English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
paddle U با باله شنا حرکت کردن
paddled U با باله شنا حرکت کردن
paddles U با باله شنا حرکت کردن
paddling U با باله شنا حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hydrofoils U سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoil U سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
monoplane U یک باله
fins U باله
fin U باله
monoplane U هواپیمای یک باله
flap U باله هواپیما
triplane U هواپیمای سه باله
flipper U باله شنا
flippers U باله شنا
finny U باله دار
baleen U بال باله
tail fin U باله دم ماهی
fin U با باله مجهزکردن
flaps U باله هواپیما
flapped U باله هواپیما
swim fin U باله شنا
forward lap U باله جلو
multiplane U چند باله
forelimb U باله جلو
biplane U هواپیمای دو باله
fins U با باله مجهزکردن
biplanes U هواپیمای دو باله
rudders U باله عقب هواپیما
vertical stabilizer U تیغه یا باله عمودی
triplane U هواپیمای سه طبقه یا سه باله
rudder U باله عقب هواپیما
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
skid fin U باله موازنه در هواپیمای دوباله
finny U پره دار مثل باله
scalariform U شبیه ماهیان باله تیز
pinnule U بالچه باله فرعی ماهی
parasol U چتر افتابی هواپیمای یک باله
parasols U چتر افتابی هواپیمای یک باله
pinule U بالچه باله فرعی ماهی
marlinspike U ماهی باله نرم اعماق دریا
marlinespike U ماهی باله نرم اعماق دریا
whiting U ماهی نرم باله خوراکی اروپایی
incidence wires U وایرهای موربی در صفحه پایههای بین بال درهواپیماهای دو باله
cantilever wing U بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
move U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
moved U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
monoplance U هواپیمایی یک باله هواپیمایی که یک جفت بال دارد
streaking U بسرعت حرکت کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
underway U در حال حرکت کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
range U سیر و حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
to flounce U حرکت تند و ناگهانی کردن
criss-crossed U بهطور متقاطع حرکت کردن
lobs U با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
hulks U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
hulk U باسنگینی ورخوت حرکت کردن
wriggling U حرکت کرم وار کردن
wriggles U حرکت کرم وار کردن
to outgo U حرکت کردن [به مقصدی] [کشتی]
slug U مثل حلزون حرکت کردن
zoom U با صدای وزوز حرکت کردن
rippled U بطور موجی حرکت کردن
ripple U بطور موجی حرکت کردن
change down U به دنده سنگین حرکت کردن
move U حرکت کردن تکان خوردن
zooms U با صدای وزوز حرکت کردن
zoomed U با صدای وزوز حرکت کردن
slugs U مثل حلزون حرکت کردن
slugged U مثل حلزون حرکت کردن
wriggled U حرکت کرم وار کردن
wriggle U حرکت کرم وار کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
moves U حرکت کردن تکان خوردن
leapfrogs U باجست وخیز حرکت کردن
leapfrog U باجست وخیز حرکت کردن
leapfrogging U باجست وخیز حرکت کردن
lomomote U از جایی بجایی حرکت کردن
leapfrogged U باجست وخیز حرکت کردن
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
shuffle U این سو وان سو حرکت کردن
shuffling U این سو وان سو حرکت کردن
shuffles U این سو وان سو حرکت کردن
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
maneuver U حرکت جنگی مانور کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com