English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7116 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bottle pocket billiard U بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
one pocket billiard U بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
billiard U بازی بیلیارد
balking billiard U بیلیارد فرانسوی با 4 خط محدوده
cribbage billiard U بیلیارد کیسهای با کیسه انداختن هر 2 گوی
eight ball billiard U بیلیارد امریکایی
eight ball billiard U تقسیمی از1 تا 7 برای یک نفر و از 9 تا51 برای نفردیگر و شماره 8برای بازیگری که شمارههای خود را بکیسه انداخته
nine ball billiard U بیلیارد کیسهای با 9 گوی شماره دار
forty one billiard U بیلیارد کیسه دار که هربازیگر شماره معینی دارد
rotation billiard U بیلیارد امریکایی به ترتیب شماره
cowboy billiard U بیلیارد کیسهای با گوی اصلی و 3 گوی به شمارههای 1و 3 و 5
one and nine balls billiard U بیلیارد کیسهای بین 4 بازیگرکه گویها به نوبت زده می شوند
line up billiard U بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
billiard table U میز بیلیارد
billiard spot U نقطه مخصوص گوی قرمزروی میز بیلیارد انگلیسی
billiard point U در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
basebal billiard U نوعی بیلیارد کیسه دار با 12گوی شماره گذاری شده از 1تا 12
billiard cue U باچوببیلیاردزدن
pill pool billiard U بیلیارد کیسه دار با تعیین شماره گوی برای هر بازیگربا ژتون یا گویهای کوچک مخصوص
forty one continous billiard U بیلیارد امریکایی با تعیین گوی و کیسه
bumper pool billiard U بیلیارد روی میز کوچک با 2سوراخ درانتها
straight pool billiard U بازی مداوم 1/41 بیلیاردکیسهای
fifteen ball billiard U بیلیارد امریکایی بدون تعیین گوی
bottle U بطری
bottle U دربطری ریختن
bottle U محتوی یک بطری
bottle U شیشه
case-bottle U شیشه چارپر
case bottle U چارپر
case bottle U شیشه چارپهلو
gas bottle U بطری گاز
gourd bottle U قمقمه
gourd bottle U قمقمهای که ازکدوی قلیانی بسازند
gas bottle U سیلندر گاز کپسول گاز
bottle-dungeon U سیاه چال
stock bottle U شیشه ذخیره
bottle feeding U تغذیه با بطری
hit the bottle <idiom> U الکل نوشیدن
ink bottle U مرکب دان
bottle bank U سطلآشغالمخصوصبطری
bottle opener U دربازکن
water bottle U غمغهآب
scent bottle U عطر دان
scent bottle U شیشه عطری
shake bottle U بطری حاوی گویهای کوچک نمره دار برای تعیین شماره بازیگر بیلیارد
the neck of a bottle U گردن بطری
wash bottle U بطری شستشوی
wash bottle U اب فشان
bottle green U سبزپررنگ
bottle-feed U بچهایکهشیرخشکرابهشیرمادرشترجیحمیدهد
bottle-opener U دربازکنبطری
ink bottle U شیشه مرکب شیشه جوهر
ink bottle U دوات
leather bottle U مشک
To bottle up ones anger. U خشم خود را دردل نگاهداشتن
bottle neck U محل تراکم عبور ومرور
nursing bottle U شیشه شیر بچه
nursing bottle U بطری شیربچه
oxygen bottle U محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
To bottle up a sentiment. U احساسی رادر دل خود جمع کردن
weighting bottle U فرف توزین
beather bottle U مشک
bottle holder U یاور
absorption bottle U بطری جذب
feeding-bottle U بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
bottle companion U هم پیاله
bottle flower U گل دکمه
bottle holder U نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
bottle holder U پشت
bottle-feeding U تغذیه با بطری
bottle holder U یار
feeding bottle U بطری سرپستانک داربرای شیردادن بچه
bottle rack U جا بطری
bottle neck U مانع اشکال کار
beather bottle U خیک
bottle neck U گیر در کار
bottle neck U مهلکه
bottle brush U شیشه پاک کن
The bottle is fI'lled up with water U بطری با آب پر شده است
hot-water bottle U کیسهآبگرم
water bottle clip U گیرهنگهدارندهغمغمه
bottle top mold U انگشتانه
black glass bottle U بطری
gas washing bottle U بطری گاز شویی
black glass bottle U بطلی
bottle silt sampler U نمونه برداری با بطری
duplex weighting bottle U بطری دو دردار توزین
pocket U پاکت تشکیل کیسه در بدن
pocket U جیب
pocket U جیب دار درجیب گذاردن
she had him in her pocket U کاملابراواختیارمیکرد
pocket U درجیب پنهان کردن
pocket U حباب
pocket U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket U پولی
pocket U نقدی
pocket U محاصره شدن
pocket U پیش رفتگی خط جبهه
she had him in her pocket U خوب جلوش را گرفته بود
