English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
for brevity's sake U از بهر کوتاه کردن مطلب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
paragraphist U کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
to go into the matter U به این مطلب رسیدگی کردن
short lunge U نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blast U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
short U کوتاه کردن
curtail U کوتاه کردن
curtails U کوتاه کردن
truncate U کوتاه کردن
cut off U کوتاه کردن
truncates U کوتاه کردن
abbreviate U کوتاه کردن
shortens U کوتاه تر کردن
abridge U کوتاه کردن
detruncate U کوتاه کردن
truncated U کوتاه کردن
to cut short U کوتاه کردن
reef U کوتاه کردن
shorten U کوتاه کردن
shorten U کوتاه تر کردن
shortened U کوتاه کردن
shortened U کوتاه تر کردن
shortens U کوتاه کردن
curtailing U کوتاه کردن
razee U کوتاه کردن
to look in U کوتاه کردن
clipping U کوتاه کردن
stag U کوتاه کردن
correption U کوتاه کردن
stags U کوتاه کردن
shorter U کوتاه کردن
shortening in U کوتاه کردن
curtailed U کوتاه کردن
formulating U کوتاه کردن
formulates U کوتاه کردن
formulated U کوتاه کردن
reefs U کوتاه کردن
abbreviating U کوتاه کردن
shear U کوتاه کردن
truncating U کوتاه کردن
abbreviates U کوتاه کردن
shortest U کوتاه کردن
formulate U کوتاه کردن
to rub through or along U سخت کوتاه کردن
heave short U کوتاه کردن زنجیر
docks U بریدن کوتاه کردن
docked U بریدن کوتاه کردن
poodles U پشم کوتاه کردن
chain shortening U کوتاه کردن زنجیری
dock U بریدن کوتاه کردن
foreshorten U کوتاه نمودار کردن
clipping U عمل کوتاه کردن
poodle U پشم کوتاه کردن
shorten in cable U کوتاه کردن زنجیر
shipshank U کوتاه کردن طولی
to make a long story short <idiom> قصه را کوتاه کردن
foreshortens U کوتاه نمودار کردن
foreshortened U کوتاه نمودار کردن
syncopate U از میان کوتاه کردن
truncation error U خطای کوتاه کردن
shorthorn U جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
clip U پشم چینی کوتاه کردن
brief U کوتاه کردن اگاهی دادن
clippings U پشم چینی کوتاه کردن
clipped U پشم چینی کوتاه کردن
clips U پشم چینی کوتاه کردن
To deprive someone of access. U دست کسی را کوتاه کردن
to bob one's head U کوتاه کردن موی سر کسی
briefed U کوتاه کردن اگاهی دادن
briefer U کوتاه کردن اگاهی دادن
briefest U کوتاه کردن اگاهی دادن
topic U مطلب
label U مطلب
afair U مطلب
criteria U مطلب
punch-lines U لب مطلب
thoughts U سر مطلب
subject U مطلب
punch line U لب مطلب
labels U مطلب
topics U مطلب
labelled U مطلب
punch-line U لب مطلب
theme U مطلب
themes U مطلب
subjected U مطلب
thought U سر مطلب
subjecting U مطلب
labeling U مطلب
subjects U مطلب
final shaving U پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
truncation U خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
short ball U شوت کردن کوتاه توپ [فوتبال]
mattered U مطلب چیز
matters U مطلب چیز
mattering U مطلب چیز
issue U صدور مطلب
principals U مطلب مهم
clipped speech U حذف مطلب
matter U مطلب چیز
label alignment U هم ترازی مطلب
principal U مطلب مهم
issued U صدور مطلب
subjects U مطلب زیرموضوع
the salient point <idiom> U اصل مطلب
subjecting U مطلب زیرموضوع
subjected U مطلب زیرموضوع
subject U مطلب زیرموضوع
enjambment U ادامهء مطلب
press releases U مطلب مطبوعاتی
subject matter U مطلب موضوع
root of the matter U اصل مطلب
press release U مطلب مطبوعاتی
label prefix U پیشوند مطلب
the point [of the matter] U اصل مطلب
issues U صدور مطلب
gist U مطلب عمده
precis U چکیده مطلب
zeroes U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zero U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
To speak in a low voice. U آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
zeros U کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
vocoder U وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
that is not the case U مطلب چنین نیست
