Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
absolve
U
اعلام بی تقصیری کردن
absolved
U
اعلام بی تقصیری کردن
absolves
U
اعلام بی تقصیری کردن
absolving
U
اعلام بی تقصیری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
early warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
irreproachability
U
بی تقصیری
blamelessness
U
بی تقصیری
irreproachableness
U
بی تقصیری
guiltlessness
U
بی تقصیری
innocence
U
بی تقصیری
faultlessness
U
بی تقصیری
faultlessly
U
از روی بی تقصیری
innocency
U
بی تقصیری پاکی
alerting service
U
قسمت اعلام اماده باش سرویس اعلام خطر
to smooth over a fault
U
عیب یا تقصیری را پوشاندن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
exclaims
U
اعلام کردن
enounce
U
اعلام کردن
proclamation
U
اعلام کردن
acclaimed
U
اعلام کردن
promulge
U
اعلام کردن
exclaimed
U
اعلام کردن
exclaiming
U
اعلام کردن
announces
U
اعلام کردن
acclaim
U
اعلام کردن
enouce
U
اعلام کردن
acclaiming
U
اعلام کردن
quoted
U
اعلام کردن
quotes
U
اعلام کردن
quote
U
اعلام کردن
blazon
U
اعلام کردن
damm
U
بد اعلام کردن
proclamations
U
اعلام کردن
announce
U
اعلام کردن
broadcasts
U
اعلام کردن
broadcast
U
اعلام کردن
acclaims
U
اعلام کردن
exclaim
U
اعلام کردن
enunciates
U
اعلام کردن
promulgating
U
اعلام کردن
announced
U
اعلام کردن
promulgate
U
اعلام کردن
statements
U
اعلام کردن
announcing
U
اعلام کردن
enunciated
U
اعلام کردن
enunciate
U
اعلام کردن
statement
U
اعلام کردن
promulgates
U
اعلام کردن
enunciating
U
اعلام کردن
promulgated
U
اعلام کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
hailing
U
اعلام ورود کردن
hails
U
اعلام ورود کردن
acknowledge
U
اعلام معرف کردن
acknowledges
U
اعلام وصول کردن
acknowledges
U
اعلام نشانی کردن
impeaching
U
اعلام جرم کردن
call out
U
اعلام خطر کردن
impeaches
U
اعلام جرم کردن
impeached
U
اعلام جرم کردن
acknowledges
U
اعلام معرف کردن
hailed
U
اعلام ورود کردن
impeach
U
اعلام جرم کردن
early-warning
U
اعلام خطر کردن
to call a meeting
U
جلسهای را اعلام کردن
indict
U
اعلام جرم کردن
announce in advance
U
از پیش اعلام کردن
indicted
U
اعلام جرم کردن
acknowledge
U
اعلام نشانی کردن
indicting
U
اعلام جرم کردن
pretypify
U
قبلا اعلام کردن
acknowledging
U
اعلام معرف کردن
indicts
U
اعلام جرم کردن
hail
U
اعلام ورود کردن
acknowledge
U
اعلام وصول کردن
acknowledging
U
اعلام وصول کردن
early warning
U
اعلام خطر کردن
acknowledging
U
اعلام نشانی کردن
enunciates
U
اعلام کردن صریحا گفتن
to pay homage
U
اعلام رسمی بیعت کردن
to announce one's arrival
U
ورود خود را اعلام کردن
to givein one's a.
