| Total search result: 203 (34 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] U |
اشتباه تایپ کردن صفحه [کلید یا تلفن] |
 |
|
|
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
| Search result with all words |
|
 |
to make a typing error [mistake] U |
اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن] |
 |
 |
to make a typo [American E] U |
اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن] |
 |
| Other Matches |
|
 |
microwriter U |
صفحه کلید و نمایش قابل حمل برای تایپ در حین سفر |
 |
 |
dos U |
نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است |
 |
 |
key |
کلیدی که نشانه گر یا نوک چاپ را به ابتدای خط بعد روی صفحه یا ماشین تایپ یا چاپگر می برد |
 |
 |
qwerty U |
صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است |
 |
 |
upper case U |
حروف بزرگ و نشانههای دیگرروی ماشین تایپ یا صفحه کلید که با انتخاب کلید shift دستیابی می شوند |
 |
 |
teleprint U |
کلید تایپ تله تایپ |
 |
 |
teleprint U |
تایپ کننده تله تایپ |
 |
 |
range error U |
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد |
 |
 |
clatter U |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
 |
 |
clattered U |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
 |
 |
clatters U |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
 |
 |
clattering U |
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار |
 |
 |
zap U |
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده |
 |
 |
zaps U |
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده |
 |
 |
zapped U |
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده |
 |
 |
zapping U |
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده |
 |
 |
type front U |
نوعی روش تایپ کردن نامه ها |
 |
 |
teleprocessing U |
تایپ کردن مکالمات تلگرافی به طور کشف |
 |
 |
refresh buffer U |
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند |
 |
 |
glitch U |
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود |
 |
 |
glitches U |
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود |
 |
 |
cls U |
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ |
 |
 |
out of place <idiom> U |
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن |
 |
 |
qwerty keyboard U |
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی |
 |
 |
miscue U |
اشتباه کردن |
 |
 |
misconstrued U |
اشتباه کردن |
 |
 |
mistake U |
اشتباه کردن |
 |
 |
fumbled U |
اشتباه کردن |
 |
 |
slips U |
اشتباه کردن |
 |
 |
blundering U |
اشتباه کردن |
 |
 |
fumble U |
اشتباه کردن |
 |
 |
slip up U |
اشتباه کردن |
 |
 |
blunders U |
اشتباه کردن |
 |
 |
slip-up U |
اشتباه کردن |
 |
 |
trip up <idiom> U |
اشتباه کردن |
 |
 |
mistaking U |
اشتباه کردن |
 |
 |
misconstruing U |
اشتباه کردن |
 |
 |
make a mistake <idiom> U |
اشتباه کردن |
 |
 |
misconstrues U |
اشتباه کردن |
 |
 |
goofed U |
اشتباه کردن |
 |
 |
goof U |
اشتباه کردن |
 |
 |
blunder U |
اشتباه کردن |
 |
 |
to make an error U |
اشتباه کردن |
 |
 |
goofs U |
اشتباه کردن |
 |
 |
to make a mistake U |
اشتباه کردن |
 |
 |
slipped U |
اشتباه کردن |
 |
 |
mistook U |
اشتباه کردن |
 |
 |
slip-ups U |
اشتباه کردن |
 |
 |
mistakes U |
اشتباه کردن |
 |
 |
blundered U |
اشتباه کردن |
 |
 |
goofing U |
اشتباه کردن |
 |
 |
slip U |
اشتباه کردن |
 |
 |
to goof up [American E] U |
اشتباه کردن |
 |
 |
misconstrue U |
اشتباه کردن |
 |
 |
fumbles U |
اشتباه کردن |
 |
 |
bumble U |
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن |
 |
 |
bumbles U |
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن |
 |
 |
bumbled U |
اشتباه کاری کردن سرهم بندی کردن |
 |
 |
I consider that a mistake. [I regard that as a mistake.] U |
این به نظر من اشتباه است. [این را من اشتباه بحساب می آورم.] |
 |
 |
bobble U |
پی درپی اشتباه کردن |
 |
 |
misthink U |
اشتباه فکر کردن |
 |
 |
bobbles U |
پی درپی اشتباه کردن |
 |
 |
to believe wrong U |
اشتباه گمان کردن |
 |
 |
miscalculate U |
اشتباه حساب کردن |
 |
 |
to stumble in one's speech U |
درسخنرانی اشتباه کردن |
 |
 |
confuse U |
باهم اشتباه کردن |
 |
 |
confuses U |
باهم اشتباه کردن |
 |
 |
miscalculating U |
اشتباه حساب کردن |
 |
 |
miscalculates U |
اشتباه محاسبه کردن |
 |
 |
miscalculates U |
اشتباه حساب کردن |
 |
 |
miscalculated U |
اشتباه محاسبه کردن |
 |
 |
miscalculated U |
اشتباه حساب کردن |
 |
 |
miscalculate U |
اشتباه محاسبه کردن |
 |
 |
miscalculating U |
