English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
toddler U کودک تازه براه افتاده
toddler U کودک نو پا
controller U بازرس
controller U حسابدار ممیز
controller U نافر کنترل کننده
controller U دستگاه فرمان
controller U ممیز
controller U نافر
controller U کنترل کننده
controller U تنطیم کننده
controller U کنترولر رگولاتور
controller U نافم
controller U صائن
controller U واپا
controller U وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller U وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controller U سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
controller U را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller U کنترل شده
woodpecker U دارکوب
tower U برج
tower U قلعه
tower U بلندبودن
tower U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
costlier U گران
costlier U گزاف
costlier U فاخر
costlier U پرخرج
toothier U دندانه دار
toothier U دارای دندان مضرس
toothier U حریص دندان نما
social climber U جاه طلب
however U هرچند
however U اگر چه
however U هر قدر هم بهر حال
however U هنوز
however U اما
younger U جوان
younger U تازه
younger U نوین
younger U نوباوه نورسته
younger U برنا
politer U با ادب
politer U با نزاکت
politer U مبادی اداب
looser U شل
looser U سست
looser U لق
looser U گشاد
looser U ول ازاد
looser U بی ربط
looser U هرزه بی بندوبار
looser U لوس وننر
looser U بی پایه
looser U بی قاعده
looser U رهاکردن درکردن
looser U منتفی کردن
looser U برطرف کردن
looser U شل وسست شدن
looser U نرم وازاد شدن حل کردن
looser U از قید مسئولیت ازاد ساختن
looser U سبکبار کردن پرداختن
looser U توپ سرگردان بی صاحب مهاجم مهارنشده رها کردن زه و کمان
low water U جزر ومد خفیف
low water U فروکش اب رودخانه
low water U جذر
low water U پس رفت اب دریا
sou'wester U کلاه مخصوص مواقع توفانی دریا
codger U ادم خسیس وپست
codger U ادم عجیب وغریب
lovelier U دوست داشتنی
lovelier U دلپذیر
lovelier U دلفریب
rougher U ناهموار کننده
rougher U دنده دنده کننده
rougher U دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
fouler U ناپاک
fouler U پلید
fouler U شنیع
fouler U ملعون غلط
fouler U نادرست
fouler U خلاف طوفانی
fouler U حیله
fouler U جرزنی
fouler U بازی بیقاعده
fouler U ناپاک کردن
fouler U لکه دارکردن
fouler U گوریده کردن
fouler U چرک شدن
fouler U بهم خوردن
fouler U گیرکردن نارو زدن
fouler U گیر کردن
fouler U رسوب
fouler U رسوب کردن
fouler U گل و لای گرفتن
fouler U معیوب
fouler U غلط
fouler U خطا
fouler U فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler U نخ ماهیگیری اشفته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Recent search history Forum search
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com