Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
heave short
U
کوتاه کردن زنجیر
shorten in cable
U
کوتاه کردن زنجیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
catenary
U
شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
sprocket
U
قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
enfetter
U
زنجیر کردن
enchain
U
زنجیر کردن
enfetter
U
گرفتارغل و زنجیر کردن
unchain
U
از زنجیر و بندرها کردن
unshackle
U
از زنجیر ازاد کردن
keckle
U
زنجیر پیچ کردن
catenate
U
چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
cabled
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
blasts
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge
U
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
truncating
U
کوتاه کردن
curtail
U
کوتاه کردن
formulates
U
کوتاه کردن
formulated
U
کوتاه کردن
clipping
U
کوتاه کردن
formulate
U
کوتاه کردن
to cut short
U
کوتاه کردن
curtails
U
کوتاه کردن
truncate
U
کوتاه کردن
formulating
U
کوتاه کردن
truncated
U
کوتاه کردن
curtailed
U
کوتاه کردن
truncates
U
کوتاه کردن
razee
U
کوتاه کردن
to look in
U
کوتاه کردن
abridge
U
کوتاه کردن
curtailing
U
کوتاه کردن
short
U
کوتاه کردن
shortens
U
کوتاه تر کردن
shortens
U
کوتاه کردن
shorter
U
کوتاه کردن
shortened
U
کوتاه تر کردن
shortened
U
کوتاه کردن
shorten
U
کوتاه تر کردن
shorten
U
کوتاه کردن
abbreviating
U
کوتاه کردن
abbreviates
U
کوتاه کردن
abbreviate
U
کوتاه کردن
shortest
U
کوتاه کردن
correption
U
کوتاه کردن
cut off
U
کوتاه کردن
reef
U
کوتاه کردن
stag
U
کوتاه کردن
shortening in
U
کوتاه کردن
detruncate
U
کوتاه کردن
shear
U
کوتاه کردن
reefs
U
کوتاه کردن
stags
U
کوتاه کردن
syncopate
U
از میان کوتاه کردن
to make a long story short
<idiom>
قصه را کوتاه کردن
clipping
U
عمل کوتاه کردن
poodles
U
پشم کوتاه کردن
poodle
U
پشم کوتاه کردن
truncation error
U
خطای کوتاه کردن
to rub through or along
U
سخت کوتاه کردن
dock
U
بریدن کوتاه کردن
docked
U
بریدن کوتاه کردن
docks
U
بریدن کوتاه کردن
foreshortened
U
کوتاه نمودار کردن
foreshortens
U
کوتاه نمودار کردن
chain shortening
U
کوتاه کردن زنجیری
foreshorten
U
کوتاه نمودار کردن
shipshank
U
کوتاه کردن طولی
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn
U
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
To deprive someone of access.
U
دست کسی را کوتاه کردن
brief
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
briefest
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
clippings
U
پشم چینی کوتاه کردن
clips
U
پشم چینی کوتاه کردن
clipped
U
پشم چینی کوتاه کردن
clip
U
پشم چینی کوتاه کردن
briefed
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
to bob one's head
U
کوتاه کردن موی سر کسی
briefer
U
کوتاه کردن اگاهی دادن
for brevity's sake
U
از بهر کوتاه کردن مطلب
short ball
U
شوت کردن کوتاه توپ
[فوتبال]
truncation
U
خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
final shaving
U
پرداخت
[کوتاه کردن نهایی پرزها]
vocoder
U
وسیله کوتاه کردن عرض باندفرکانس رادیویی
To speak in a low voice.
