English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (15218 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
communication antenna U آنتنمرتبط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
antenna U شاخک
l antenna U انتن معمولی رادیو
AM antenna U آنتنموجAm
FM antenna U آنتنافام
antenna U انتن
V?F antenna U آنتنVHF
antenna U موج گیر انتن
earth antenna U انتن زمینی
antenna ground U انتن زمینی
antenna gain U بهره انتن
rhombic antenna U انتن لوزی شکل
antenna capacity U فرفیت انتن
all wave antenna U انتن تمام موج
antenna switch U کلید انتن
aerial antenna آنتن
ground antenna U انتن زمینی
antenna impedance U ناگذرایی انتن
collective antenna U انتن جامع
coil antenna U انتن حلقوی به شکل سیم پیچ
cartwheel antenna U انتن شعاعی
conical antenna U انتن مخروطی
diamond antenna U انتن لوزی شکل
dummy antenna U انتن کمکی
artificial antenna U انتن کمکی
broadband antenna U انتن با باند گسترده
aperiodic antenna U انتن با باند گسترده
antenna wavelength U طول موج انتن
antenna pattern U طرح انتشارامواج انتن
antenna pattern U انتشار انتن
antenna mine U مین مجاورتی انتن دار
antenna mine U مین شاخک دار دریایی
antenna inductance U القاء گری انتن
cone antenna U انتن مخروطی
dipole antenna U انتن دو قطبی
mains antenna U انتن شبکه
outdoor antenna U انتن مرتفع
outdoor antenna U انتن بلند
polyrod antenna U انتن میله پلاستیکی
radar antenna U انتن دار
receiving antenna U انتن گیرنده
transmitting antenna U انتن فرستنده
vertical antenna U انتن عمودی
yagi antenna U انتن یاگی
adjustable antenna آنتن قابل تنظیم
parabolic antenna U آنتنشلجمیشکل
radio antenna U آنتنرادیویی
telecommunication antenna U آنتنارتباطراهدور
antenna coil U پیچک انتن
loop antenna U انتن حلقهای
loop antenna U انتن حلقوی
inverted l antenna U انتن معمولی رادیو
elevated antenna U انتن بالارونده
double antenna U انتن دوگانه
emergency antenna U انتن اضطراری
dish antenna U انتن بشقابی
fan antenna U انتن بادبزنی
frame antenna U انتن چارگوش
indoor antenna U انتن داخلی
stacked antenna U انتن ردیفی
directional antenna U انتن جهت دار
inductive antenna U انتن القائی
elevated antenna U انتن کشویی
corner reflector antenna U انتن با بازتابنده گوشه دار
flat top antenna U انتن سفرهای
rotary beam antenna U انتن گردان
fan shaped antenna U انتن بادبزنی
noise reducing antenna system U انتن ضد همهمه
communication U اطلاع
communication U مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد
communication U کامپیوتری که ارسال داده در شبکه را کنترل میکند
communication U ابلاغیه
communication U اخبار
communication U ارتباطات مواصلات
communication U وسیلهای مانند مودم که داده را ارسال و دریافت میکند
communication U اتصال فیزیکی که داده روی آن ارسال میشود
communication U وسیله کنترل خط برای بررسی سیگنالهای متقاضی داده
communication U رادیو یا هر رسانه قابل حمل سیگنال انجام میشود
communication U نرم افزاری که به کاربر اجازه کنترل مودم و استفاده ازسرویس online میدهد
communication U سوکت یا اتصال فیزیکی که به وسیله اجازه ارتباط میدهد
communication U مخابره
communication U وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند
communication U پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است
communication U مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
communication U ماهواره
communication U مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند
communication U فرآیندی که در آن ارسال و دریافت داده با استفاده از تلفن
communication U پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند.
