Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mine
U
استخراج کردن یاشدن
mined
U
استخراج کردن یاشدن
mines
U
استخراج کردن یاشدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
slackened
U
شل کردن یاشدن
slackens
U
شل کردن یاشدن
spraining
U
رگ به رگ کردن یاشدن
sprains
U
رگ به رگ کردن یاشدن
sprained
U
رگ به رگ کردن یاشدن
sprain
U
رگ به رگ کردن یاشدن
slacken
U
شل کردن یاشدن
slackening
U
شل کردن یاشدن
propped
U
حائل کردن یاشدن
ripen
U
رسیده کردن یاشدن
ripened
U
رسیده کردن یاشدن
ripening
U
رسیده کردن یاشدن
slows
U
اهسته کردن یاشدن
slowing
U
اهسته کردن یاشدن
ripens
U
رسیده کردن یاشدن
sack
U
اخراج کردن یاشدن
slowest
U
اهسته کردن یاشدن
slower
U
اهسته کردن یاشدن
slowed
U
اهسته کردن یاشدن
slow
U
اهسته کردن یاشدن
prop
U
حائل کردن یاشدن
turn-off
U
خاموش کردن یاشدن
turn off
U
خاموش کردن یاشدن
sacked
U
اخراج کردن یاشدن
propping
U
حائل کردن یاشدن
solidifying
U
سفت کردن یاشدن
foreignize
U
بیگانه کردن یاشدن
sponged
U
طفیلی کردن یاشدن
sponging
U
طفیلی کردن یاشدن
sponge
U
طفیلی کردن یاشدن
wither
U
پژمرده کردن یاشدن
solidified
U
سفت کردن یاشدن
solidifies
U
سفت کردن یاشدن
to crock up
U
خراب کردن یاشدن
sacks
U
اخراج کردن یاشدن
solidify
U
سفت کردن یاشدن
turn-offs
U
خاموش کردن یاشدن
changes
U
دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changing
U
دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
changed
U
دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
to wear out
U
ازپوشیدن زیادکهنه کردن یاشدن
shelved
U
شیب دار کردن یاشدن
shelve
U
شیب دار کردن یاشدن
change
U
دگرگون کردن یاشدن دگرگونی
solidify
U
سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
solidifying
U
سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
solidifies
U
سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
solidified
U
سفت کردن یا شدن محکم کردن یاشدن
wind
U
خسته کردن یاشدن ازنفس افتادن
substantialize
U
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
winds
U
خسته کردن یاشدن ازنفس افتادن
cark
U
بار کردن غمگین ساختن یاشدن
emplace
U
جا گذاشتن موضع گرفتن مستقر کردن یاشدن
condense
U
منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condensing
U
منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
condenses
U
منقبض کردن یاشدن غلیظ کردن
pans
U
استخراج کردن
extracted
U
استخراج کردن
pan
U
استخراج کردن
stope
U
استخراج کردن
pan-
U
استخراج کردن
draw out
U
استخراج کردن
extracts
U
استخراج کردن
extracting
U
استخراج کردن
extract
U
استخراج کردن
grubbed
U
از کتاب استخراج کردن
grub
U
از کتاب استخراج کردن
quarries
U
استخراج کردن معدن
quarry
U
استخراج کردن معدن
educe
U
گرفتن استخراج کردن
quarrying
U
استخراج کردن معدن
grubs
U
از کتاب استخراج کردن
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
extracted
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracts
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracting
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
extract
U
بیرون کشیدن استخراج کردن
metallurgic
U
وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
elicit
U
استخراج کردن استنباط کردن
elicited
U
استخراج کردن استنباط کردن
eliciting
U
استخراج کردن استنباط کردن
elicits
U
استخراج کردن استنباط کردن
souse
U
مست مست کردن یاشدن
trance
U
مسحورکردن یاشدن
trances
U
مسحورکردن یاشدن
chirk
U
شادکردن یاشدن
abuts
U
متصل بودن یاشدن
abut
U
متصل بودن یاشدن
abutted
U
متصل بودن یاشدن
superannuate
U
بازنشسته دانستن یاشدن
production
U
استخراج
extraction
U
استخراج
productions
U
استخراج
eduction
U
استخراج
workings
U
استخراج
working
U
استخراج
excerption
U
استخراج
extraction of copper
U
استخراج مس
exploitation
U
استخراج
decipherment
U
استخراج
copper extraction
U
استخراج مس
decipherable
U
قابل استخراج
extract copper
U
مس استخراج شده
message retrieval
U
استخراج پیام
acid extraction
U
استخراج اسیدی
exploitable
U
قابل استخراج
workable
U
قابل استخراج
exploiter
U
استخراج کننده
gold mining
U
استخراج طلا
indecipherable
U
غیرقابل استخراج
extractible
U
قابل استخراج
minable
U
قابل استخراج
exploiters
U
استخراج کننده
educt
U
استخراج یا استنباط
derivations
U
استنساخ استخراج
derivation
U
استنساخ استخراج
counting votes
U
استخراج اراء
winnings
U
استخراج معدن
extraction point
U
محل استخراج
under ground mining
U
استخراج زیرزمینی
under ground working
U
استخراج زیرزمینی
silver extraction
U
استخراج نقره
separatory funnel
U
قیف استخراج
extraction thimble
U
انگشتانه استخراج
feature extraction
U
استخراج خصیصه
production of oil
U
استخراج نفت
exploitation
U
انتفاع استخراج
mining
U
استخراج معدن
winning
U
استخراج معدن
extractor
U
استخراج کننده
mibeable
U
قابل استخراج
mibeable
U
استخراج شدنی
extraction of bitumen
U
استخراج قیر
minable
U
استخراج شدنی
extractable
U
استخراج شدنی
extractors
U
استخراج کننده
extraction solvent
U
حلال استخراج کننده
strip mining
[American E]
U
استخراج معدن روباز
educible
U
قابل استخراج یا استنباط
surface mining
استخراج معدن روباز
pull out quote
U
عبارت استخراج شده
extracting
U
بیرون کشیدن استخراج
extracted
U
بیرون کشیدن استخراج
opencast mining
[British E]
U
استخراج معدن روباز
Open-pit mining
U
استخراج معدن روباز
illatively
U
بطریق استنتاج یا استخراج
extracts
U
بیرون کشیدن استخراج
salter
U
استخراج کننده نمک
extract
U
بیرون کشیدن استخراج
metallurgy
U
استخراج و ذوب فلزات
continuous extraction apparatus
U
دستگاه استخراج پیوسته
saltworks
U
محل استخراج نمک
metallurgy
U
فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
acetum
U
استخراج عصاره ازگیاهان دارویی
surface digging
U
استخراج معادن در سطح زمین
pyrometallurgy
U
استخراج فلزات در اثر حرارت
saltern
U
کارخانه یا معدن استخراج نمک
metallurgical
U
وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
hydrometallurgy
U
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
public opinion polling
U
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
copper smelting
U
استخراج مس از سنگهای معدن توسط حرارت ذوب وگداز مس
stope
U
حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
blasting machine
U
دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
quarry sap
U
مقدار رطوبتی که یک قطعه سنگ تا استخراج شدن ازمعدن دارد
quercetin
U
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
safflower
U
گل رنگ
[این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
mask
U
یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
masks
U
یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com