Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bank
U
کپه کردن بلند شدن
banks
U
کپه کردن بلند شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
spike
U
میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
shoplifting
U
بلند کردن جنس از مغازه
pedestal
U
بلند کردن ترفیع دادن
pedestals
U
بلند کردن ترفیع دادن
clear
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears
U
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
harangue
U
باصدای بلند نطق کردن
harangued
U
باصدای بلند نطق کردن
harangues
U
باصدای بلند نطق کردن
haranguing
U
باصدای بلند نطق کردن
extend
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends
U
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
sag
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags
U
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
lift
U
بلند کردن
lift
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifted
U
بلند کردن
lifted
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifting
U
بلند کردن
lifting
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifts
U
بلند کردن
lifts
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
pried
U
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pries
U
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry
U
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
crane
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
crane
وسیله بلند کردن
craned
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned
U
وسیله بلند کردن
cranes
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
cranes
U
وسیله بلند کردن
craning
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning
U
وسیله بلند کردن
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
soar
U
بلند پروازی کردن
soared
U
بلند پروازی کردن
soars
U
بلند پروازی کردن
erect
U
بلند کردن
erected
U
بلند کردن
erecting
U
بلند کردن
erects
U
بلند کردن
steal
U
بلند کردن چیزی
steals
U
بلند کردن چیزی
chairlift
U
سردست بلند کردن
chairlifts
U
سردست بلند کردن
exalt
U
بلند کردن
exalting
U
بلند کردن
exalts
U
بلند کردن
heighten
U
بلند کردن
heightened
U
بلند کردن
heightening
U
بلند کردن
heightens
U
بلند کردن
elevate
U
بلند کردن
elevates
U
بلند کردن
elevating
U
بلند کردن
leader
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
lever
U
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
levers
U
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
hoist
U
بلند کردن
hoist
U
بلند کردن وسایل سنگین
hoist
U
وسیله بلند کردن
hoisted
U
بلند کردن
hoisted
U
بلند کردن وسایل سنگین
hoisted
U
وسیله بلند کردن
hoists
U
بلند کردن
hoists
U
بلند کردن وسایل سنگین
hoists
U
وسیله بلند کردن
heist
U
بلند کردن
heists
U
بلند کردن
heave
U
بلند کردن
heaved
U
بلند کردن
poop
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
collect
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collects
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
antilift device
U
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
deal lift
U
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
forklift
U
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
hydraulic lift
U
بلند کردن اب به نیروی اب
lay hands one someone
U
دست روی کسی بلند کردن
lift fire
U
بلند کردن اتش
raise a dust
U
گرد و خاک بلند کردن
sound off
U
باصدای بلند صحبت کردن
throw up
U
بلند کردن
to kick up
U
با پا بلند کردن
to make a dust
U
گردو خاک بلند کردن
to put forth
U
بلند کردن نمایش دادن
to throw up
U
بلند کردن
toe raise
U
تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
ululate
U
باصدای بلند ناله وزاری کردن
Other Matches
clackvalve
U
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
U
نوعی دامن بلند با کمر بلند
walk off with
U
بلند کردن
upraise
U
بلند کردن
turn down
<idiom>
U
کم کردن صدای بلند
vociferate
U
با صدای بلند ادا کردن
bite off more than one can chew
<idiom>
U
با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
long ball
U
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
to pick up women
<idiom>
U
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
To vacate a house.
