Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fraise
U
گشادتر کردن سوراخ اره مدور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
fraise
U
نرده دار کردن دهانه چیزی را گشادتر کردن
rondelle
U
جسم مدور سنگهای قیمتی مدور زینتی
to pink out leather
U
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation
U
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
breach
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
U
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
pinkest
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
thirl
U
سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinker
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink
U
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
cancellate
U
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
dialed
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
riddles
U
سوراخ سوراخ کردن
riddle
U
سوراخ سوراخ کردن
centered
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
U
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
U
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
float stone
U
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
sights
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sight
U
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
fenestration
U
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
gruyere cheese
U
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
foraminate
U
ثقبه دار سوراخ سوراخ
bore
U
سوراخ کردن
scuttle
U
سوراخ کردن
pierce
U
سوراخ کردن
to set abroach
U
سوراخ کردن
punch
U
سوراخ کردن
pierces
U
سوراخ کردن
transfix
U
سوراخ کردن
pools
U
سوراخ کردن
bores
U
سوراخ کردن
scuttling
U
سوراخ کردن
gored
U
سوراخ کردن
gore
U
سوراخ کردن
gores
U
سوراخ کردن
boring
U
سوراخ کردن
goring
U
سوراخ کردن
incising
U
سوراخ کردن
perforating
U
سوراخ کردن
delve
U
سوراخ کردن
perforates
U
سوراخ کردن
perforate
U
سوراخ کردن
foraminate
U
سوراخ کردن
delved
U
سوراخ کردن
delves
U
سوراخ کردن
delving
U
سوراخ کردن
scuttled
U
سوراخ کردن
to burn a hole
U
سوراخ کردن
drill
U
سوراخ کردن
to poke a hole in any thing
U
سوراخ کردن
wear a hole in
U
سوراخ کردن
to punch a hole in
U
سوراخ کردن
to drill through
U
سوراخ کردن
broach
U
سوراخ کردن
broached
U
سوراخ کردن
to pick a hole in
U
سوراخ کردن
stab
U
سوراخ کردن
stabbed
U
سوراخ کردن
stabs
U
سوراخ کردن
broaches
U
سوراخ کردن
to break open
U
سوراخ کردن
broaching
U
سوراخ کردن
drilled
U
سوراخ کردن
scuttles
U
سوراخ کردن
pooled
U
سوراخ کردن
punched
U
سوراخ کردن
drills
U
سوراخ کردن
pool
U
سوراخ کردن
steek
U
سوراخ کردن
punches
U
سوراخ کردن
roundish
U
مدور
terete
U
مدور
circulars
U
مدور
cylinderical
U
مدور
round
U
مدور
circular
U
مدور
rotundate
U
مدور
roundest
U
مدور
gride
U
سوراخ کردن فرورفتن
spits
U
سوراخ کردن تف انداختن
pertusion
U
عمل سوراخ کردن
broaches
U
سوراخ کردن قایق
broaching
U
سوراخ کردن قایق
To bark up the wrong tree.
<idiom>
[سوراخ دعا را گم کردن]
broached
U
سوراخ کردن قایق
spit
U
سوراخ کردن تف انداختن
burr
U
بامته سوراخ کردن
burred
U
بامته سوراخ کردن
lack vt
U
با گلوله سوراخ کردن
lancinate
U
بانیزه سوراخ کردن
burring
U
بامته سوراخ کردن
precision bore
U
سوراخ کردن دقیق
to peck a hole in
U
با نوک سوراخ کردن
broach
U
سوراخ کردن قایق
hollow forge
U
سوراخ کردن گرم
burrs
U
بامته سوراخ کردن
tusks
U
سوراخ کردن یا کندن
prongs
U
باچنگ ک سوراخ کردن
prong
U
باچنگ ک سوراخ کردن
back drill
U
از پشت سوراخ کردن
puncturing
U
سوراخ کردن شکست
peck
U
بانوک سوراخ کردن
punctures
U
سوراخ کردن شکست
punch
U
مهر کردن سوراخ
transfixion
U
عمل سوراخ کردن
pecks
U
بانوک سوراخ کردن
punch
U
سوراخ ایجاد کردن
pecking
U
بانوک سوراخ کردن
pecked
U
بانوک سوراخ کردن
puncture
U
سوراخ کردن شکست
tusk
U
سوراخ کردن یا کندن
to tear a hole in
U
سوراخ یا پاره کردن
punched
U
مهر کردن سوراخ
punched
U
سوراخ ایجاد کردن
punctured
U
سوراخ کردن شکست
punches
U
مهر کردن سوراخ
punches
U
سوراخ ایجاد کردن
peeps
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
U
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
orbicular
U
مدور کامل
mooring swivel
U
مدور مهار
discuses
U
صفحه مدور
circular milling
U
فرز مدور
circular scanning
U
تقطیع مدور
circular shift
U
شبفت مدور
circular mil foot
U
پا- میل مدور
circular weir
U
سرریز مدور
circularly
U
بطور مدور
circular mil
U
میل مدور
swivel piece
U
مدور لنگر
swivel piece
U
مدور دو راه
discus
U
صفحه مدور
endless chain
U
زنجیر مدور
compass
U
گرد مدور
rotating table press
U
پرس مدور
acyclic
U
غیر مدور
induction disk
U
صفحه مدور
medallions
U
قاب مدور
medallion
U
قاب مدور
circumferences
U
مسیر مدور
circularity
U
مدور بودن
orbicular muscle
U
ماهیجه مدور
circumference
U
مسیر مدور
curvature lines
U
خطوط مدور
rondel
U
جسم مدور
pie graph
U
نمودار مدور
notches
U
شکاف چوبخط سوراخ کردن
punctured
U
سوراخ کردن پنچر شدن
notch
U
شکاف چوبخط سوراخ کردن
punctures
U
سوراخ کردن پنچر شدن
puncture
U
سوراخ کردن پنچر شدن
puncturing
U
سوراخ کردن پنچر شدن
jab
U
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed
U
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbing
U
خنجر زدن سوراخ کردن
back drilling attachment
U
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
drills
U
سوراخ کردن چاه کندن
slotting
U
سوراخ کردن شکاف کوچک
drilled
U
سوراخ کردن چاه کندن
jabs
U
خنجر زدن سوراخ کردن
drill
U
سوراخ کردن چاه کندن
slot
U
سوراخ کردن شکاف کوچک
unkennel
U
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
slots
U
سوراخ کردن شکاف کوچک
Di xue
U
[درگاه ورودی مدور]
cylinderical grinding
U
دستگاه سنگ مدور
round
U
دور زدن مدور
cylinderical lapping
U
صیقل کاری مدور
joinery sawbench
U
اره مدور نجاری
mooring swivel
U
مدور چهار راه
roundest
U
دور زدن مدور
loophole
U
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loopholes
U
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
borer
U
هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
karatonyxis
U
عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
rupture
U
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
ruptures
U
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
stave
U
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
pinhole
U
سوراخ کردن برای گوشی یاز
bores
U
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
bore
U
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
rupturing
U
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
cylinderical grinder
U
دستگاه چاقو تیزکنی مدور
plain grinder
U
دستگاه چرخ سمباده مدور
dextral stair
U
[پله های مدور در راست و چپ]
cyclostyle
U
[ایوان ستون دار مدور]
atolls
U
صخرههای مدور داخل دریا
manholes
U
مسیر مدور داخل ناو
atoll
U
صخرههای مدور داخل دریا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com