Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
combustion starter
U
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
combustion
U
اشتعال احتراق
combustion
U
احتراق
combustion
U
اشتعال
combustion
U
سوزش
combustion
U
سوخت
combustion
U
سوختن
combustion chamber
U
محفظه احتراق
combustion/exhaust
U
اگزوز-خروجبخار
combustion efficiency
U
راندمان احتراق
combustion space
U
فضایسوخت
combustion area
U
محفظه احتراق
combustion chamber
U
اطاق انفجار
external combustion
U
احتراق خارجی
internal combustion
U
درونسوز
internal combustion
U
احتراق داخلی
heat of combustion
U
ارزش گرمایی
combustion chamber
U
اطاق خرج
heat of combustion
U
گرمای سوختن
heat of combustion
U
گرمای احتراق
combustion efficiency
U
بازده احتراق
constant pressure combustion
U
احتراق در فشار ثابت
annular combustion chamber
U
حلقهمخزنسوخت
internal combustion turbine
U
توربین گازی
internal combustion engine
U
موتور احتراقی داخلی
external combustion engine
U
موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
internal combustion engines
U
موتور درون سوز
internal combustion engine
U
موتور درون سوز
internal combustion engines
U
موتور احتراقی داخلی
internal combustion engines
U
موتور احتراق داخلی
internal combustion engines
U
موتوردرونسوز
internal combustion engine
U
موتوردرونسوز
internal combustion engine
U
موتور احتراق داخلی
self-starter
U
پرکار
self-starter
U
مبتکر
self-starter
U
خودبخود شروع شونده
self-starter
U
خودآغاز
non-starter
U
کار نشدنی
non-starter
U
بیهوده
non-starter
U
کار یا فکر عبث
non-starter
U
کار نا انجام
non-starter
U
طرحی که انجام نمیشود
self-starter
U
خودکار
non-starter
U
رویدادی که روی نمیدهد
starter
U
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
starter
U
استارت
starter
U
اغازگر
starter
U
وسیلهای برای گرداندن محرک اصلی در طول مدت استارت
starter
U
شروع کننده
starter
U
راه انداز
starter
U
استارتر
starter motor
U
راه انداز
[استارتر]
[اتومبیل رانی ]
starter button
U
دکماستارت
starter handle
U
دستهآغازگر
starter/generator
U
استارتر ژنراتور
starter's pistol
U
هفت تیر مخصوص اغازمسابقه
starter's list
U
فهرست اسبهاییکه واجدشرایط برای شرکت درمسابقه نیستند
starter switch
U
سوئیچ استارتر
line starter
U
راه انداز خط
kick starter
U
اهرم راه اندازنده
kick starter
U
راه انداز پایی
foot starter
U
راه انداز پایی
foot starter
U
استارتر پایی
cartridge starter
U
سیستم استارت موتور اصلی که توسط کارتریج قابل شارژی کار میکند
crank starter
U
درگیری فالایویل و چرخ دنده میل لنگ راه انداز میل لنگ
auto starter
U
استارت خودکار
three phase starter
U
راه انداز سه فاز
starter dynamo
U
دینام - استارتر
motor starter
U
موتور راه انداز
rheostatic starter
U
راه انداز رئوستایی
starter cable
U
کابل استارتر
starter coil
U
کویل راه انداز
starter gap
U
شکاف اغازگر
starter gear ring
U
چرخ دنده استارتر
air impingment starter
U
نوعی استارتر در موتورهای توربینی کوچک
air turbine starter
U
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
starter motor armature
U
ارمیچر راه انداز
magnet type starter
U
راه انداز نوع مغناطیسی
fly wheel starter
U
راه اندازچرخ لنگر
fly wheel starter
U
استارتر فلایول
impulse starter coupling
U
جفتگری ضربه ساز
key starter shaft
U
محور استارتر
magnetic full voltage starter
U
کنتاکتور با رله
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com