U
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
too many irons in the fire
<idiom>
U
بایک دست چند هندوانه بلند کردن
to blast something
U
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
U
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to call the roll
U
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
to pick up somebody
[to find sexual partners]
U
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
monofilament
U
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
U
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
willowy
U
بلند
megaphone
U
بلند گو
skyscraper
U
بلند
loftily
U
بلند
grandiose
U
بلند
pointer
U
خط کش بلند
high grown
U
بلند قد
loudspeaker
U
بلند گو
megaphones
U
بلند گو
longer
U
بلند
skyscrapers
U
بلند
tall
U
بلند
tall
U
قد بلند
soaring
U
بلند
long
U
بلند
longs
U
بلند
long-
U
بلند
longest
U
بلند
pointers
U
خط کش بلند
longed
U
بلند
loud speaker
U
بلند گو
loudly
U
بلند
aloud
U
بلند
vociferous
U
بلند
tallest
U
قد بلند
tallest
U
بلند
taller
U
قد بلند
taller
U
بلند
talll
U
قد بلند
highest
U
بلند
uplands
U
بلند
upland
U
بلند
fortes
U
بلند
highfalutin
U
بلند
forte
U
بلند
high (1 9 to 36)
U
بلند
eton collan
U
بلند
high
U
بلند
amplifier
U
بلند گو
amplifiers
U
بلند گو
towering
U
بلند
lengthwise
U
بلند
mouth filling
U
بلند
legged
U
پا بلند
eminent
U
بلند
rumbustious
U
بلند
talll
U
بلند
highs
U
بلند
soars
U
بلند پروازکردن
alp
U
قله بلند
icarian
U
بلند پرواز
banquette
U
زمین بلند
loudest
U
بلند اوا
long haul
U
خط سیر بلند
gauntlet
U
دستکش بلند
arises
U
بلند شدن
gauntlets
U
دستکش بلند
arise
U
بلند شدن
liberal
U
نظر بلند
liberals
U
نظر بلند
long burst
U
رگبار بلند
lifter
U
بلند کننده
alp
U
کوه بلند
to read out
U
بلند خواندن
high-rise
U
ساختمان بلند
anchor at short stay
U
لنگر بلند
keep down
U
بلند نشوید
loudest
U
باصدای بلند
rise
U
بلند شدن
famous
U
بلند اوازه
large hearted
U
نظر بلند
mounts
U
بلند شدن
aquacade
U
فوارهء بلند
mount
U
بلند شدن
alto relievo
U
برجسته بلند
stentorian
U
خیلی بلند
louder
U
بلند اوا
soared
U
بلند پروازکردن
inextenso
U
کاملا بلند
tallish
U
نسبتا بلند
low-rise
U
نه بسیار بلند
soar
U
بلند پروازکردن
loud
U
باصدای بلند
loud
U
بلند اوا
talll
U
بلند بالا
louder
U
باصدای بلند
rises
U
بلند شدن
arising
U
بلند شدن
high-minded
U
بلند همت
highs
U
بلند پایه
highs
U
باصدای بلند
high flying
U
بلند پرواز
gaberdine
U
ردای بلند
ascend
U
بلند شدن
gantelope
U
دستکش بلند
gantlope
U
دستکش بلند
giant swing
U
تاب بلند
ascended
U
بلند شدن
coamings
U
لبه بلند
highest
U
باصدای بلند
highest
U
بلند پایه
high
U
باصدای بلند
elevated ground
U
زمین بلند
big-hearted
U
نظر بلند
downland
U
چراگاه بلند
belly laughs
U
خندهی بلند
belly laugh
U
خندهی بلند
long term
<adj.>
U
بلند مدت
long run
[American E]
<adj.>
U
بلند مدت
vociferant
U
با صدای بلند
knee-high
U
بلند تا سر زانو
high
U
بلند پایه
fortissimo
U
خیلی بلند
clarion
U
شیپور بلند
gigas
U
رویش بلند تر
screeched
U
صدای بلند
high flying
U
بلند خیال
screech
U
صدای بلند
high grown
U
بلند بالا
high hat
U
کلاه بلند
high hurle
U
مانع بلند
high pass
U
پاس بلند
high rise block
U
ساختمان بلند
uprear
U
بلند شدن
chivalrous
U
بلند همت
hip boot
U
چکمه بلند ضد اب
hornblends
U
هرن بلند
high crowned
U
نوک بلند
screeches
U
صدای بلند
hessian boot
U
چکمه بلند
ascends
U
بلند شدن
chivalric
U
بلند همت
capote
U
شنل بلند
boisterous laughter
U
خنده بلند
ambitious
U
بلند پرواز
ambitious
U
بلند همت
high-flying
U
بلند پرواز
altivolant
U
بلند پرواز
grandiloquence
U
بلند پروازی
blast furnace coke
U
کک کوره بلند
bigmouthed
U
صدا بلند
screeching
U
صدای بلند
tor
U
صخره بلند
buzzed
U
صدای بلند
buzz
U
صدای بلند
shandygaff
U
بلند رویایی
loudly
U
با صدای بلند
aloud
U
باصدای بلند
sweeps
U
پاروی بلند
sonorous
U
قلنبه بلند
jointing plane
U
رنده بلند
promontory
U
دماغه بلند
long wave
U
موج بلند
promontories
U
دماغه بلند
surges
U
موج بلند
magnaimous
U
بلند نطر
blast furnace
U
کوره بلند
surge
U
موج بلند
fortissimo
U
صدای بلند
gaff
U
خنده بلند
buzzing
U
صدای بلند
slender
U
بلند وباریک
buzzes
U
صدای بلند
slam bang
U
با سر وصدای بلند
surged
U
موج بلند
slab sided
U
بلند ولاغر
top-level
U
بلند پایه
uplands
U
زمین بلند
yuk
U
خندهی بلند
quick time
U
سر قدم بلند
To do something slapdash.
U
سر بلند بودن
raised kerb
U
جدول بلند
raised kerb
U
لبه بلند
forte
U
موسیقی بلند
elevated
U
بلند مرتبه
tore
U
علف بلند
row de dow
U
صدای بلند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com