
blinked
U
روشن خاموش شدن چراغها
strangle
U
یاد شده را خاموش کنید
magnetic blow out arrester
U
برقگیر با خاموش کننده مغناطیسی
beacon off
U
رادارتعقیب هدف خود را خاموش کن
blinks
U
روشن خاموش شدن چراغها
flashes
U
شدت حرف که روشن و خاموش شود
flash
U
شدت حرف که روشن و خاموش شود
flashed
U
شدت حرف که روشن و خاموش شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com