English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short time rating U کار کردن با وقفه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
interrupt U ناتوان کردن وقفه
interrupting U ناتوان کردن وقفه
interrupts U ناتوان کردن وقفه
Other Matches
interrupt U خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupting U خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
interrupts U خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود
transparently U مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparent U مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
jibbing U وقفه
at a stretch U بی وقفه
jibs U وقفه
interrupt U وقفه
interrupting U وقفه
station U وقفه
discontinuance U وقفه
stound U وقفه
stationed U وقفه
stations U وقفه
paralysis U وقفه
down time U وقفه
chasm U وقفه
breaks U وقفه
paused U وقفه
unabated <adj.> U بی وقفه
pauses U وقفه
pausing U وقفه
jibbed U وقفه
chasms U وقفه
jib U وقفه
arrests U وقفه
arrested U وقفه
interrupts U وقفه
arrest U وقفه
interruption U وقفه
interruptions U وقفه
blocking U وقفه
pause U وقفه
hiatus U وقفه
stick U وقفه
block U وقفه
blocks U وقفه
gaps U وقفه
hoid up U وقفه
cease U وقفه
hold back U وقفه
dead lock U وقفه
gap U وقفه
abeyance U وقفه
deadlock U وقفه
standstill U وقفه
desuetude U وقفه
uninterrupted U بی وقفه
ceased U وقفه
suspension U وقفه
standstil U وقفه
blocked U وقفه
suspensions U وقفه
abeyance or adeyancy U وقفه
ceases U وقفه
break U وقفه
interval U وقفه
ceasing U وقفه
flashbacks U وقفه زمانی
vectored interrupt U وقفه برداری
nerve block U وقفه عصبی
wind rocked out U وقفه تنفسی
unceasing U بدون وقفه
external interrupt U وقفه خارجی
affect block U وقفه عاطفه
work stoppage U وقفه در کار
run on U بدون وقفه
system interrupt U وقفه سیستم
uninterrupted duty U کار بی وقفه
massed learning U یادگیری بی وقفه
interrupt vector U بردار وقفه
interrupt handler U گرداننده وقفه
interrupt driven U وقفه گرا
continous cycle U دوره بی وقفه
blocking period U دوره وقفه
machine interupption U وقفه ماشین
massed practice U تمرین بی وقفه
time out U وقفه فاصله
priority interrupt U وقفه اولویت
caesura U وقفه ایست
sticking voltage U ولتاژ وقفه
program interrupt U وقفه برنامه
betweentimes U درمدت وقفه
full stop U وقفه کامل
full stops U وقفه کامل
interval U ایست وقفه
flashback U وقفه زمانی
automatic interrupt U وقفه خودکار
arm U خط وط وقفه فعال شده .
disarmed U ثیرات وقفه شدن
disarm U ثیرات وقفه شدن
machine check interrupt U وقفه بررسی ماشین
machine check interrupt U وقفه مقابله ماشین
disarms U ثیرات وقفه شدن
fall into abeyance U درحال وقفه افتادن
interrupt U حرکت دادن وقفه
interrupting U حرکت دادن وقفه
clock interrupt U وقفه زمان سنجی
parabiosis U وقفه رسانش عصبی
interrupt serrice routine U روال سرویس وقفه
scanned interrupt U وقفه پویش شده
interrupts U حرکت دادن وقفه
ups U تامین برق بی وقفه
insolvency U وقفه در پرداخت دیون
interrupts U خط وقفه که فعال شده است
interrupt U انجام عملی پس از تشخیص وقفه
continous U متصل متوالی بدون وقفه
interrupt U خط وقفه که فعال شده است
interrupt U ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
continous type furnace U کوره نوع بدون وقفه
shut up U باعث وقفه در تکلم شدن
interrupting U ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
interrupts U انجام عملی پس از تشخیص وقفه
NMI U وقفه غیرقابل چشم پوشی
interrupts U ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
uniterruptable power supply U سیستم تامین برق بی وقفه
interrupting U خط وقفه که فعال شده است
uninterruptable power supply U منبع تغذیه وقفه ناپذیر
interrupting U انجام عملی پس از تشخیص وقفه
tenuis U علامت مکث و وقفه در یونانی
caesura U وقفه یاسکوت شعردرانتهای کلمه یا وتد
station break U وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
suspended animation U وقفه موقت فعالیتهای حیاتی وغیره
interrupts U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupting U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
interrupt U حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
attentions U کلیدی در ترمینال که به پردازنده سیگنال وقفه می فرستد
attentions U سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
interrupt U تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
attention U کلیدی در ترمینال که به پردازنده سیگنال وقفه می فرستد
handlers U یک فایل یا تسهیلات وقفه را بعهده دارد دستگذار
handler U یک فایل یا تسهیلات وقفه را بعهده دارد دستگذار
