Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rubricate
U
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize
U
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scrawls
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
U
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect
U
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
storm warning
U
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid
U
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
DVD
U
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
photodigital memory
U
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
infrared line scan
U
ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery
U
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
reddening
U
قرمز کردن
flush
U
قرمز کردن
encrimson
U
قرمز کردن
reddened
U
قرمز کردن
flushes
U
قرمز کردن
redden
U
قرمز کردن
flushing
U
قرمز کردن
rubefy
U
قرمز کردن
reddens
U
قرمز کردن
crimson
U
لاکی قرمز کردن
to tinge with red
U
کمی قرمز کردن
ruddle
U
گل اخری زدن به قرمز کردن
natural dyes
U
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs
U
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
encipher
U
برمز نوشتن رمز نوشتن
refer
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refers
U
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to commit to paper
U
نوشتن ثبت کردن
to fill in
U
نوشتن خاکریزی کردن
infrared ray
U
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
aperture mask
U
استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to draw up a contract
U
قراردادی نوشتن یا تنظیم کردن
prescribed
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribes
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribing
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
prescribe
U
نسخه نوشتن تعیین کردن
commentate
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
overwrite
U
جانویسی کردن جای نوشتن
annotations
U
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
spells
U
املاء کردن درست نوشتن
annotation
U
نوشتن تذکرات تقریظ کردن
spell
U
املاء کردن درست نوشتن
commentating
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated
U
حاشیه نوشتن یادداشت کردن
spelled
U
املاء کردن درست نوشتن
interpage
U
در روی صفحههای میانی چاپ کردن یا نوشتن
write
U
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes
U
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write
U
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
phoneticism
U
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
write permit ring
U
چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
crashingly
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
erasable
U
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write
U
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
declarative statement
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration
U
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
macro
U
کلمهای که برای بیان تعدادی دستور یا ساده کردن نوشتن برنامه به کار می رود
infra red link
U
سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
programs
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
U
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
head
U
دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
degauss
U
پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
alphabetize
U
به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
graphics
U
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
write protect
U
قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
vinaceous
U
قرمز
aka
U
قرمز
bloodshot
U
قرمز
vermillion
U
قرمز
vermeil
U
قرمز
gules
U
قرمز
coralline
U
قرمز
rubric
U
خط قرمز
red line
U
خط قرمز
rubrics
U
خط قرمز
vermilion
U
قرمز
cramoisy
U
قرمز
redheads
U
مو قرمز
erythroid
U
قرمز
redder
U
قرمز
ponceau
U
قرمز
reddest
U
قرمز
raddle
U
گل قرمز
laky a
U
قرمز
reds
U
قرمز
sanguineous
U
قرمز
erythrean
U
قرمز
redhead
U
مو قرمز
red
<adj.>
قرمز
elms
U
نارون قرمز
goldfish
U
ماهی قرمز
safflower carmine
U
قرمز کافیشه
elm
U
نارون قرمز
murrey
U
قرمز ارغوانی
nacarat
U
قرمز روشن
infrared
U
مادون قرمز
infrared
U
زیر قرمز
gorcock
U
با قرقره قرمز
body brick
U
اجر قرمز
rubescent
U
قرمز شونده
martagon
U
سوسن قرمز
chilli pepper
U
فلفل قرمز
infra red
U
زیر قرمز
infra-red
U
زیر قرمز
caramel
U
مایل به قرمز
redlining
U
خط قرمز کشیدن
scarlet
U
قرمز جگری
caramels
U
مایل به قرمز
neutral red
U
قرمز خنثی
scarlet
U
قرمز لاکی
angry
U
قرمز شده
angriest
U
قرمز شده
angrier
U
قرمز شده
rel pole
U
قطب قرمز
gold fish
U
ماهی قرمز
Red chilli
U
فلفل قرمز
first class brick
U
اجر قرمز
rufous
U
قرمز کم رنگ
kidney bean
U
لوبیا قرمز
ripe lips
U
لبهای قرمز
ladyfinger
U
فلفل قرمز
cresol red
U
قرمز کرزول
red light
U
چراغ قرمز
red lights
U
چراغ قرمز
crimson
U
قرمز روناسی
reddens
U
قرمز شدن
infera red
U
مادون قرمز
rubefaction
U
قرمز سازی
reddening
U
قرمز شدن
rubefacient
U
قرمز کننده
reddened
U
قرمز شدن
roucou
U
قرمز بویا
rosily
U
برنگ قرمز
congo red
U
قرمز کنگو
chlorophennol red
U
قرمز کلروفنول
Cayenne
U
فلفل قرمز
dressed inred
U
قرمز پوش
crimson
U
قرمز سیر
ruby of arsenic
U
زرنیخ قرمز
minium
U
اکسید قرمز
minium
U
شنجرف قرمز
methyl red
U
قرمز متیل
rubious
U
قرمز یاقوتی
bright red
U
قرمز روشن
ruffous
U
قرمز کم رنگ
cochineal
U
قرمز شراب کش
cochineal
U
قرمز دانه
ruddy
U
قرمز رنگ
hot pepper
U
فلفل قرمز
redden
U
قرمز شدن
red peppers
U
فلفل قرمز
phenol red
U
قرمز فنول
oxide of copper
U
توتیای قرمز
red nucleus
U
هسته قرمز
red pepper
U
فلفل قرمز
staring red
U
قرمز زننده
red brick
U
اجر قرمز
red card
U
کارت قرمز
hot lines
U
تلفن قرمز
kidney beans
U
لوبیا قرمز
red lead
U
سرب قرمز
red letter
U
با حروف قرمز
red lips
U
لبهای قرمز
hot line
U
تلفن قرمز
pharaoh ant
U
مورچه قرمز کوچک
hot pepper
U
بوته فلفل قرمز
chianti
U
نوعی شراب قرمز
bays
U
سرخ مایل به قرمز
hubble effect
U
جابجایی به سوی قرمز
bloody
U
خون الود قرمز
bloodier
U
خون الود قرمز
carbuncled
U
مزین به یاقوت قرمز
scarlet
U
قرمز مایل به زرد
sanguine
U
قرمز برنگ خون
hemolysis
U
تحلیل گویچههای قرمز
purple red
U
قرمز مایل به ارغوانی
rubricate
U
قرمز نشان دادن
rubiginous
U
برنگ قرمز اجری
rubella
U
قرمز کننده پوست
magenta
U
یکجور رنگ قرمز
vermeil
U
لعل قرمز رنگ
kermes
U
قرمزدانه :کرم قرمز
infrared absorption
U
جذب زیر قرمز
farouche
U
یونجه گل قرمز کمرو
infrared spectrum
U
طیف زیر قرمز
infrared viewer
U
دوربین مادون قرمز
far infrared
U
زیر قرمز دور
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com