U
آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
zero
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeros
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
zeroes
U
کوتاه کردن فایل با حذف صفرهای زیادی
by pass
U
بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
change of leg
U
وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
short quard
U
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
manacled
U
زنجیر
gyve
U
غل و زنجیر پا
fettered
U
زنجیر
slinging
U
زنجیر
manacle
U
زنجیر
manacles
U
زنجیر
bond
U
زنجیر
chains
U
زنجیر
slings
U
زنجیر
fettering
U
زنجیر
fetters
U
زنجیر
barrels
U
زنجیر
chain
زنجیر
chain
U
زنجیر
chains
U
:زنجیر
toll bar
U
زنجیر
manacling
U
زنجیر
sling
U
زنجیر
curb
U
زنجیر
linkwork
U
زنجیر
curbs
U
زنجیر
chainless
U
بی زنجیر
curbed
U
زنجیر
chain gang
U
هم زنجیر
fetter
U
زنجیر
line of skirmishers
U
خط زنجیر
catena
U
زنجیر
barrel
U
زنجیر
curbing
U
زنجیر
chop
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
shave down
U
کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
chopped
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
naval pipe
U
مجرای زنجیر
chain pipe
U
لوله زنجیر
chain locker
U
چاله زنجیر
chain locker
U
انبار زنجیر
chain hook
U
هوک زنجیر
chain
U
زنجیر مساحی
bridles
U
زنجیر مهار
bridling
U
زنجیر مهار
chain pulley
U
قرقره زنجیر
chain sprocket
U
چرخ زنجیر
chain wheel
U
چرخ زنجیر
cable holder
U
دوار زنجیر
chain track
U
مسیر زنجیر
bridle
U
زنجیر مهار
cable locker
U
چاه زنجیر
full tracked
U
تمام زنجیر
chainlet
U
زنجیر کوچک
bridled
U
زنجیر مهار
closed chain
U
زنجیر حلقهای
tier
U
زنجیر لنگر
fob
U
زنجیر ساعت
grows
U
راه زنجیر
chain cable
U
زنجیر لنگر
grow
U
راه زنجیر
hoisting chain
U
زنجیر بالابر
daughter chain
U
زنجیر فرعی
linkage
U
حلقههای زنجیر
linkages
U
حلقههای زنجیر
parent chain
U
زنجیر اصلی
parent chain
U
زنجیر مادر
block and tackle
U
قرقره و زنجیر
chain case
U
جعبه زنجیر
print chain
U
زنجیر چاپ
crane chain
U
زنجیر جرثقیل
creeper track
U
زنجیر خزشی
tiers
U
زنجیر لنگر
chains
U
زنجیر مساحی
chain grab
U
زنجیر گیر
tows
U
زنجیر یدک کش
carrick bend
U
گره زنجیر
endless chain
U
زنجیر مدور
tow
U
زنجیر یدک کش
daughter chain
U
زنجیر نوزاد
sprocket wheel
U
چرخ زنجیر
tire chain
U
زنجیر چرخ
funicular
U
زنجیر نیروها
surveyor's chain
U
زنجیر مساحی
side chain
U
زنجیر جانبی
markov chain
U
زنجیر مارکوف
band
U
بند و زنجیر
link chain
U
زنجیر اتصال
lugless joining shackle
U
بخوی زنجیر
skid chain
U
زنجیر چرخ
measuring chain
U
زنجیر مساحی
band chain
U
زنجیر مساحی
link chain
U
زنجیر رابط
elevating chain
U
زنجیر بالابر
line of skirmishers
U
حمله به خط زنجیر
sprocket
U
دنده زنجیر
sprocket
U
چرخ زنجیر
sprocket
U
تاج زنجیر
tire chain
U
زنجیر یخ شکن
idler pulley
U
قرقره زنجیر
link
U
حلقه زنجیر
load chain
U
زنجیر بار
bands
U
بند و زنجیر
windlass
U
دوار زنجیر
funiculars
U
زنجیر نیروها
link
U
زنجیر قلاب
joining shackle
U
بخوی زنجیر
windlasses
U
دوار زنجیر
veer on power
U
با دوار زنجیر دادن
pawn chain
U
زنجیر پیادهای شطرنج
line to line voltage
U
ولتاژ زنجیر شده
ground tackle
U
زنجیر لنگر و متعلقات ان
catenary
U
چون دانههای زنجیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com