Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
preselect
U
انتخاب کردن مقدماتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
preselection
U
انتخاب مقدماتی
radio button
U
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
tree
U
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
supercharge
U
متراکم کردن مقدماتی
pre load
U
بار کردن مقدماتی
prolegomenon
U
مقدماتی کلمات مقدماتی
target selector
U
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
investigated
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigates
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigating
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigate
U
استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
basic unit training
U
اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
sophistication
U
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
U
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
elects
U
انتخاب کردن
single
U
انتخاب کردن
elect
U
انتخاب کردن
selected
U
انتخاب کردن
pick out
<idiom>
U
انتخاب کردن
screens
U
انتخاب کردن
electing
U
انتخاب کردن
to have one's pick
U
انتخاب کردن
select
U
انتخاب کردن
dials
U
انتخاب کردن
sifted
U
انتخاب کردن
choosing
U
انتخاب کردن
sift
U
انتخاب کردن
opting
U
انتخاب کردن
screening, screenings
U
انتخاب کردن
to make a choice of
U
انتخاب کردن
screened
U
انتخاب کردن
opts
U
انتخاب کردن
screen
U
انتخاب کردن
dialled
U
انتخاب کردن
dialed
U
انتخاب کردن
opt
U
انتخاب کردن
opted
U
انتخاب کردن
dial
U
انتخاب کردن
pitch upon
U
انتخاب کردن
chooses
U
انتخاب کردن
choose
U
انتخاب کردن
mischoose
U
بد انتخاب کردن
selects
U
انتخاب کردن
sifts
U
انتخاب کردن
designating
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designate
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
pick out
U
انتخاب کردن دریافتن
reelect
U
تجدید انتخاب کردن
destine
U
قبلا انتخاب کردن
preselect
U
قبلا انتخاب کردن
disfranchise
U
از حق رای یا انتخاب محروم کردن
to ballot for
U
بارای پنهان انتخاب کردن
chap
U
انتخاب کردن شکاف دادن
elect
U
انتخاب کردن برگزیده منتخب
to pitch upon something
U
چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
wale
U
تیر افقی انتخاب کردن
elects
U
انتخاب کردن برگزیده منتخب
electing
U
انتخاب کردن برگزیده منتخب
coopt
U
انتخاب کردن ودر میان خوداوردن
checked
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
U
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
dispatched
U
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatches
U
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatching
U
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatched
U
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch
U
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches
U
انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
selects
U
جدا کردن انتخاب کردن
to run in
U
گرفتار کردن انتخاب کردن
select
U
جدا کردن انتخاب کردن
selected
U
جدا کردن انتخاب کردن
menu item
U
یک انتخاب در فهرست انتخاب
audio
U
ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
clicked
U
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
click
U
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks
U
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
introductive
U
مقدماتی
prodromal
U
مقدماتی
preliminaries
U
مقدماتی
elemental
U
مقدماتی
elementarily
U
مقدماتی
precursive
U
مقدماتی
tentative
U
مقدماتی
preparative
U
مقدماتی
prelusive
U
مقدماتی
rudimental
U
مقدماتی
preludial
U
مقدماتی
preparatory
U
مقدماتی
prolegomenary
U
مقدماتی
preliminary
U
مقدماتی
elementary
U
مقدماتی
prolusory
U
مقدماتی
first
U
مقدماتی
introductory
U
مقدماتی
proforma
U
مقدماتی
prolegomenous
U
مقدماتی
junior high school