communication U کامپیوتر همراه با کارت مودم یا فکس که به کاربران شبکه در استفاده از مودم حق اشتراک میدهد
communication U ترمینال یا مودمی که قادر به ذخیره سازی داده ارسال شده است
communication U ارسال دریافت داده به جای صوت و تصویر
communication U مراوده وسایل ارتباطی
communication U مکاتبه
communication U ارتباطات
communication U مخابرات
communication U ارتباط و مخابرات
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
communication U ارتباط
communication U ابلاغ
communication U نقل وانتقال
communication U مجموعهای از وسایل مانند ترمینال ها وچاپگر ها که توسط یک کامپیوتر مرکزی به هم وصل هستند و اجازه ارسال سریع و ساده داده می دهند
communication U پارامتر هایی که نحوه کنترل ارسال داده را بیان می کنند
communication U عبور اطلاعات
data communication U ارتباط داده ها
communication tunnel U تونلمرتبطکننده
data communication U مخابره داده ها
data communication U داد وستداطلاعات
electric communication U مخابرات
lines of communication U خطوط مواصلاتی
visual communication U ارتباط بصری
visual communication U مخابره بصری
privileged communication U مکاتبات یا ارتباطاتی که برمبنای اطمینان صنفی با وکیل دادگستری به وجود می اید ووی مجاز به افشای انهانیست بذور کلی هر نوع نامه و مکاتبهای که به دلائل قانونی نباید گشوده و فاش شود
wire communication U ارتباط با سیم
communication deception U فریب مخابراتی
communication devices U ماشینمرتبط
communication set U دستگاهارتباط
network communication U ارتباطشبکهای
telephone communication U ارتباط تلفنی
tele communication U ارتباط دور برد
synchronous communication U ارتباط همزمان
mass communication U ارتباط جمعی
one sided communication U ارتباط یکسویه
privileged communication U مدارک محرمانه
routes of communication U مسیرهای ارتباطی
routes of communication U کانالهای ارتباطی
communication link U تسلسل مخابراتی
tele communication U مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
communication cord U کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
communication cable U کابل جریان ضعیف
communication engineer U مهندس مخابرات
communication engineering U مهندسی مخابرات
communication engineering U تکنیک مخابرات تکنیک جریان ضعیف
communication interface U میانجی ارتباطی
communication line U خط مخابراتی
communication link U پیوند ارتباطی
communication link U رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
communication link U اتثال ارتباطی
communication network U شبکه ارتباط
communication network U شبکه مخابراتی
communication network U شبکه ارتباط و مخابرات
communication device U دستگاه ارتباطی
communication deception U گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
communication cover U پوشش مخابراتی
communication cable U کابل ارتباطی
communication center U مرکز مخابرات
communication center U مرکزارتباطات
communication channel U مجرای ارتباطی
communication channel U کانل ارتباطی
communication channel U کانال ارتباطی
communication channels U طرق مواصلاتی
communication channels U وسایل ارتباطی
communication chief U رئیس ارتباطات
communication chief U رئیس مخابرات یکان
communication circuit U مدار ارتباطی
communication and electronics U رسته مخابرات و الکترونیک
communication network U شبکه ارتباطی
communication of punishment U ابلاغ مجازات
communication of punishment U ابلاغ تنبیه
communication system U نظام ارتباطی
communication technician U تکنیسین مخابرات
communication technician U تعمیر کارفنی مخابرات
communication theory U نظریه ارتباطات
communication theory U نظریه ارتباط
communication theory U تئوری مخابرات
communication zone U منطقه مواصلات
basic communication U گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
background communication U ارتباط پس زمینه
data communication U ارتباط دادهای
data communication U انتقال اطلاعات
communication signal U سیگنال مخابراتی
communication satellite U ماهواره مخابراتی
communication satellite U اقمارمخابراتی
communication security U تامین مخابراتی
communication security U برقراری تامین مخابراتی
communication line U خط ارتباطی
communication receiver U گیرنده مخابرات
communication protocol U پروتکل ارتباطی
axis of signal communication U محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
data communication system U سیستم ارتباطات داده
binary synchronous communication U ارتباطات همزمان دودویی
communication operation instructions (co U دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
combined communication board U هیئت برقرار کننده ارتباط درستادهای مرکب
communication control character U کاراکتر کنترل ارتباطی
communication standing instructions U دستورات ثابت مخابراتی
communication security custodian U مسئول شمارش و تحویل و تحول و نگهداری وسایل تامین مخابراتی
communication security monitoring U کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
communication security custodian U مسئول وسایل تامین مخابراتی
communication security account U میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
communication relay ship U ناو تقویتی مخابراتی
combined communication board U هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
We are living in the age of mass communication. U ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
high class communication set U دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
Recent search history Forum search
1آنتن مرکزی
0bteimoor@yahoo.com لطفا این پاراگراف رو برام ترجمه کنین
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com