English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (4065 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stake driver U بوتیمار معمولی امریکایی
stake driver U تیرکوب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stake U ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stake U شرط
stake U شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stake U بچوب یا بمیخ بستن
stake U قائم کردن
stake U محکم کردن
stake U شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stake U دستک
stake U تیرک
stake U میخ چوبی
stake U میله چوبی
at stake U نامعلوم موضوع بحث
at stake U د ر گرو
stake U گرو
to stake off U مساحتی را میخچه کوبی کردن
stake-out U محل تحت مراقبت
stake-out U زیرنظر گیری
stake-out U تحت نظر قراردهی
at stake U در خطر
sweep stake U شرط بندی اسب دوانی
stake-outs U محل تحت مراقبت
stake pocket U جیبتودهای
stake truck U کامیون نرده دار
stake holder U کسی که پول شرط بندی یاثمن معامله را به او می سپارند
to increase the stake U داو کردن
to stake money on something U سرچیزی شرط بندی کردن پول روی چیزی گروگذاشتن
stake-outs U تحت نظر قراردهی
he suffered at the stake U او را زنده سوزاندند
he suffered at the stake U زنده سوخته شد
handicap stake U مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
stake-outs U زیرنظر گیری
aiming stake U شاخص کوچک
aiming stake U دستک نشانه روی
driver U نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
driver U برنامه راه اندازی
driver U راه انداز
driver U یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
driver U مرحله تحریک
driver U چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
driver U راننده اتومبیل راننده ارابه
driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
driver U راننده گرداننده
driver U اتومبیل ران
driver U محرک
driver U راننده
driver U شوفر سورچی
driver U گاری چی
test driver U برنامهای که اجرای برنامه دیگر را در مقابل مجموعهای از دادههای ازمایشی هدایت کند
database driver U برنامه راه انداز پایگاه داده
screw driver U اچار پیچکشی
screw driver U اچار پیچ گوشتی
screw driver U پیچ گوشتی
water driver U مقنی
train driver U راننده قطار
owner-driver U رانندهایکهمالکخودرونیزباشد
driver's licence U گواهینامهرانندگی
driver's cab U کابینلکوموتیوران
cab driver U تاکسیران
cab driver U رانندهی تاکسی
winch driver U winchoperator : syn
winch driver U متصدی دوار
quill driver U قلم زن
slave driver U نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
driver's dormitory U خوابگاه رانندگان
driver unit U واحد محرک
device driver U برنامه راه اندازی دستگاه
device driver U محرک دستگاه
device driver U برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
device driver U نرم افزار مخصوص برای کنترل و فرمت دستورات آماده چاپ
catch driver U راننده اجیر ارابه
camel driver U شتردار
camel driver U ساربان
bus driver U راننده اتوبوس
assistant driver U کمک راننده
assistant driver U شاگرد شوفر
ass driver U خرران
ass driver U خرک چی
bus driver U محرک گذرگاه
driver's mate U شاگرد راننده
pile driver U ماشین یا دستگاه بلندکردن الوار
pile driver U شمعکوب
printer driver U برنامه راه انداز چاپگر
pile driver U تیرکوب
peripheral driver U محرک جنبی
mule driver U قاطر چی
provisional driver U راننده تازه کار ارابه
mule driver U استربان
engine driver U لوکوموتیوران
line driver U محرک خط
line driver U خط ران
quill driver U نویسنده
elephant driver U پیلبان
locomotive driver [British E] U راننده قطار
back-seat driver U مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
blocking oscillator driver U راه انداز اوسیلاتور انسدادی
cordless drill driver U دریل برقی [دریلی که با باطری کار می کند] [ابزار]
installable device driver U درایور وسیلهای که در حافظه بار شده است و مقیم است و با تابع مشابه به درون سیستم عامل جایگزین میشود
steam pile driver U شمعکوب بخاری
steam pile driver U دنگ بخاری
back-seat driver U آدم فضول
If Ali is the camel-driver , he knows where to lea. <proverb> U اگر على ساربان است مى داند شتر را کجا بخواباند .
The driver coaxed his bus through the snow. U راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
to pass your driver's license test at the first attempt U آزمون گواهینامه رانندگی را بار اول قبول شدن
Recent search history Forum search
0Also, at the latest 17. April we would need vehicle details (brand, type, colour, license plate and driver) in order for your to pass the MoI checkpoints on the way to the EU Compound.# Please let me
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com