U
موافقت خودرا اعلام کردن
enunciating
U
اعلام کردن صریحا گفتن
enunciated
U
اعلام کردن صریحا گفتن
open the meeting
U
رسمیت جلسه را اعلام کردن
warning
U
اعلام خطر کردن هشدار
warnings
U
اعلام خطر کردن هشدار
to do homage
U
اعلام رسمی بیعت کردن
enunciate
U
اعلام کردن صریحا گفتن
kithe
U
اعلام داشتن اعتراف کردن
to render homage
U
اعلام رسمی بیعت کردن
to call to arms
U
اعلام دست به اسلحه کردن
acknowledge
U
شماره اعلام وصول تصدیق کردن
acknowledging
U
شماره اعلام وصول تصدیق کردن
acknowledges
U
شماره اعلام وصول تصدیق کردن
lay an information against some one
U
نسبت به کسی اعلام جرم کردن
lay an information against someone
U
بر علیه کسی اعلام جرم کردن
outlaw
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlawed
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlaws
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
authentication
U
تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
outlawing
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
herald
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
heralded
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
heralding
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
to ring the knell of anything
U
موقوف شدن چیزی را اعلام کردن یاجار زدن
heralds
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
tolling
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
toll
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
notify
U
اعلام کردن اخطار کردن
notifying
U
اعلام کردن اخطار کردن
notified
U
اعلام کردن اخطار کردن
notifies
U
اعلام کردن اخطار کردن
sick
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sickest
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
over capitalised
U
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
mark mark
U
اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
prefiguring
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigures
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigure
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigured
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
call up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
proclamations
U
اعلام
promulgation
U
اعلام
proclamation
U
اعلام
Annunciation
U
اعلام
declarations
U
اعلام
acknowledgements
U
اعلام
declaration
U
اعلام
enunciation
U
اعلام
enouncement
U
اعلام
annunciator
U
اعلام گر
promulgator
U
اعلام
acknowledgments
U
اعلام
intimation
U
اعلام
indigitation
U
اعلام
intimations
U
اعلام
acknowledgement
U
اعلام
notification
U
اعلام
meld
U
اعلام
predication
U
اعلام
indiction
U
اعلام
acknowledgement of receipt
U
اعلام وصول
enunciator
U
اعلام کننده
enunciable
U
اعلام کردنی
hanger
U
اعلام کننده
hangers
U
اعلام کننده
disclosed
U
اعلام شده
promulgator
U
اعلام دارنده
alerting
U
اعلام خطرکردن
indictments
U
اعلام جرم
impeachment
U
اعلام جرم
warning
U
اعلام خطر
advising bank
U
اعلام میکند
warnings
U
اعلام خطر
advice of fate
U
اعلام وضعیت
proclaimer
U
اعلام کننده
vociferator
U
اعلام دارنده
indictment
U
اعلام جرم
line call
U
اعلام خط نگهدار
call out
U
اعلام خطر
annunciator
U
اعلام کننده
promulgation
U
اعلام دارنده
receipts
U
اعلام وصول
blazer
U
اعلام کننده
acknowledgment
U
اعلام وصول
blazers
U
اعلام کننده
declaration of interest
U
اعلام بهره
receipt
U
اعلام وصول
statement of charge
U
اعلام اتهامات
declaredly
U
بطور اعلام
sound alarm
U
اعلام صدا
pronouncer
U
اعلام کننده
declarations
U
اعلامیه اعلام
foretoken
U
اعلام قبلی
declaration
U
اعلامیه اعلام
touche
U
اعلام برخورد
larum
U
اعلام خطر
blinds
U
چراغ اعلام خطر
pyrotechnics
U
فشفشفه اعلام خطر
alerted
U
اعلام خطر اژیرهوایی
blinded
U
چراغ اعلام خطر
issue price
U
قیمت اعلام شده
alert
U
اعلام خطر اژیرهوایی
suggestio falsi
U
افهار و اعلام نادرست
acknowledgement
U
اعلام وصول رسید
test announcement
U
اعلام نتیجه ازمایش
merged
U
اعلام مسیر تعقیب
receipt
U
اعلام وصول نمودن
battle lantern
U
چراغ اعلام خطر
acknowledgments
U
اعلام وصول رسید
authenticator
U
اعلام کننده نشانی
receipts
U
اعلام وصول نمودن
proclamatory
U
متضمن اگهی یا اعلام
time orderly
U
نگهبان اعلام ساعت
promulgation of treaty
U
اعلام مفاد معاهده
annunciator
U
اعلام کننده فرامین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com