English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
trimming tool U ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tool U دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
control equipment U ابزار وارسی ابزار پایش
jigs U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
anlage U زائده
uncus U زائده
tab U زائده
dowel U زائده
processes U زائده
run-off U زائده
run-offs U زائده
excrescent U زائده
tabs U زائده
process U زائده
run off U زائده
apophysis U زائده
measurement of air pressure U زائده
retool U مجددا با ابزار تجهیز کردن
ears U خوشه زائده
ear U خوشه زائده
glands U زبانه زائده
coronoid process U زائده منقاری
appendixes U زائده کوچک
trimming U قطع زائده ها
gland U زبانه زائده
uncinus U زائده قلابی
appendix U زائده کوچک
trimmings U قطع زائده ها
styloid process U زائده سهمی
palpus U زائده بند بندی
odontoid U وابسته به زائده دندانی
winglet U زائده بال مانند
lobulate U دارای زائده کوچک
cirrate U دارای زائده و ضمیمه
mouthpart U زائده نزدیک دهان
sanse serif U حروف بدون زائده
trimming cutter U قطع کننده زائده ها
mastoditis U اماس زائده پستانی
thistledwon U زائده پر مانند خار
consecrate U ویژه کردن تخصیص دادن
consecrating U ویژه کردن تخصیص دادن
consecrates U ویژه کردن تخصیص دادن
seasoning klin U کوره ویژه خشک کردن
trimming blade U تیغه قطع کننده زائده ها
transverse process U زائده جانبی ستون فقرات
pterygoid process U زائده نازله استخوان شب پرهای
metopon U قسمت جلوی زائده جلومغز
pterygoid process U زائده نازله عظم وتدی
winging U بال مانند زائده حبابی
appendectomy U برداشتن زائده اپاندیس یا اویزه
wing U بال مانند زائده حبابی
adnexa U قسمتهای متصل بهم زائده
specialises U ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialising U ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialize U ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializes U ویژه کاری کردن متخصص شدن
to tick U کار کردن به نحوه ویژه یا درست
straitjacket U ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
specializing U ویژه کاری کردن متخصص شدن
straightjacket U ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
pentadactylate U دارای پنج زائده شبیه پنجه
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
taxidermist U ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
zootechnician U کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
ligule U زائده کوچکی که بین برگ وغلاف قرار دارد
papilla U زائده بافتی ریشه پرو موی سر و بدن و امثال ان
paints U پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
beading machine U ابزارمخصوص ساختن فلانژدستگاه ویژه گرد کردن لبه ورقها
paint U پر کردن شکل گرافیکی با رنگ . با روشهای مختلف و جلوههای ویژه
defragmentation U ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
broach U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
applied U هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
epididymis U زائده طویل و باریک عقب بیضه که شامل مجاری خروجی منی است
lobation U قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
winging U پره زائده پره دار
wing U پره زائده پره دار
doodads U ابزار
devices U ابزار
doodad U ابزار
gadget U ابزار
tool U ابزار
device U ابزار
gadgets U ابزار
locking device U ابزار
instrumentation U ابزار
carpenter's rule U خط کش [ابزار]
tools U ابزار
yardstick U خط کش [ابزار]
folding rule U خط کش [ابزار]
folding meter stick U خط کش [ابزار]
yard stick U خط کش [ابزار]
implements U ابزار
implementing U ابزار
double meter stick [American] U خط کش [ابزار]
implement U ابزار
instrument U ابزار
folding ruler U خط کش [ابزار]
implemented U ابزار
hardware U ابزار
cold heading tool U ابزار سردکار
floating tool U ابزار متحرک
tool kits U جعبه ابزار
spatula [American] ] U کارتک [ابزار]
tool kit U جعبه ابزار
bench U میز ابزار
bird's-break U ابزار رخ منقاری
diamond-fret U ابزار لوزی
tool boxes U جعبه ابزار
common round U ابزار فیتیله
tool box U جعبه ابزار
bumping tool U ابزار خم کاری
astragulus U ابزار فیتیله ای
joiner's hardware U ابزار نجاری
flexible drive tool U ابزار گردان
machine tools U ابزار ماشینی
machine tool U ابزار ماشینی
firmware U استوار- ابزار
toll steel U فولاد ابزار
credit instrument U ابزار اعتباری
tool holder U ابزار گیر
tool maker U ابزار ساز
putty knife U کارتک [ابزار]
bag U کیف ابزار
cloning U ابزار همزاد
knurled tool U ابزار اج کاری
furniture U ابزار اهنی
spackle knife U کارتک [ابزار]
scraper [British U کارتک [ابزار]
control equipment U ابزار نظارت
head U دهنه ابزار
lathe tool U ابزار تراش
bags U کیف ابزار
precision tool U ابزار دقیق
steelwork U ابزار پولادین
vernier calliper [British] U قطرسنج [ابزار]
sliding caliper U قطرسنج [ابزار]
vernier caliper U قطرسنج [ابزار]
calliper [British] U قطرسنج [ابزار]
calipers U قطرسنج [ابزار]
cloning U ابزار همگن
hand tool U ابزار دستی
groupware U گروه ابزار
lifting device U ابزار بالا بر
clone U ابزار همگن
clone U ابزار همزاد
cloned U ابزار همگن
cloned U ابزار همزاد
clones U ابزار همگن
clones U ابزار همزاد
vernier calliper [British] U کولیس [ابزار]
sliding caliper U کولیس [ابزار]
tax instrument U ابزار مالیاتی
plier U انبردست [ابزار]
centering tool U ابزار تمرکز
generating tool U ابزار تولید
angle-roll U ابزار گرد
physical device U ابزار مادی
hardware U سخت ابزار
skiving tool U ابزار تراش
small tool U ابزار کوچک
vernier caliper U کولیس [ابزار]
calliper [British] U کولیس [ابزار]
calipers U کولیس [ابزار]
drill U دریل [ابزار]
groupware U ابزار گروهی
assembly tools U ابزار مونتاژ
gosseneck tool U ابزار دوخمی
brick workers tool U ابزار بنایی
astragal U ابزار فیتیله ای
instrument panels U پهنهی ابزار
means of production U ابزار تولید
folding yardstick [metric] U خط کش تاشو [ابزار]
operandum U ابزار پاسخ
moulding templet U ابزار کشویی
folding ruler U خط کش تاشو [ابزار]
pocket rule U خط کش تاشو [ابزار]
manipulandum U ابزار پاسخ
folding metre stick [British] U خط کش تاشو [ابزار]
metal cutting فلزبری [ابزار]
machine shop tool U ابزار ماشینی
development tools U ابزار توسعه
turning tool U ابزار تراشکاری
yard stick U خط کش تاشو [ابزار]
yardstick U خط کش تاشو [ابزار]
fishing tackle U ابزار ماهیگیری
boring machine U دریل [ابزار]
milling cutter U ابزار فرزکاری
drilling machine U دریل [ابزار]
instrument panels U پیشخوان ابزار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com