Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
free lance
U
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unattached
U
بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
off the point
U
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
irrelevantly
U
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
congregational
U
جماعتی
siding
U
بستگی بحزب
sidings
U
بستگی بحزب
unaligned
U
غیر وابسته بحزب
contingency
U
وابستگی
proximity of blood
U
وابستگی
correlation
U
وابستگی
affinity
U
وابستگی
interdependence
U
وابستگی
affinities
U
وابستگی
dependance
U
وابستگی
affiliations
U
وابستگی
kindred
U
وابستگی
relation
U
وابستگی
coherence
U
وابستگی
contiguity
U
وابستگی
affiliation
U
وابستگی
interdependency
U
وابستگی
attachment
U
وابستگی
dependencies
U
وابستگی
dependency
U
وابستگی
connection
U
وابستگی
connexions
U
وابستگی
dependence
U
وابستگی
coherency
U
وابستگی
contingencies
U
وابستگی
pertinence or nency
U
وابستگی
pertinence
U
وابستگی دخل
prospectiveness
U
وابستگی به اینده
drug dependency
U
وابستگی دارویی
dualistic dependency
U
وابستگی دوگانه
parentela
U
نسب وابستگی
contingency table
U
جدول وابستگی
tobacco dependence
U
وابستگی به توتون
contingency coefficient
U
ضریب وابستگی
vassalage
U
وابستگی بیعت
pertinency
U
وابستگی دخل
clericalism
U
وابستگی به روحانیت
oral dependence
U
وابستگی دهانی
direct relationship
U
وابستگی مستقیم
intercorrelation
U
وابستگی درونی
disrelation
U
عدم وابستگی
interdependence
U
وابستگی متقابل
dependence effect
U
اثر وابستگی
ties
U
اتحاد وابستگی
field dependence
U
وابستگی میدانی
nodality
U
وابستگی به گره
relational
U
وابستگی رابطهای
tie
U
اتحاد وابستگی
export dependence
U
وابستگی صادرات
nasality
U
وابستگی به بینی
sensuousness
U
وابستگی به حواس
relationships
U
وابستگی نسبت
agnation
U
وابستگی پدری
relationship
U
وابستگی نسبت
symbiotic psychosis
U
روان پریشی وابستگی
bipartisanship
U
وابستگی بدو حزب
profaneness
U
وابستگی بچیزهای جسمانی
hardware dependent
U
وابستگی سخت افزاری
otherworldiness
U
وابستگی بجهان اینده
a newspaper's political affiliation
U
وابستگی سیاسی روزنامه ها
electron attachment
U
پیوستگی یا وابستگی الکترون
association
U
وابستگی وابسته سازی
associations
U
وابستگی وابسته سازی
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
irrelatively
U
بی انکه وابستگی داشته باشد
mainstay
U
وابستگی عمده نقطه اتکاء
mainstays
U
وابستگی عمده نقطه اتکاء
plebeianness
U
وابستگی به طبقه رنجبریا عوام
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through
<idiom>
U
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
deice
U
بدون یخ کردن
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
deloused
U
بدون شپش کردن
depolarize
U
بدون قطب کردن
unseam
U
بدون درز کردن
denitrify
U
بدون نیترات کردن
degum
U
بدون صمغ کردن
delouse
U
بدون شپش کردن
delousing
U
بدون شپش کردن
delouses
U
بدون شپش کردن
disequilibrate
U
بدون تعادل کردن
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
prejudges
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-lib
U
بدون نوشته صحبت کردن
prejudge
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libbed
U
بدون نوشته صحبت کردن
unvoice
U
بدون صدا ادا کردن
ad-libbing
U
بدون نوشته صحبت کردن
live in a small way
U
بدون سر و صدا زندگی کردن
prejudged
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libs
U
بدون نوشته صحبت کردن
prejudging
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
glide
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
cohabit
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
glides
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
cold turkey
<idiom>
U
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
to grope women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
do without
<idiom>
U
بدون هیچ چیزی کار کردن
cohabits
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
to feel women up
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
cohabiting
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
to make a grab at women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
cohabited
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
glided
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
drip-dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
lynched
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
lynches
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynch
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
no answer
[n/a]
[in forms]
U
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
Give the benefit of the doubt
<idiom>
U
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
roughdry
U
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
adlib
U
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
To play for love .
U
عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
pirate
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirating
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
goose step
U
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
pirated
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
to do without any thing
U
ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration
U
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
radar correlation
U
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tile
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tiles
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
intensive cultivation
U
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom
U
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
dehydrogenize
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
goalless
U
بدون گل
ex-
U
بدون
ex
U
بدون
i'll warrant
U
بدون شک
without
U
بدون
doubtlessly
U
بدون شک
but
U
بدون
indubitable
U
بدون شک
sans
U
بدون
bottomless
U
بدون ته
undoubtedly
U
بدون شک
acheilos
U
بدون لب
acheilous
U
بدون لب
wanting
U
بدون
undoubted
U
بدون شک
and no mistake
U
بدون شک
obtrusively
U
بدون حق
to a certainty
U
بدون شک
unstressed
U
بدون مد
not nearctic
U
بدون
bareheaded
U
بدون کلاه
untitled
U
بدون سراغاز
cold turkey
U
بدون آمادگی
inapproachable
U
بدون دسترسی
faceless
U
بدون صورت
faceless
U
بدون ویژگی
untitled
U
بدون عنوان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com