English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7026 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
He is open to bribery. U اهل رشوه (رشوه گیری) است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bribery U رشوه خورای
bribery U رشوه دادن
bribery U رشوه خواری
bribery U رشوه
bribery U رشوه خواری پاره ستانی
bribery U ارتشاء
bribery U رشاء
superi or to bribery U منزه
superi or to bribery U رشوه با ارتشا
superi or to bribery U رشوه یا ارتشا مستغنی
open U برنامه طراحی شده که امکان گستردگی در آینده و تغییرات آسان را فراهم میکند
open U کامپیوتر با واسط گسترده پانج شده که امکان ورود سخت افزار جانبی و نصب آن را می دهند
open U فایل خواندنی و نوشتنی
open U برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
open U 1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open U کد تابع که وقتی دستور فراخوان اعمال شد در حافظه کپی شده است
open U به جای اینکه یک پرسش به آدرس تابع انجام شود
open U وضع زه هنگام کشیده شدن
open U خط بازبی دفاع
open U اشکار
open U دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
open U نوار مغناطیسی در نوردی که هنوز در کارتریج یا کاست بسته شده است
open U تابعی که میتواند در تابع یا برنامه بزرگ بدون دستور فراوان درج شود
open U پروتکل شبکه ICP/IP که بستههای داده را دارد مسیر میکند که حجم داده کمتری داشته باشد
open U سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
open U بلامتصدی
open U بی دفاع واریز نش
open U قابل بحث
open U مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
open U نابسته
open U آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
the open U ملاء عام
the open U ملا عام
open out U توسعه دادن
to open out U بسط دادن
to open out U گستردن
to open out U توسعه دادن
to open out U باز کردن
X/OPEN U ول ایجاد سیستمهای باز هستند
open out U بسط دادن
open to any one U مباح
To come into the open. U آفتابی شدن (خود رانشان دادن )
open U باز کردن باز شدن
open U آماده سازی فایل پیش از دستیابی یا ویرایش یا تراکنش روی سایر رکوردهای ذخیره شده
open U برداشتن پوشش یا باز کردن در
the open U هوای ازاد
open U :باز
open U بی ابر
open U بی پناه
open U درمعرض
open U صریح
open U مهربان رک گو
open U بی الایش
open U ازاد اشکار
open U روباز
open U دایر
open U گشوده سرگشاده
open U مفتوح
open U سکی
open U واریز نشده
open U بازکردن
open U گشودن گشادن
open U وزن ازاد
open U وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
open U مروحه را باز کنید
open U زمین باز گسترده
open U ازاد
open U فضای باز
open U باز
open U باز شدن
open U روشن شدن خوشحال شدن
open U شکفتن
open U مفتوح شدن
open U افتتاح کردن اشکارکردن بسط دادن
open system U سازگان باز
open terrace U مهتابی
open the door to U مجال دادن به
open the meeting U رسمیت جلسه را اعلام کردن
open system U سیستم باز
open system U نظام باز
open syllable U هجائی که به حرف e پایان پذیرد
open subroutine U زیرروال باز
open subrotine U زیرروال باز
open storage U انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
open space U گردشگاه ازاد
open space U میدان
open theft U سرقت مشهود
open to attack U در معرض حمله
open wire U سیم لخت
open water U فاصله مشخص بین برنده ونزدیکترین رقیب
open vertict U رای حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
open verdict U رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
open universe U جهان باز
open treaty U معاهده باز
open travers U پیمایش باز
open trade U تجارت ازاد
open tournament U تورنمنت ازاد شطرنج
open to the public U برملا
open to the public U علنی
open to the public U واضح درنظر عموم
open to the public U اشکار در نزد همه
open wire U سیم هوایی
open machine U ماشین باز
open handed U گشاده دست گشاده کف
open handed U دست باز
open guard U گارد باز
open group U گروه باز
open game U بازی باز شطرنج
open frame U هر بخش از بازی بولینگ باناتوانی در انداختن تمام میله ها
open fire U شروع
open fire U اتش
open fire U شروع به تیراندازی کردن
open file U فایل باز
open file U ستون باز شطرنج
open faces U گشاده رو
open faced U دارای سیمای بازو بی تزویر
