English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To fake an oil – painting . U یک تابلوی نقاشی قلابی درست کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
casualty board U تابلوی نمودار ضایعات یکان تابلوی تلفات
vorticism U مکتب نقاشی کوبیسم انگلیسی که در نقاشی از صنایع جدیدنیز استفاده کرده
oil on canvas [painting technique] U رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
LCD U چاپگر کاغذ که از تابلوی CCD در مقابل نور روشن استفاده میکند تا تصاویری را روی رسانه حساس به عکس نشان دهد. تابلوی CCD عبور نور را متوقف میکند بجز در پیکس هایی که تصور را شرح می دهند
temper U درست ساختن درست خمیر کردن
tempered U درست ساختن درست خمیر کردن
tempers U درست ساختن درست خمیر کردن
quacks U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacking U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacked U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack U صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
sense U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
senses U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed U روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
picture U نقاشی کردن
pictures U نقاشی کردن
bepaint U نقاشی کردن
impaint U نقاشی کردن
pictured U نقاشی کردن
brush U نقاشی کردن
picturing U نقاشی کردن
brushes U نقاشی کردن
steeve U خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
frescoes U نقاشی ابرنگی کردن
fresco U نقاشی ابرنگی کردن
mezzotint U نقاشی سایه روشن کردن
mezzotinto U نقاشی سایه روشن کردن
crayons U مداد ابرو نقاشی کردن
crayon U مداد ابرو نقاشی کردن
contour U نقاشی کردن طراحی کردن
paint U نگارگری کردن نقاشی کردن
paints U نگارگری کردن نقاشی کردن
coincidence function U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meets U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joins U تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
OR function U تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
and U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
join U تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
intersection U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joined U تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
alternation U تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
union U تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions U تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
either or operation U تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
conjunctions U تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
false U 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
conjunction U تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
disjunction U تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
assertion U 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
false <adj.> U قلابی
hamous U قلابی
false U قلابی
adulterate U قلابی
adulterating U قلابی
adulterates U قلابی
pasteboard U قلابی
quack U قلابی
sham U قلابی
quackish U قلابی
quacks U قلابی
bogus U قلابی
quacking U قلابی
hamate U قلابی
shams U قلابی
quacked U قلابی
adulterated U قلابی
cheap copy U بدل قلابی
pale [poor] imitation U بدل قلابی
uncinus U زائده قلابی
fulham U طاس قلابی
Rigged elections . U انتخابات قلابی
kake uke U دفاع قلابی
False coin . U سکه قلابی
A bogus professor . U پروفسور قلابی
rip-off U کالای قلابی
rip-offs U کالای قلابی
a fake doctor U پزشک قلابی
spurious U قلابی الکی
simular U قلابی صوری
shamateur U اماتور قلابی
operating panel U تابلوی عملکرد
control panel U تابلوی فرمان
built in panel U تابلوی نصب
switch board U تابلوی برق
demonstration chessboard U تابلوی نمایش
notice board U تابلوی خبری
control panel U تابلوی کنترل
panel board U تابلوی برق
status board U تابلوی وضعیت
switchboard U تابلوی برق
distribution board U تابلوی اتصالات
distribution panel U تابلوی توزیع
distribution pannel U تابلوی تقسیم
bulletin boards U تابلوی اعلانات
feeder panel U تابلوی تغذیه
bulletin board U تابلوی اعلانات
control pannel U تابلوی دستگاهها
scoreboards U تابلوی امتیازات
scoreboard U تابلوی امتیازات
panel U تابلوی برق
maintenance panel U تابلوی نگهداشت
switchboards U تابلوی برق
fuse panel U تابلوی فیوز
panels U تابلوی برق
control pannel U تابلوی فرمان
boarded U تابلوی امتیازات
board U تابلوی امتیازات
control pannel U تابلوی کنترل
forges U تهیه جنس قلابی
forge U تهیه جنس قلابی
unciform U سرکج قلابی چنگکی
front panel U تابلوی جلو دار
cdev U دستگاه تابلوی کنترل
central control panel U تابلوی مرکزی کنترل
switchboards U تابلوی کلید برق
switchboard U تابلوی کلید برق
control panel device U ابزار تابلوی کنترل
maneuvering board U تابلوی حرکات ناوها
accumulator switchboard U تابلوی اتصالات اکومولاتور
patch panel U تابلوی سرهم بندی
gather U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
gathered U و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
to pattern out U ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
setline U رسن چند قلابی ماهیگیری
crook U ادم قلابی کلاه بردار
crooking U ادم قلابی کلاه بردار
frog-adjustment screw پیچ قلابی تنظیم کننده
crooks U ادم قلابی کلاه بردار
image U تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images U تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
fascia plate U تابلوی مقابل دریک وسیله
maneuvering board U تابلوی نمایش مانور ناوها
instrument board U تابلوی وسائل اندازه گیری
status board U تابلوی نشان دهنده وضعیت
The whole story was faked up . U تمام داستان قلابی وساختگه بود
weedless U قلابی که به علفهای زیر اب گیر نمیکند
dress U لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
dresses U لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
labourvt U بزحمت درست کردن مفصلابحث کردن بدرازاکشیدن
weave U درست کردن
clean U درست کردن
weaves U درست کردن
to erect into U درست کردن از
manufactures U درست کردن
adapt U درست کردن
concoct U درست کردن
redd U درست کردن
make up U درست کردن
manufacture U درست کردن
fabricate U درست کردن
to set U درست کردن
indite U درست کردن
to riven laths U یا درست کردن
to set to rights U درست کردن
to set in order U درست کردن
gulleys U درست کردن
gullies U درست کردن
gully U درست کردن
cleans U درست کردن
fabricated U درست کردن
cleaned U درست کردن
fabricates U درست کردن
fabricating U درست کردن
cleanest U درست کردن
set right U درست کردن
manufactured U درست کردن
to sct aright U درست کردن
corrects U درست کردن
build U درست کردن
correct U درست کردن
fashion U درست کردن
shape U درست کردن
to fix up U درست کردن
fashioning U درست کردن
shapes U درست کردن
to put to rights U درست کردن
correcting U درست کردن
to put in to shape U درست کردن
fashioned U درست کردن
fix up U درست کردن
concocts U درست کردن
concocting U درست کردن
makes U درست کردن
to cleanvp U درست کردن
fashions U درست کردن
trims U درست کردن
builds U درست کردن
concocted U درست کردن
set in order U درست کردن
make U درست کردن
trimmest U درست کردن
trim U درست کردن
buildings U درست کردن
fettle U درست کردن
to get up U درست کردن
judiciousness U قضاوت درست تشخیص درست
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com