اشتباه محاسبه کردن |
 |
 |
refute U |
اشتباه کسی را اثبات کردن |
 |
 |
hallucinating U |
هذیان گفتن اشتباه کردن |
 |
 |
eat humble pie <idiom> U |
پذیرفتن اشتباه وعذرخواهی کردن |
 |
 |
To lead someone astray. U |
کسی رادچار اشتباه کردن |
 |
 |
refutes U |
اشتباه کسی را اثبات کردن |
 |
 |
refuting U |
اشتباه کسی را اثبات کردن |
 |
 |
miscarries U |
صدمه دیدن اشتباه کردن |
 |
 |
refuted U |
اشتباه کسی را اثبات کردن |
 |
 |
miscarry U |
صدمه دیدن اشتباه کردن |
 |
 |
hallucinated U |
هذیان گفتن اشتباه کردن |
 |
 |
miscarrying U |
صدمه دیدن اشتباه کردن |
 |
 |
hallucinates U |
هذیان گفتن اشتباه کردن |
 |
 |
hallucinate U |
هذیان گفتن اشتباه کردن |
 |
 |
service U |
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد |
 |
 |
serviced U |
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد |
 |
 |
eat crow <idiom> U |
مجبور کردن کسی به اشتباه وشکست |
 |
 |
to blame somebody for something U |
کسی را مسئول کارناقص [اشتباه ] کردن |
 |
 |
bark up the wrong tree <idiom> |
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن] |
 |
 |
foul up <idiom> U |
با یک اشتباه احمقانه همه چیز را خراب کردن |
 |
 |
penning U |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
 |
 |
pen U |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
 |
 |
penned U |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
 |
 |
pens U |
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند |
 |
 |
tabulate U |
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود |
 |
 |
tabulates U |
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود |
 |
 |
tabulated U |
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود |
 |
 |
to make [commit] a faux pas U |
اشتباه اجتماعی کردن [در رابطه با رفتار بین مردم] |
 |
 |
fluffs U |
نرم کردن اشتباه کردن |
 |
 |
fluff U |
نرم کردن اشتباه کردن |
 |
 |
fluffing U |
نرم کردن اشتباه کردن |
 |
 |
fluffed U |
نرم کردن اشتباه کردن |
 |
 |
teletypewriter U |
تله تایپ |
 |
 |
Teletypes U |
تله تایپ |
 |
 |
Teletype U |
تله تایپ |
 |
 |
tty U |
تله تایپ |
 |
 |
overtype mode U |
تایپ رویهم |
 |
 |
channel type U |
کانال تایپ |
 |
 |
teleprocessing U |
دستگاه تایپ تلگرافی |
 |
 |
teletype display U |
نمایش تله تایپ |
 |
 |
teletype exchange U |
مرکز تله تایپ |
 |
 |
type front U |
ماشین تایپ به جلو |
 |
 |
radioteletype U |
بی سیم تله تایپ |
 |
 |
type bar printer U |
چاپگر میلهای تایپ |
 |
 |
raster U |
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط |
 |
 |
teletypewriter U |
دستگاه تایپ مخابرات تلگرافی |
 |
 |
typeover mode U |
حالت تایپ روی مطلب |
 |
 |
teletype display U |
نمایش تایپ راه دور |
 |
 |
overtype mode U |
حالت تایپ روی مطلب |
 |
 |
paper white monitor U |
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه |
 |
 |
malfunctioned U |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
 |
 |
malfunction U |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
 |
 |
malfunctions U |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
 |
 |
scanned U |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
 |
 |
scan U |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
 |
 |
scans U |
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند |
 |
 |
raster U |
گرافیکی که تصاویر آن روی خط وطی در صفحه نمایش یا صفحه ساخته می شوند |
 |
 |
plasma display U |
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه |
 |
 |
consol U |
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار |
 |
 |
ksr U |
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است |
 |
 |
multiviewports U |
صفحه نمایشی که دو یاچندین صفحه قابل دید رانمایش میدهد |
 |
 |
table U |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
 |
 |
tabled U |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
 |
 |
con U |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
 |
 |
raster U |
یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT |
 |
 |
conned U |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
 |
 |
tables U |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
 |
 |
routing U |
صفحه ویدیو متنی که مسیر سایر صفحه ها را شرح میدهد |
 |
 |
tabling U |
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش |
 |
 |
autos U |
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد |
 |
 |
conning U |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
 |
 |
cons U |
