English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
set U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
assignments U معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
assignment U معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
assignments U دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignment U دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
parameter U نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
parameters U نسبت میان تقاطع دو سطح مقدار معلوم و مشخص پارامتر
variable parameter U پارامتر متغییر
incremental computer U دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
overhead U مقدار پردازش مورد نیازبرای اتمام یک کار معین بالاسری
wake up U تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
dower U درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
kabal U قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
defining U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
define U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
differential compression check U ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
expands U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expand U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expanding U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
initialize U مقدار اولیه دادن
set U مقدار دادن به یک بیت
sets U مقدار دادن به یک بیت
setting up U مقدار دادن به یک بیت
biases U ولتاژ معین قرار دادن
bias U ولتاژ معین قرار دادن
dosages U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
range U قرار دادن متن در یک ترتیب معین
ranged U قرار دادن متن در یک ترتیب معین
ranges U قرار دادن متن در یک ترتیب معین
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
capacities U انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
capacity U انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money U مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
faceted code U یات یک موضوع را بیان میکند با انتساب دادن به هر یک یک مقدار
coordinate U روش نمایش نقط ه روی گراف با استفاده از دو مقدار روی بردارها که در جهت راست یکدیگر قرار دارند
stepped motor U دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
long run U مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
duble option U خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
give or take <idiom> U از مقدار چیزی کم یا زیاد کردن
to impose a curfew U خاموشی در ساعت معین شب بر قرار کردن
massing U مقدار حجم توده کردن قوا
masses U مقدار حجم توده کردن قوا
mass U مقدار حجم توده کردن قوا
set up U مشخص کردن یا مقدار دهی اولیه کردن یا شروع یک برنامه کاربردی یاسیستم
checksum U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
check total U آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
bitmap U تصویری که پیکسل ها با عوض کردن مقدار بیت ذخیره شده تغییر میکند
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
renumber U خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
segments U فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
segment U فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
autos U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
auto U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
intensive cultivation U اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
ascend U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascends U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascended U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
allotting U معین کردن سهم دادن
allot U معین کردن سهم دادن
allotted U معین کردن سهم دادن
allots U معین کردن سهم دادن
measurment U مقدار
deal U مقدار
percentages U مقدار
sum U مقدار
size U مقدار
percentage U مقدار
modicum U مقدار کم
total U مقدار
sizes U مقدار
deals U مقدار
values U مقدار
extent U حد مقدار
value U مقدار
quantum U مقدار
sprinkling U مقدار کم
volume U مقدار
volumes U مقدار
valuing U مقدار
penny worth U مقدار کم
sups U مقدار
spattered U مقدار کم
spattering U مقدار کم
spatters U مقدار کم
t value U مقدار تی
batch U مقدار
batches U مقدار
iso quant U مقدار
smidgen U مقدار کم
magnitude U مقدار
smidgin U مقدار کم
spatter U مقدار کم
mouthfuls U مقدار
supping U مقدار
what U چه مقدار
amounts U مقدار
supped U مقدار
scantling U مقدار
sup U مقدار
mouthful U مقدار
amounting U مقدار
summa U مقدار
amounted U مقدار
volume discount U مقدار
dealt U مقدار
quantities U مقدار
quantity U مقدار
soupcon U مقدار کم
amount U مقدار
truth table U دو مقدار
single valued U تک مقدار
royalty tonnage U مقدار
outturn U مقدار
classifying U در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifies U در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify U در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
totality U مقدار کلی
shear value U مقدار برش
slighted U مقدار ناچیز
on a grand scale <adv.> U به مقدار زیاد
slight U مقدار ناچیز
sign and magnitude U علامت و مقدار
certificate of measurement U گواهی مقدار
calorific power U مقدار حرارتی
slather U مقدار زیاد
certificate of quantity U گواهی مقدار
characteristic number U ویژه مقدار
characteristic number U مشخصه مقدار
characteristic root U ویژه مقدار
characteristic root U مشخصه مقدار
proper value U ویژه مقدار
proper value U مشخصه مقدار
sign magnitude U علامت و مقدار
moisture content U مقدار تری
uses U مقدار مفید
use U مقدار مفید
resistance U مقدار مقاومت
amounted U مقدار میزان
equally <adv.> U همان مقدار
just as well <adv.> U همان مقدار
sales {pl} U مقدار فروش
turn-over U مقدار فروش
turnover U مقدار فروش
volume of sales U مقدار فروش
approximate value U مقدار تقریبی
sufficient U مقدار کافی
amount U مقدار میزان
auxiliary value U مقدار کومکی
hoist U مقدار کشش
moisture content U مقدار رطوبت
slighter U مقدار ناچیز
maximum value U مقدار حداکثر
slightest U مقدار ناچیز
amounts U مقدار میزان
hoists U مقدار کشش
mediums U مقدار متوسط
slighting U مقدار ناچیز
hoisted U مقدار کشش
average value U مقدار میانگین
amounting U مقدار میزان
slights U مقدار ناچیز
mort U مقدار زیاد
average value U مقدار متوسط
an abundance of U مقدار زیاد
infinity U مقدار نامحدود
so much <idiom> U مقدار زیاد
eigenvalue U ویژه مقدار
drib U مقدار کمی
rated value U مقدار نامی
rated quantity U مقدار اسمی
light value U مقدار نور
rotation U مقدار چرخش یک شی
value U قدر مقدار
scale U نرخ دو مقدار
expected value U مقدار نظری
instantaneous value U مقدار لحظهای
logical value U مقدار منطقی
meanest U مقدار میانگین
eigenvalue U مقدار مشخصه
momentum U مقدار حرکت
relative value U مقدار نسبی
infinite quantity U مقدار بی نهایت
averaging U مقدار متوسط
averages U مقدار متوسط
averaged U مقدار متوسط
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com