pocket U کوچک جیبی
pocket U کیسه هوایی
pocket U بجیب زدن
pocket U فرورفتگی
hidden pocket U جیبمخفی
gusset pocket U جیبپاکتی
inset pocket U جیبمخفی
front pocket U جیبجلو
bottom pocket U سوراخمیزبیلیاردبرایتوپ
centre pocket U گودال
door pocket U جیبدر
exterior pocket U کیفبازشو
centre pocket U مرکزی
flap pocket U جیبلبهدار
foot pocket قالب پا
fork pocket U محفظهانشعابی
welt pocket U جیبنواری
interior pocket U جیبداخلی
pocket rules U خط کش های جیبی [ابزار]
pocket rule U خط کش جیبی [ابزار]
air pocket U دست انداز هوایی
trouser pocket U جیب شلوار
They picked my pocket. U جیبم رازدند
pocket watch U ساعت جیبی
Take your money out of your pocket. U پولت را از جیب دربیاور
pocket money . U پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
mock pocket U جیبساختگی
outside ticket pocket U جیبکوچکبیرونی
patch pocket U جیبرویسینه
seam pocket U جیبرویدرز
stake pocket U جیبتودهای
top pocket U حفرهفوقانی
vertical pocket U جیبعمودی
pocket rule U خط کش تاشو [ابزار]
pocket-sized U جیبی
pocket rules U خط کش های تاشو [ابزار]
pocket calculator U ماشین حساب جیبی
pocket calculators U حسابگر جیبی
i am rials in pocket U سه ریال سود بردم
i am 0 rials out of pocket U 05 ریال زیان
i am 0 rials out of pocket U کرده ام
out of pocket expenses U هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
out of pocket expenses U هزینه واقعی
pocket battleship U رزمناو تندرو و سبک
lime pocket U پوشش اهک
pocket billiards U بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
pocket book U کیف بغلی
pocket book U دفتر بغلی
pocket borough U حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
pocket computer U کامپیوتر جیبی
i am rials in pocket U سه ریال در جیب دارم
empty pocket U ادم بی پول یا تهی کیسه
pocket handkerchief U دستمال جیبی
pocket handkerchiefs U دستمال جیبی
pocket knife U چاقوی جیبی
pocket knives U چاقوی جیبی
air pocket U منفذ
pocket calculator U حسابگر جیبی
air pocket U بادگیر
air pocket U چاه هوایی
armature pocket U شیار ارمیچر
pocket money U پول جیب
called pocket U کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
chip pocket U شیار دندانههای اره
pocket edition U چاپ جیبی کتاب
pocket split U باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
pocket veto U رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
slash pocket U جیب عمودی درجهت درزلباس
the furniture of ones pocket U دارایی جیب
vest pocket U جیبی
vest pocket U مخصوص
vest pocket U جیب جلیقه
watch pocket U جیب ساعتی
watch pocket U جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
back pocket U جیبپشتی
batten pocket U بادبان
pocket pistol U بغلی عرق
pocket pistol U طپانچه جیبی
pocket picking U جیب بری
pocket judgment U سند قطعی لازم الاجرا
pocket meter U سنجه جیبی
pocket piece U سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
pocket lamp U چراغ قوه
pocket expenses U هزینه مختصر شخصی
pocket lamp U لامپ کوچک
pocket judgment U سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
pants pocket [American E] U جیب شلوار
trousers pocket [American E] U جیب شلوار
front top pocket U جیببالایجلویشلوار
To put ones hand in ones pocket. U دست توی جیب کردن ( پول خرج کردن )
burn a hole in one's pocket <idiom> U پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
to pocket a tidy sum <idiom> U پول خوبی به جیب زدن
poker pocket billiards U بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
hand-warmer pocket U جیبگرم کنندهیدست
hand warmer pocket U جیببقل
To pick somebodys pocket. U جیب کسی را زدن
ast welt pocket U جیبپیشسینهای
broad welt side pocket U جیبپهنپهلو
Money burnes a hole in his pocket. U پول تو جیب اش بند نمی شود
money burns a hole in his pocket <idiom> U پول تو دستش بند نمی شود
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. U د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
He has feathered his nest. He has lined his pocket. U اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
Recent search history Forum search
There is no search result on forum.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com