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر |
 |
 |
auto U |
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد |
 |
 |
portraits U |
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است |
 |
 |
portrait U |
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است |
 |
 |
lead in page U |
صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند |
 |
 |
glare U |
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور |
 |
 |
data tablet U |
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی |
 |
 |
glares U |
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور |
 |
 |
flattest U |
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد |
 |
 |
flat U |
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد |
 |
 |
glared U |
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور |
 |
 |
notebook computer U |
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد |
 |
 |
Teletypes U |
ماشین تحریر راه دور تله تایپ |
 |
 |
twx U |
Service TeletypewriterExchange امکان تبادل تله تایپ |
 |
 |
way station U |
ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی |
 |
 |
Teletype U |
ماشین تحریر راه دور تله تایپ |
 |
 |
backlight U |
چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند |
 |
 |
hyperlink U |
کلمه یا تصویر یا دگمهای در صفحه وب یا عنوان چند رسانهای که در صورت انتخاب کاربر را به صفحه دیگری می برد |
 |
 |
station U |
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند |
 |
 |
stations U |
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند |
 |
 |
stationed U |
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند |
 |
 |
device U |
CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش |
 |
 |
disc U |
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره |
 |
 |
devices U |
CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش |
 |
 |
discs U |
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره |
 |
 |
banding U |
روش مشخص کردن حدود یک تصویر روی صفحه نمایش کامپیوتر با محدود کردن اطراف آن |
 |
 |
call directing code U |
یک کد دو یا سه کاراکتری است که در سیستم تله تایپ بکارمی رود |
 |
 |
finished U |
متنی که تایپ شده و آماده چاپ گرفتن است |
 |
 |
audio-typist U |
کسی که مطالبرا در حین دیکته شدن تایپ میکند |
 |
 |
entering U |
عمل تایپ داده یا نوشتن موضوعات روی یک رکورد |
 |
 |
cdc U |
یک کد دو یا سه کاراکتری است که در سیستم تله تایپ بکارمی رود |
 |
 |
refresh U |
تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن |
 |
 |
refreshed U |
تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن |
 |
 |
refreshes U |
تازه کردن یک صفحه تصویر تجدید کردن |
 |
 |
buttoning U |
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد |
 |
 |
button U |
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد |
 |
 |
buttoned U |
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد |
 |
 |
teleprinters U |
تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس |
 |
 |
teleprinter U |
تله تایپ ماشین ثبت مخابرات تلگرافی دور نویس |
 |
 |
pages U |
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات |
 |
 |
paged U |
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات |
 |
 |
page U |
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات |
 |
 |
implicit reference U |
مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است |
 |
 |
datum error U |
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا |
 |
 |
keystroke U |
شمارش انتخابهای کلید انجام شده برای محاسبه هزینه تایپ |
 |
 |
delivery error U |
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب |
 |
 |
fields U |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
 |
 |
fielded U |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
 |
 |
field U |
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد |
 |
 |
fumbles U |
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده |
 |
 |
fumbled U |
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده |
 |
 |
fumble U |
از کف دادن اتفاقی توپ اشتباه کردن در کنترل توپ گوی لاکراس به زمین افتاده |
 |
 |
end U |
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است |
 |
 |
ends U |
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است |
 |
 |
ended U |
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است |
 |
 |
insertion point U |
نشانگری که برای نشان دادن محل تایپ متن در یک نوشته استفاده میشود |
 |