English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
decelerate U کندکردن اهسته کردن
decelerated U کندکردن اهسته کردن
decelerates U کندکردن اهسته کردن
decelerating U کندکردن اهسته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to gear down U باعوض کردن دنده کندکردن
stewed U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stews U اهسته جوشانیدن اهسته پختن
clogged U کندکردن
slackening U کندکردن
slackened U کندکردن
slacken U کندکردن
clogs U کندکردن
slackens U کندکردن
let up U کندکردن
clog U کندکردن
let-ups U کندکردن
let-up U کندکردن
tapping U ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap U ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped U ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
slackened U اهسته کردن
trickle charge U پر کردن اهسته
slackening U اهسته کردن
slacken U اهسته کردن
slackens U اهسته کردن
to slack up U کم کم اهسته کردن
anneal U نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
decant U اهسته خالی کردن
gentle U اهسته ملایم کردن
gentler U اهسته ملایم کردن
gentlest U اهسته ملایم کردن
slows U اهسته کردن یاشدن
slow U اهسته کردن یاشدن
decanting U اهسته خالی کردن
decants U اهسته خالی کردن
decanted U اهسته خالی کردن
slowed U اهسته کردن یاشدن
slower U اهسته کردن یاشدن
slowest U اهسته کردن یاشدن
slowing U اهسته کردن یاشدن
elutriate U اهسته خالی کردن
cooing U اهسته بازمزمه ادا کردن
coo U اهسته بازمزمه ادا کردن
fudging U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged U فریفتن اهسته حرکت کردن
fudge U فریفتن اهسته حرکت کردن
retard U عقب انداختن اهسته کردن
retarding U عقب انداختن اهسته کردن
retards U عقب انداختن اهسته کردن
coos U اهسته بازمزمه ادا کردن
cooed U اهسته بازمزمه ادا کردن
plodding U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plod U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodded U اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
instilled U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instill U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils U کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
pull out U خارج شدن موج سوار ازموج با کندکردن تخته
pull-outs U خارج شدن موج سوار ازموج با کندکردن تخته
pull-out U خارج شدن موج سوار ازموج با کندکردن تخته
paces U باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pace U باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced U باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
parade lap U رژه اهسته دور پیست برای گرم کردن
slow pill U ماده شیمیایی که بطورغیرمجاز به اسب برای کندکردن سرعتش تزریق میشود
pussyfoot U دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
drawls U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl U کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
paced U با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
pace U با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces U با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
below ones breath U اهسته
low low U اهسته اهسته
cattish U اهسته رو
slowly U اهسته
tardo U اهسته
catlike U اهسته رو
silently U اهسته
plodder U اهسته رو
at a slow pace U اهسته
largo a U اهسته
fabian U اهسته رو
lentamente U اهسته
lento a U اهسته
indistinct U اهسته
low U اهسته
limper U اهسته رو
ritardando U اهسته تر
languidly U اهسته
gradual U اهسته
slower U اهسته
slowed U اهسته
lightly U اهسته
slow U اهسته
slows U اهسته
slow down U اهسته
slow footed U اهسته
slowing U اهسته
quietly U اهسته
slowest U اهسته
slow paced U اهسته خرام
trudge U قدم اهسته
dogtrot U یورتمه اهسته
trudged U قدم اهسته
trudges U قدم اهسته
dab U اهسته زدن
low U پایین اهسته
lagging U اهسته کند
slid U اهسته رفتن
simmer U اهسته جوشیدن
dead slow U خیلی اهسته
to burn down or low U اهسته ترسوختن
crawls U اهسته خزیدن
softens U اهسته ترکردن
andante U نسبتا اهسته
softened U اهسته ترکردن
soften U اهسته ترکردن
largo U اهسته و مفصل
simmered U اهسته جوشیدن
goose-stepping U قدم اهسته
jog trot U کاریکنواخت و اهسته
slow and steady U اهسته وپیوسته
goose-stepped U قدم اهسته
goose-step U قدم اهسته
piaffer U یورتمه اهسته
pianissimo U بسیار اهسته
jiggle U تکان اهسته
slow paced U اهسته گام
jiggling U تکان اهسته
goose-steps U قدم اهسته
percuss U اهسته زدن به
dabbed U اهسته زدن
simmering U اهسته جوشیدن
mealy mouthed U اهسته حرف زن
dabs U اهسته زدن
mealy-mouthed U اهسته حرف زن
rallenttando U بتدریج اهسته تر
jiggled U تکان اهسته
simmers U اهسته جوشیدن
slow ahead U اهسته به جلو
languid U بی حال اهسته
jiggles U تکان اهسته
crawled U اهسته خزیدن
crawl U اهسته خزیدن
to burn down ar low U اهسته ترسوختن
jogged U اهسته دویدن
jog U اهسته دویدن
goose step U قدم اهسته
dink U ضربه اهسته
tipping U ضربت اهسته
susurration U سخن اهسته
lockstep U قدم اهسته
jogs U اهسته دویدن
tapping U اهسته زدن
tip U ضربت اهسته
jogging U اهسته دویدن
sluggish U بطی اهسته رو
to wear away U اهسته راندن
tap U اهسته زدن
trudging U قدم اهسته
tapped U اهسته زدن
drifted U مقصود جریان اهسته
creeper U گوی غلطان و اهسته
jiggled U اهسته تکان دادن
coddling U اهسته جوشاندن یا پختن
tap U ضربت اهسته شیر
joggers U کسیکه اهسته می دود
coddled U اهسته جوشاندن یا پختن
coddles U اهسته جوشاندن یا پختن
oozed U اهسته جریان یافتن
tapping U ضربت اهسته شیر
clammy U سرد ومرطوب اهسته رو
drift U مقصود جریان اهسته
oozing U اهسته جریان یافتن
tapped U ضربت اهسته شیر
jogger U کسیکه اهسته می دود
drifting U مقصود جریان اهسته
to speak under one's breath U اهسته سخن گفتن
slow burning conductor U سیم اهسته سوز
oozes U اهسته جریان یافتن
coddle U اهسته جوشاندن یا پختن
jiggling U اهسته تکان دادن
indistinct noise U صدای اهسته و نامعلوم
ooze U اهسته جریان یافتن
ruffles U صدای طبل اهسته
ruffling U صدای طبل اهسته
jiggles U اهسته تکان دادن
heavy footed U اهسته وسنگین درحرکت
ruffle U صدای طبل اهسته
whispery U اهسته صحبت کننده
to tread light U اهسته لگد زدن
drifts U مقصود جریان اهسته
creepers U گوی غلطان و اهسته
doggo U اهسته ناپدید شونده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com