there was no secrecy about it مطلب پوشیده ای نبود
hit the bull's-eye <idiom> U به اصل مطلب رسیدن
Lets pass on (proceed) to the main issue. U برویم سر مطلب اصلی
round about U دور سر گرداندن مطلب
repeating label U برچسب یا مطلب مکرر
Lets get to the point. U بپردازیم به اصل مطلب
comprehension test U ازمون فهم مطلب
under pledge of secrecy U با قول کتمان مطلب
the matter is perplexed U مطلب پیچیده است
The crux of the matter . The quintessence. U جان کلام ( مطلب )
lowdown <idiom> U لپ مطلب ،حقیقت موضوع
to overleap oneself U از مطلب پرت شدن
cliff-hangers U مطلب یا داستان جالب
hugger mugger U تنهایی مطلب محرمانه
cliff hanger U مطلب یا داستان جالب
cliff-hanger U مطلب یا داستان جالب
change of leg U وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard U سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
typeover mode U حالت تایپ روی مطلب
overtype mode U حالت تایپ روی مطلب
To wonder from the main topic. U از مطلب اصلی دور افتادن
the matter was kept private U مطلب را پوشیده نگاه داشتند
the matter itself [the situation itself ] [ the thing itself] U این مطلب بخودی خود
item of the agenda U اصل مطلب فهرست برنامه
contraposition U قلب مطلب بطریق منفی
you must have know this U حتما` این مطلب را شمامیدانستید
circumgyration U دورزدن درسخن دورسرگرداندن مطلب
the point is U اصل مطلب این است
point of the agenda U اصل مطلب فهرست برنامه
you must know this U شما باید این مطلب را بدانید
the face remains U مطلب همانست که هست فرق نمیکند
plate proof U نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده
We shall look into the matter in due ( good ) time . U درموقع مناسب باین مطلب رسیدگه خواهد شد
diction U عبارت انتخاب لغت برای بیان مطلب
slur U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
to get down to the nitty-gritty [to get down to brass tacks] <idiom> U فوری به اصل مطلب رسیدن [اصطلاح روزمره]
slurring U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
doodad U مطلب کوچکی که از نظرفراموش شده وبخاطر نمیرسد
slurs U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
slurred U لکه بدنامی مطلب را نادیده گرفتن وردشدن
doodads U مطلب کوچکی که از نظرفراموش شده وبخاطر نمیرسد
chop U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped U کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down U کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
I wI'll not comment on this issue. U درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
May be I can interest you in this issue . U شاید بتوانم علاقه شما را به این مطلب جلب نمایم
he rode me off on a side issue U نکته فرعی پیش اورده مراازاصل مطلب پرت کرد
catastasis U بخش سوم داستانهای باستانی که اوج مطلب دران بود
hurdle step U جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
palinode U قطعه شعر یا سرودی که مطلب شعر یا سرود قبلی راانکار کند
what matters is that ... U اصل مطلب [چیزی که مهم است] این است که ...
sags U یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged U یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sag U یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
learning curve U منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
declaratory statute U قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
demarche U بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
typeover U توانایی یک چاپگر تماسی درضربه زدن بیش از یکبار به کاراکتر و در نتیجه ایجاد اثردرشت و برجستهای از ان روی نسخه چاپی تایپ روی مطلب
corn-effect U ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
pygmies U قد کوتاه
short U کوتاه
dwarfish U کوتاه
pygmies U کوتاه
pigmies U کوتاه
stocky U کوتاه
stunts U کوتاه
concise U کوتاه
stunting U کوتاه
stunt U کوتاه
curt <adj.> U کوتاه
liliputian U قد کوتاه
low U کوتاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com