open faced U گشاده رو
open handed U بخشنده
open hands U سخاوت
open hands U دست باز بودن
open loop U حلقه باز
open lines U خطوط باز شطرنج
open light U پنجره واشو
open indent U سفارش خریدی که در ان تعدادفروشندگان محدود نمیباشد
open indent U سفارش خرید باز
open ice U قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
open hospital U بیمارستان ازاد
open hearth U کوره فولاد سازی دهان باز
open heartedness U خوش گمانی
open heartedness U رک گویی صداقت
open heartedness U راست بازی
open hearted U راست باز خوش گمان
open hearted U دل و زبان یکی
open hawse U زاویه میان دو لنگر
open eyed U هوشیار
open wiring U سیمکشی باز
with open arms <idiom> U با گرمی استفاده کردن
Open to the publice. U ورود برای عموم آزاد است
open-plan U ساختمانیکههرطبقهآنفقطداراییکمحوطهوسیعاستودارایاتاقنیست
open-necked U پیراهنیابلوزبدونیقه
open-handed <adj.> U دست و دلباز
open-cast U معدنیکهدرآنذغالسنگوسایرموادکانیدرنزدیکسطحزمینیافتمیشوند
Open University U دانشگاهیدربریتانیاکهداوطلبانآزاددرآنجاتحصیلمیکنند
open prison U زندانیکهبهزندانیانآزادیبیشتریدادهمیشود
open day U روزیکهعموم مردم میتوانندازمکانهایخاصیمثلمدرسهیایکموسسهآزادانهبازدیدکنند
open to question <adj.> U مورد شک
open secrets U راز آشکار
open secret U سر افشا شده
open secret U راز آشکار
with open arms U بااغوش باز بابازوهای گشاده
In the open air. U در هوای آزاد.
open back U [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
open secret <idiom> U راز فاش شده
open one's heart <idiom> U از ته قلب حرف زدن
Open the door. U در درراباز کن
Please open this bag. لطفا این کیف را باز کنید.
Open-plan <adj.> U سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
to strike something open U با ضربه چیزی را باز کردن
to knock something open U با ضربه چیزی را باز کردن
to split open U با دو نیم شدن [از هم جدا شدن] باز کردن
wide open U حمله
to open the door to U مجال دادن
to open the ball U پیش قدم شدن
to fly open U بازشدن
open secrets U سر افشا شده
to break open U سوراخ کردن
to break open U شکستن
the secret will open to me U خواهد گردید
the secret will open to me U ان راز بمن اشکار
the open of a street U دهنه خیابان
the open door U ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
to open a can of worms <idiom> U چیزی که باعث وخیم تر شدن موقعیت و ایجاد دردسر حل نشدنی بشود [اصطلاح مجازی]
open interval U فاصله نا محدود [بی کران] [ریاضی]
to keep open house U درخانه بازداشتن
to keep open house U ازهرکس پذیرایی کردن
to open the ball U اول رقصیدن
to open parliament U مجلس راافتتاح کردن
to open parliament U مجلس را گشودن
open to question <adj.> U مشکوک
to open something to [the] traffic U چیزی را برای [دسترسی به] ترافیک باز کردن
to open one's mind U دل خود را خالی کردن
to open one's mind U اندیشه یا راز خود را به کسی گفتن
to open fire U شروع به اتش کردن
to lay open U هویدا
to lay open U اشکار ساختن
to keep an open house U مهمان نواز بودن
to keep an open house U در خانه باز داشتن
rights open to everyone U مباحات
open shot U سیستم باز
open policy U بیمه نامهای که جهت حمل مجموعههای متعدد تهیه میشود
open policy U بیمه نامه باز
open mindldly U با فکر باز
open mindldly U ازروی بی تعصبی
open mindedness U بی تعصبی
open mindedly U با فکر باز
open minded U روشنفکر
open messes U باشگاهها
open messes U ناهارخوریها
normally open contact U اتصال معمولا باز
lay open U پاره کردن
Recent search history Forum search
1شما تا چه زمانی حراجی خواهید داشت؟
1ریاست مخابرات به چهار نفر کارمند ضرورت دارد
1Open the "Wind Farm" subsystem and in the Timer blocks labeled "Wind1" and "Wind2", Wind3" temporarily disable the changes of wind speed by multiplying the "Time(s)" vector by 100.
1استخدام عبارت از پرکردن و پرنگهداشتن پست های خالی درتشکیل سازمان به اساس اهلیت، لیاقت و شایستگی میباشد
1تا چه ساعتی اینجا باز است
0Wide open throttle A/C cutoff relay circuit
0I can open this app. In iPhone 6x but it doesn't translate my texts
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com