English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lean on <idiom> U اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
You are free to accept or refuse it. U درقبول و رد آن مختارید
call up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups U درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitioned U درخواست کردن درخواست وسایل
requisition U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning U درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions U درخواست کردن درخواست وسایل
requested U درخواست اماد کردن درخواست کردن
request U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting U درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests U درخواست اماد کردن درخواست کردن
multipe expansion of credit U استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
applying U درخواست کردن
speak for <idiom> U درخواست کردن
solicit U درخواست کردن
solicited U درخواست کردن
soliciting U درخواست کردن
solicits U درخواست کردن
applies U درخواست کردن
entreated U درخواست کردن
supplicate U درخواست کردن
apply U درخواست کردن
demanded U درخواست کردن
implore U درخواست کردن از
demands U درخواست کردن
implored U درخواست کردن از
implores U درخواست کردن از
demand U درخواست کردن
pray U درخواست کردن
prayed U درخواست کردن
to make an application [to apply] U درخواست کردن
praying U درخواست کردن
prays U درخواست کردن
entreat U درخواست کردن
plead with U درخواست کردن
entreating U درخواست کردن
entreats U درخواست کردن
imploring U درخواست کردن از
call mission U درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
pleaded U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
plead U در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
requisitioned U درخواست رسمی کردن
solicits U درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting U درخواست یا تقاضا کردن از
requisitioning U درخواست رسمی کردن
solicited U درخواست یا تقاضا کردن از
solicit U درخواست یا تقاضا کردن از
requisitions U درخواست رسمی کردن
to deny somebody a wish U درخواست کسی را رد کردن
to a oneself for help U درخواست کمک کردن
to ask too much U بیش از حد درخواست کردن
indenting U سفارش درخواست کردن
indent U سفارش درخواست کردن
to reject [refuse] an application U درخواست نامه ای را رد کردن
boning U خواستن درخواست کردن
to apply for leave U درخواست مرخصی کردن
requisition U درخواست رسمی کردن
indents U سفارش درخواست کردن
bone U خواستن درخواست کردن
bones U خواستن درخواست کردن
call for fire U درخواست اتش کردن
boned U خواستن درخواست کردن
call for ..... under the credit U درخواست کردن ..... تحت اعتبار
mission call U درخواست پشتیبانی هوایی کردن
to ask somebody for [about] something U از کسی چیزی درخواست کردن
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
apply U درخواست کردن شامل حال بودن
to ask specifically about something U چیزی را به طور خاص درخواست کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
applying U درخواست کردن شامل حال بودن
applies U درخواست کردن شامل حال بودن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
requests U تقاضا کردن درخواست کردن
request U تقاضا کردن درخواست کردن
begs U استدعا کردن درخواست کردن
petitions U دادخواهی کردن درخواست کردن
requested U تقاضا کردن درخواست کردن
petitioning U دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioned U دادخواهی کردن درخواست کردن
begged U استدعا کردن درخواست کردن
cry off U تقاضا کردن درخواست کردن
beg U استدعا کردن درخواست کردن
petition U دادخواهی کردن درخواست کردن
applying U صدق کردن درخواست کردن
applies U صدق کردن درخواست کردن
requesting U تقاضا کردن درخواست کردن
apply U صدق کردن درخواست کردن
requistioner U قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
fire call U درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
fire message U پیام اتش درخواست اتش کردن
on request of which [at his request] U به درخواست او
claiming U درخواست
demanded U درخواست
suited U درخواست
claims U درخواست
d. of a request U در درخواست
indenting U درخواست
requesting U درخواست
request U درخواست
demand U درخواست
imploration U درخواست
requested U درخواست
demands U درخواست
indent U درخواست
suits U درخواست
indents U درخواست
suit U درخواست
enquiry U درخواست
requests U درخواست
tender U درخواست
requisitioning U درخواست
postulate U درخواست
supplication U درخواست
postulates U درخواست
applications U درخواست
tendered U درخواست
postulating U درخواست
requisitions U درخواست
tendering U درخواست
tenderest U درخواست
postulated U درخواست
solicitation U درخواست
appeal U درخواست
requistion for money U درخواست
requisitioned U درخواست
appeals U درخواست
appealed U درخواست
claim U درخواست
claimed U درخواست
application U درخواست
requisition U درخواست
put in for something <idiom> U درخواست چیزی
requested U درخواست می کنم
demands U درخواست مطالبه
materials requisition U درخواست مواد
basic requisition number U درخواست ابتدایی
asking and ordering U درخواست و سفارش
demandant U درخواست کننده
demand U درخواست مطالبه
applies U درخواست دادن
toa for a job or position U درخواست کارکردن
call for fire U درخواست اتش
basic requisition number U درخواست اولیه
apply U درخواست دادن
document number U شماره درخواست
stock requisition U درخواست کالا
demanded U درخواست مطالبه
demand code U رمز درخواست
supervisor request U درخواست نافر
declaration of intention U درخواست تابعیت
d. note U درخواست پرداخت
applying U درخواست دادن
writ of subpoena U برگ درخواست
rrayer U درخواست التماس
applicant U درخواست دهنده
applicant U درخواست کننده
applicants U درخواست دهنده
applicants U درخواست کننده
inquiries U اسستسفار درخواست
request U درخواست می کنم
pleader U درخواست دادن
inquiry U اسستسفار درخواست
request signal U علامت درخواست
requisition line U خط درخواست اماد
requisition number U شماره درخواست
round robin U درخواست کتبی
purchase requisition U درخواست خرید
requesting U درخواست می کنم
appeal for tenders U درخواست مزایده
claimed <adj.> <past-p.> U درخواست شده
on call U بنا به درخواست
application form U برگ درخواست
applicator U درخواست کننده
requests U درخواست می کنم
asked <adj.> <past-p.> U درخواست شده
fire message U درخواست اتش
excess demand U درخواست مازاد
demanded <adj.> <past-p.> U درخواست شده
at the request of U به خواهش [به درخواست]
to g. any one's request U درخواست کسیراپذیرفتن
debt enforcement U درخواست طلب وصول
demand code U شماره رمزبرگ درخواست
repleader U درخواست تجدیدنظر استیناف
on request U وقتی که درخواست بشود
by popular [demand] request U درخواست توده پسند
to solicit an office U درخواست ازیک شرکت
to grant an application U درخواست نامه ای را پذیرفتن
on application U در زمان [حالت] درخواست
modification work order U برگ درخواست نوسازی
pleadable U قابل درخواست دادن
proposal form U فرم درخواست بیمه
at call U به محض درخواست عندالمطالبه
recind U لغو کامل درخواست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com