U
دبیرستان مقدماتی
prolusion
U
مقاله مقدماتی
pilot study
U
بررسی مقدماتی
propaedeutic
U
تعلیمات مقدماتی
preliminary works
U
کارهای مقدماتی
preliminary treatment
U
عملیات مقدماتی
preliminary test
U
ازمایش مقدماتی
basic
U
اساسی مقدماتی
preliminary investigation
U
بررسی مقدماتی
preliminary expenses
U
هزینههای مقدماتی
preliminary design
U
طرح مقدماتی
first aid
U
کمکهای مقدماتی
prep
U
مدرسه مقدماتی
preparative
U
کار مقدماتی
proem
U
رساله مقدماتی
propaedeutic
U
تحصیلات مقدماتی
prime color
U
رنگ مقدماتی
preceding pass
U
کالیبر مقدماتی
basics
U
مقدماتی اساسی
basics
U
اساسی مقدماتی
proforma invoice
U
سیاهه مقدماتی
basic
U
مقدماتی اساسی
pretest
U
امتحان مقدماتی
precompression
U
تراکم مقدماتی
preheater
U
گرمکن مقدماتی
preselector
U
سلکتور مقدماتی
preliminary budget
U
بودجه مقدماتی
preparatory response
U
پاسخ مقدماتی
preliminary negotiations
U
مذاکرات مقدماتی
elementary gate
U
دریچه مقدماتی
basic research
U
تحقیقات مقدماتی
primary
U
ابتدایی مقدماتی
primary
U
مقدماتی اصلی
basic training
U
اموزش مقدماتی
prelude
U
قسمت مقدماتی
preludes
U
قسمت مقدماتی
interlude
U
نگهداری مقدماتی
interludes
U
نگهداری مقدماتی
preliminaries
U
مقدمات مقدماتی
preliminaries
U
دور مقدماتی
preliminary
U
مقدمات مقدماتی
preliminary
U
امتحان مقدماتی
primary
U
مقدماتی نخستین
elementary item
U
قلم مقدماتی
elimination heat
U
دوره مقدماتی
perlim
U
دوره مقدماتی
economizer
U
کرمکن مقدماتی
basic course
U
دوره مقدماتی
basic hole
U
سوراخ مقدماتی
rudiment
U
علوم مقدماتی
heat
U
مسابقه مقدماتی
heats
U
مسابقه مقدماتی
introduction to physics
U
فیزیک مقدماتی
Travaux preparatoires
U
کارهای مقدماتی
preliminary
U
دور مقدماتی
subassembly
U
مونتاژ مقدماتی
pilot injection
U
تزریق مقدماتی
fore exercise
U
تمرین مقدماتی
forehearth
U
کوره مقدماتی
first cut
U
برش مقدماتی
preliminaries
U
امتحان مقدماتی
preparations
U
اقدام مقدماتی
preparation
U
اقدام مقدماتی
responsions
U
ازمون مقدماتی
elementary
U
مقدماتی پایهای
bottom blown converter
U
مبدل دم مقدماتی
incipience
U
وضع مقدماتی ابتدایی
reconnaissance
U
بازدید مقدماتی اکتشاف
basic bessemer process
U
فرایند مقدماتی بسمر
basic machine unit
U
واحد دستگاه مقدماتی
fundamental
U
اصولی مقدماتی اساسی
elementary algebra
U
جبر مقدماتی
[ریاضی]
preparatory students
U
شاگردان تهیه یا مقدماتی
black pickling
U
اسید شویی مقدماتی
incipincy
U
وضع مقدماتی ابتدایی
rudimentary knowledge
U
دانش مقدماتی یا نخستین
basic bessemer converter
U
مبدل مقدماتی بسمر
pre heat
U
حرارت دادن مقدماتی
magnetic biasing
U
مغناطیس گردانی مقدماتی
pre design estimate
U
براورد مقدماتی طرح
prolusion
U
اثر هنری مقدماتی
basic bessemer steel
U
فولاد مقدماتی بسمر
eliminator
U
برنه در دور مقدماتی
basic combat training
U
اموزش رزم مقدماتی
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
protocol
U
مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocols
U
مقاوله نامه موافقت مقدماتی
strategic reconnaissance
U
بررسی مقدماتی وضع دشمن
flight
U
بهترین نتیجه دور مقدماتی
basic bessemer pig iron
U
اهن خام مقدماتی توماس
preliminary budget forecast
U
پیش بینی مقدماتی بودجه
junior college
U
دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
pretest
U
امتحان مقدماتی بعمل اوردن
literacy
U
فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
white primary
U
اخذ اراء مقدماتی حزبی
preparatory
U
تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
house of delegates
U
مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
basic relay post
U
پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
rollover
U
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
microcontroller
U
RAM و زبان برنامه نویسی مقدماتی است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com