Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
descant
U
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descants
U
اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cantillate
U
با اواز خواندن
chitter
U
اواز خواندن
sing
U
تصنیف اواز خواندن
sings
U
تصنیف اواز خواندن
sound off
U
ازادانه بیان کردن
to run riot
U
ازادانه ودیوانه وارحرکت کردن
lilts
U
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilt
U
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
in a family way
U
ازادانه
large n
U
ازادانه
independently
U
ازادانه
croons
U
زمزمه کردن اواز
croon
U
زمزمه کردن اواز
crooning
U
زمزمه کردن اواز
crooned
U
زمزمه کردن اواز
criticizing
U
انتقاد کردن
put down
<idiom>
U
انتقاد کردن
review
U
انتقاد کردن
tear down
<idiom>
U
انتقاد کردن
criticizes
U
انتقاد کردن
reviewed
U
انتقاد کردن
criticising
U
انتقاد کردن
criticises
U
انتقاد کردن
criticised
U
انتقاد کردن
reviews
U
انتقاد کردن
criticized
U
انتقاد کردن
criticize
U
انتقاد کردن
reviewing
U
انتقاد کردن
without restraint
U
ازادانه بدون جلوگیری
discant
U
نوعی اواز به درازا بحث کردن
fustigate
U
کوبیدن انتقاد کردن
review
U
بازدید انتقاد کردن
pull to pieces
U
سخت انتقاد کردن
flogs
U
انتقاد سخت کردن
flogged
U
انتقاد سخت کردن
reviews
U
بازدید انتقاد کردن
flog
U
انتقاد سخت کردن
reviewing
U
بازدید انتقاد کردن
reviewed
U
بازدید انتقاد کردن
run down
<idiom>
U
انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
criticises
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizing
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticising
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticised
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticized
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizes
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
criticize
U
انتقاد کردن نکوهش کردن
cold test
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust
U
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
orate
U
نطق کردن خواندن
sight-reads
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
prelect
U
سخنرانی کردن خطا به خواندن
sight-reading
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
to spell out
U
بزحمت خواندن یا هجی کردن
sight-read
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
to pipe up
U
زدن یا خواندن اغاز کردن
praelect
U
سخنرانی کردن خطا به خواندن
sight read
U
فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
recalled
U
فرا خواندن احضار لغو کردن
recalls
U
فرا خواندن احضار لغو کردن
recall
U
فرا خواندن احضار لغو کردن
pops
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pop
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
voices
U
اواز
songless
U
بی اواز
sings
U
اواز
sing
U
اواز
voicing
U
اواز
voice
U
اواز
pray
U
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
praying
U
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prayed
U
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prays
U
نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
loudmouthed
U
بلند اواز
song
U
اواز سرودروحانی
scat
U
اواز بی معنی
singer
U
اواز خوان
crooners
U
اواز خوان
aria
U
اواز یکنفره
arias
U
اواز یکنفره
singers
U
اواز خوان
aired
U
اواز اهنگ
air
U
اواز اهنگ
songfest
U
مجلس اواز
deep mouthed
U
گنده اواز
singsong
U
یک وزن اواز
songs
U
اواز سرودروحانی
yodeler
U
اواز خوان
crooner
U
اواز خوان
songster
U
اواز خوان
songstress
U
زن اواز خوان
airs
U
اواز اهنگ
read head
U
هد خواندن راس خواندن
opened
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
to call the roll
U
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
open
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens
U
آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
cantor
U
اواز خوان مذهبی
triller
U
اواز خوان باتحریر
serenader
U
سراینده اواز عاشقانه
cadenzas
U
قطعه اواز یکنفری
to sing to sleep
U
با اواز یا لالایی خوابندن
cadenza
U
قطعه اواز یکنفری
duo
U
اواز یا موسیقی دونفری
tunes
U
اهنگ صدا اواز
singin bird
U
پرنده اواز خوان
tune
U
اهنگ صدا اواز
cantabile
U
مناسب برای اواز
duos
U
اواز یا موسیقی دونفری
musicale
U
مجلس ساز و اواز
study for bar
U
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
accompaniments
U
ساز یا اواز همراهی کننده
glee club
U
کلوب یا باشگاه اواز و سرود
callithump
U
اواز یاتصنیف هزلی وتفریحی
hers is best
U
مال اواز همه بهتراست
vaudeville
U
درام دارای رقص و اواز
crashes
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed
U
خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
censuring
U
انتقاد
censures
U
انتقاد
reviewal
U
انتقاد
censured
U
انتقاد
fustigation
U
انتقاد
censure
U
انتقاد
critiques
U
فن انتقاد
critiques
U
انتقاد
critic
U
انتقاد
critics
U
انتقاد
critique
U
فن انتقاد
criticism
U
انتقاد
criticisms
U
انتقاد
animadversion
U
انتقاد
critique
U
انتقاد
criticalness
U
انتقاد
can you pronounce him safe
U
بگویید که اواز خطر محفوظ است
oratorios
U
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
acapella
U
اواز دسته جمعی بسبک کلیسایی
quavering
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
oratorio
U
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
quavers
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver
U
لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
critically
U
از روی انتقاد
raillery
U
سرزنش انتقاد
dish out
<idiom>
U
انتقاد کوبنده
hypercritical
U
مفرط در انتقاد
book review
U
انتقاد از کتاب
hypercriticism
U
افراط در انتقاد
criticizable
U
قابل انتقاد
critic
U
انتقاد کننده
critics
U
انتقاد کننده
self criticism
U
انتقاد از خود
diatribe
U
انتقاد تلخ
slashing criticism
U
انتقاد سخت
criticizable
U
انتقاد پذیر
diatribes
U
انتقاد تلخ
hatchet jobs
U
انتقاد غرضآمیز
gaff
U
انتقاد نفرین
verbalism
U
انتقاد لفظی
hatchet job
U
انتقاد غرضآمیز
censurable
U
انتقاد امیز
accompanists
U
همراهی کننده با اواز یاسازی چون پیانو
we sang them home
U
ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
head crash
U
برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
hypercritically
U
از روی انتقاد و مفرط
criticizing
U
مورد انتقاد قراردادن
draw fire
<idiom>
U
مورد انتقاد قرارگرفتن
self critical
U
انتقاد کننده از خود
renouncer
U
سرزنش و انتقاد کننده
criticised
U
مورد انتقاد قراردادن
criticize
U
مورد انتقاد قراردادن
criticises
U
مورد انتقاد قراردادن
criticized
U
مورد انتقاد قراردادن
criticising
U
مورد انتقاد قراردادن
criticizes
U
مورد انتقاد قراردادن
hypercritic
U
انتقاد سخت وموشکافی
sacred cow
U
شخص مصون از انتقاد
sacred cows
U
شخص مصون از انتقاد
antistrophe
U
حرکت از چپ براست نمایشگران هنگام اواز دسته جمعی
quintet
U
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
ballads
U
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
quintette
U
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintets
U
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
ballad
U
تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
extends
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending
U
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
critique
U
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
to be vulnerable
[exposed]
to criticism
U
خود را در معرض انتقاد گذاشتن
to be under fire
U
سخت مورد انتقاد قراردادن
to incur a criticism
U
مورد انتقاد واقع شدن
critic report
U
گزارش نتیجه جلسه انتقاد
critiques
U
جلسه انتقاد بعد ازعملیات
songfest
U
دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
pick to pieces
U
سخت مورد انتقاد قرار دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com