English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
scow U با قایق چهارگوش حمل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
canopies U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
square U چهارگوش کردن مربع کردن
squaring U چهارگوش کردن مربع کردن
squares U چهارگوش کردن مربع کردن
squared U چهارگوش کردن مربع کردن
lubber's line U علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind U حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
four-square U چهارگوش
rectangles U چهارگوش
pane U چهارگوش
quadrilaterals U چهارگوش
quadrilateral U چهارگوش
rectangle U چهارگوش
quadrangular U چهارگوش
panes U چهارگوش
quadrant gular U چهارگوش
foursquare U لوزی چهارگوش
squarely U بشکل چهارگوش
mast frame U قاب چهارگوش
diamond charge U خرج چهارگوش
squarish U تاحدی چهارگوش
traffic stud U گلمیخ چهارگوش
four point suspension U اویزش چهارگوش
quadrant gularly U بشکل چهارگوش
intertriglyph U چهارگوش افریز
box tool U قلم تراش چهارگوش
demi-metope U [نیمه چهارگوش افریز]
Golden rectangle U پایه های چهارگوش
quarrying U شیشه الماسی چهارگوش
rhomboid muscle U ماهیچه چهارگوش معین
quarry U شیشه الماسی چهارگوش
quarries U شیشه الماسی چهارگوش
thornback U ماهی پهن چهارگوش خاردار
blocky U قالب دار ساختمان چهارگوش
quad rangle U چهارگوش چاردیواری که ساختمانهائی گرداگرد ان باشد
tessellate U بصورت سنگهای چهارگوش کوچک دراوردن
cape chisel U قلمی برای کندن شکاف یاکنجهای چهارگوش
ray U ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
tacking U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
bag U قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
bags U قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
swamps U غرق کردن قایق
broaches U سوراخ کردن قایق
broaching U سوراخ کردن قایق
swamping U غرق کردن قایق
capsize U واژگون کردن قایق
swamped U غرق کردن قایق
swamp U غرق کردن قایق
boat U قایق رانی کردن
boats U قایق رانی کردن
barge U با قایق حمل کردن
capsized U واژگون کردن قایق
barged U با قایق حمل کردن
barges U با قایق حمل کردن
broach U سوراخ کردن قایق
broached U سوراخ کردن قایق
capsizing U واژگون کردن قایق
capsizes U واژگون کردن قایق
biretta U یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
bail U عمل خارج کردن اب قایق
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
ship water U نفوذ کردن اب بداخل قایق
cast off U باز کردن طناب قایق
mortarboards U کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboard U کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
lighters U با قایق باری کالا حمل کردن
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
steamboat U قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
lighter U با قایق باری کالا حمل کردن
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
port U بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
head down U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
boat space U فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
spill wind U سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
traveler U میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat U قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
pilaster U شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
scooters U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackle U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
outboard U قایق
boatdeck U پل قایق
boats U قایق
ferry boat U قایق
bilge U کف قایق
ark U قایق
lighters U قایق
barge U قایق
barged U قایق
barges U قایق
boat tail U دم قایق
lighter U قایق
caique U قایق
boat U قایق
capsized U برگشتن قایق
hold water U قایق ایست
aft U عقب قایق
hydrofoils U قایق پرنده
hydrofoils U قایق هواناو
lifeboats U قایق نجات
capsizes U برگشتن قایق
rafts U قایق باری
four U قایق 4 نفره
capsizing U برگشتن قایق
dinghies U قایق تفریحی
hydrofoil U قایق هواناو
canoe U قایق رانی
gripe U تسمه قایق
gripe U بند قایق
capsize U برگشتن قایق
center board U ته قایق بادبانی
life raft U قایق نجات
life boad U قایق نجات
The boat sank. U قایق غرق شد
motor sailer U قایق موتوردار
catboat U قایق تک بادبان
motorboat engine U قایق موتوری
lighterage U قایق باری
centerboarder U قایق تیردار
sailing boat U قایق بادبانی
sailing boats U قایق بادبانی
canoes U قایق رانی
ladders U پلکان قایق
ladder U پلکان قایق
double banked boat U قایق دو پارو زن
pulling boat U قایق پارویی
forwarded U جلو قایق
forward U جلو قایق
hydrofoil U قایق پرنده
galley U اشپزخانه قایق
chief of boat U فرمانده قایق
chief of boat U سکانی قایق
powerboat U قایق موتوری
boat tail U پاشنه قایق
powerboats U قایق موتوری
by the stern U قایق سربالا در اب
fittings U لوازم قایق
tumbrel U قایق ته صاف
boat work U قایق بری
aboard U روی قایق
fore U جلوی قایق
icebreaker U قایق یخ شکن
seaboat U قایق ترابری
monohull U قایق با یک بدنه
tumbril U قایق ته صاف
boatchock U زین قایق
boat your oars U پارو به قایق
boat skids U گهواره قایق
boat pool U حوضچه قایق
coble U قایق پارویی
rowboats U قایق پارویی
rowboat U قایق پارویی
boat call U مخابره با قایق
canoeist U قایق ران
raft U قایق باری
ice boat U قایق یخ شکن
boat boom U بوم قایق
boat anchor U لنگر قایق
boat hails U شناسایی قایق
sailboats U قایق بادی
iceboat U قایق یخ شکن
boat plug U پیته قایق
boat painter U طناب قایق
lifeboat U قایق نجات
dinghy U قایق تفریحی
cutters U قایق تک دکله
sloop U قایق جنگی
sterner U عقب قایق
soling U قایق با 3 سرنشین
sternest U عقب قایق
foldboat U قایق تاشو
sloop U قایق یک دکله
sterns U عقب قایق
schooner U قایق دو دگلی
lighter U قایق باری
lighter U قایق بارکش
stern U عقب قایق
cradle U زین قایق
hulls U بدنه قایق
hull U بدنه قایق
assault boat U قایق هجومی
gunwale U لبه قایق
yachting U قایق رانی
night boat U قایق اماده
cradles U زین قایق
cradled U زین قایق
beaching gear U سرسره قایق
sailboat U قایق بادی
sailboats U قایق بادبانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com