English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to turn round U برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
searched U 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searchingly U 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
searches U 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
search U 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
subrogate U بجای دیگری تعهداتی بعهده گرفتن جانشین دیگری کردن
recode U کد کردن برنامهای که برای سیستم دیگری کد شده باشد , به طوری که دیگری هم کار کند
to pass one's word for another U از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
piracy U چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
sound off <idiom> U عقاید را بیان کردن
russify U دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
stalinize U کسی را پیرو عقاید ونظرات استالین کردن
perseverate U اصراردر برگشتن کردن
toppling U برگشتن واژگون کردن
topples U برگشتن واژگون کردن
topple U برگشتن واژگون کردن
toppled U برگشتن واژگون کردن
remounts U برگشتن دوباره سوار کردن
remount U برگشتن دوباره سوار کردن
remounted U برگشتن دوباره سوار کردن
remounting U برگشتن دوباره سوار کردن
blenching U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches U جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
letters U نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
letter U نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا..
pin point U پیدا کردن
tracks U پیدا کردن
acquire پیدا کردن
detects U پیدا کردن
detecting U پیدا کردن
to search out U پیدا کردن
tracked U پیدا کردن
detected U پیدا کردن
detect U پیدا کردن
average U پیدا کردن
averages U پیدا کردن
gained U پیدا کردن
finds U پیدا کردن
gain U پیدا کردن
averaged U پیدا کردن
gains U پیدا کردن
to pick up U پیدا کردن
find U پیدا کردن
to look up U پیدا کردن
to pluck up one's heart U دل پیدا کردن
track U پیدا کردن
averaging U پیدا کردن
smell out U با بو پیدا کردن
to figure up پیدا کردن
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
prove opplicable U مصداق پیدا کردن
come to an agreement U موافقت پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن به
to work out something U حل چیزی را پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy. U چاره پیدا کردن
shield U حفاظ پیدا کردن
converged U تقارت پیدا کردن
hade U تمایل پیدا کردن
stammered U لکنت پیدا کردن
stammers U لکنت پیدا کردن
liaise U ارتباط پیدا کردن
liaised U ارتباط پیدا کردن
liaises U ارتباط پیدا کردن
qualifies U شایستگی پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن
liaising U ارتباط پیدا کردن
qualify U شایستگی پیدا کردن
converge U تقارت پیدا کردن
equation of payments U قاعده پیدا کردن
converges U تقارت پیدا کردن
converging U تقارت پیدا کردن
to become a necessity U لزوم پیدا کردن
demonetize U تنزل پیدا کردن
dampen U رطوبت پیدا کردن
shields U حفاظ پیدا کردن
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
stammer U لکنت پیدا کردن
to win fame U شهرت پیدا کردن
tout U خریدار پیدا کردن
dampens U رطوبت پیدا کردن
in the doghouse <idiom> U مشکل پیدا کردن با
touted U خریدار پیدا کردن
touting U خریدار پیدا کردن
declining U شیب پیدا کردن
declines U شیب پیدا کردن
declined U شیب پیدا کردن
to take a ply U تمایل پیدا کردن
dampened U رطوبت پیدا کردن
decline U شیب پیدا کردن
to take umbra at U رنجش پیدا کردن از
to think out U با فکر پیدا کردن
luff U لنگر پیدا کردن
touts U خریدار پیدا کردن
dampening U رطوبت پیدا کردن
preempt U حق تقدم پیدا کردن
wavering U فتور پیدا کردن دو دل بودن
genealogize U شجره کسی را پیدا کردن
read between the lines <idiom> U پیدا کردن مفهوم ضمنی
wavered U فتور پیدا کردن دو دل بودن
respire U امید تازه پیدا کردن
shock U هول وهراس پیدا کردن
cabbages U کش رفتن رشد پیدا کردن
to make the pot boi; U معاش خود را پیدا کردن
radar trapping U اختلال پیدا کردن رادار
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
deeping of capital U عمق پیدا کردن سرمایه
pay dirt <idiom> U زیر خاکی پیدا کردن
to pick out U باگوش پیدا کردن دریافتن
find and replace U پیدا کردن و جایگزین نمودن
waver U فتور پیدا کردن دو دل بودن
hit on/upon <idiom> U پیدا کردن چیزی که میخواهی
to rummage out U با جستجوی زیاد پیدا کردن
cabbage U کش رفتن رشد پیدا کردن
to pick up U فراگرفتن دوباره پیدا کردن
to nerve oneself U قوت قلب پیدا کردن
shocks U هول وهراس پیدا کردن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
to come to an understanding U پیدا کردن سازش پیداکردن
respired U امید تازه پیدا کردن
shocked U هول وهراس پیدا کردن
respiring U امید تازه پیدا کردن
respires U امید تازه پیدا کردن
wavers U فتور پیدا کردن دو دل بودن
asphyxiates U مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumble U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiated U مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiate U مختنق کردن خناق پیدا کردن
bilge U رخنه پیدا کردن تراوش کردن
swell U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swells U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiating U مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumbles U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbled U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
to orient oneself U چهار سوی خود را پیدا کردن
to get a meat for a bird U برای مرغی جفت پیدا کردن
make out U معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
rubbed U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
to seek somebody out U جستجو برای پیدا کردن کسی
rubs U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
surging U تکان خوردن لغزش پیدا کردن
rut U شور پیدا کردن فحل شدن
ruts U شور پیدا کردن فحل شدن
waver U تردید پیدا کردن تبصره قانون
rub U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
to get the upper hand U برتری جستن تفوق پیدا کردن
wavering U تردید پیدا کردن تبصره قانون
radio direction finding U پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
unbalance U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
pull oneself together U بر اعصاب خود تسلط پیدا کردن
unbalancing U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalances U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
wavers U تردید پیدا کردن تبصره قانون
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
wavered U تردید پیدا کردن تبصره قانون
scare up <idiom> U ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
warm to one's work U در کارخود گرم شدن و هیجان پیدا کردن
canvasses U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
leadingquestion U پرسشی که کمک به پیدا کردن پاسخ میدهد
to make friends [to make connections] U رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
plunges U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
canvassing U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvass U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
to get to somebody [something] U به کسی دسترسی پیدا کردن [ به چیزی رسیدن]
plunged U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
canvassed U مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
plunge U غوطه ورساختن شیب تند پیدا کردن
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
to always find something to gripe about U همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
proceed U ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
proceeded U ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
extending U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
grapnels U لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
extend U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
divides U پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
divide U پیدا کردن تعداد چهار هایی که در عدد جا می شوند
diachrony U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
cunclude U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
extends U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
grapnel U لنگر قلابدار برای پیدا کردن اشیای گم شده در اب
find U کشف کردن پیدا کردن
finds U کشف کردن پیدا کردن
fitcall finding U پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
inquisitor U مفتش عقاید
mendelism U عقاید مندل
nihilism U عقاید نهیلیستی
censorship U سانسور عقاید
religious tenets U عقاید مذهبی
multiplicity of creeds U تعد د عقاید
inquisitors U مفتش عقاید
dogma U اصول عقاید
feet on the ground <idiom> U عقاید عاقلانه
dogmas U اصول عقاید
to pick up somebody U کسی را پیدا کردن [دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com