interrupts U تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
interrupts U ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت
bursts U انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
interrupt U ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت
burst U انتقال دستهای از داده در یک باس بدون وقفه
interrupting U تصمیم گیری برای ارجحیت دادن به وقفه ها
interrupting U ذخیره سازی وقفه ها در صف و پردازش طبق اولویت
attention U سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
Dont let the grass grow under your feet. U نگذار وسط اینکار باد بخورد ( وقفه بیافتد )
maskable U سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیشود غیرفعال میشود
interrupt U سیگنال وقفه که با روش polling تشخیص داده میشود
interrupting U سیگنال وقفه که با روش polling تشخیص داده میشود
disables U دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
daisy chain U خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
disable U دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
interrupts U سیگنال وقفه که با روش polling تشخیص داده میشود
disabling U دستور به CPU برای نادیده گرفتن سیگنالهای وقفه
polls U سیگنال وقفه که توسط وسایل polling تشخیص داده میشود
polled U سیگنال وقفه که توسط وسایل polling تشخیص داده میشود
disarms U وضعیت وقفه که ناتوان شده است ونمیتواند سیگنال بپذیرد
poll U سیگنال وقفه که توسط وسایل polling تشخیص داده میشود
disarmed U وضعیت وقفه که ناتوان شده است ونمیتواند سیگنال بپذیرد
external U سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
disarm U وضعیت وقفه که ناتوان شده است ونمیتواند سیگنال بپذیرد
externals U سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
vectored interrupt U سیگنال وقفه که پردازنده را به یک تابع در آدرس مشخص هدایت میکند
maskable U وقفهای که توسط ماسک وقفه قابل فعال شدن است
priority U لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
interrupts U نرم افزاری که سیگنالهای وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
daisy chain interrupt U یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
interrupts U سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
interrupting U نرم افزاری که سیگنالهای وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
interrupting U سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
trap U نرم افزاری که سیگنال وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
interrupt U نرم افزاری که سیگنالهای وقفه را می پذیرد و روی آنها کار میکند.
interrupt U سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
priorities U لیست وسایل جانبی و اولویت آنها هنگام ارسال سیگنال وقفه .
interrupting U حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند
infarct U ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
interrupts U حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند
interrupt U لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts U لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupt U حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند
interrupting U لیستی از وسایل جانبی و خصوصیات آنها وقتی که سیگنال وقفه صادر می کنند.
interrupts U به وقفه پاسخ داده میشود و پس سیستم وضعیتهای حفظ شده را به حالت طبیعی دنبال میکند
interrupt U به وقفه پاسخ داده میشود و پس سیستم وضعیتهای حفظ شده را به حالت طبیعی دنبال میکند
interrupting U به وقفه پاسخ داده میشود و پس سیستم وضعیتهای حفظ شده را به حالت طبیعی دنبال میکند
hyphen U برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
hyphens U برای نشان دادن وقفه یاتردید یا لکنت زبان دررمان ها بکار میرود مثل ah-ah و غیره
parallelling U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
paralleled U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
parallels U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
non maskable interrupt U سیگنال وقفه با ارجحیت بالا که توسط نرم افزار یا دستورات دیگر قابل آسیب دیدن نیست
parallelled U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
paralleling U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
parallel U آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
interrupt U اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد
interrupting U اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد
interrupts U اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد
priorities U ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
priority U ترتبی که وسایل جانبی مختلف که سیگنال وقفه فرستاده اند ,سرویس می گیرند , طبق اهمیت ضروریت آنها.
NetShow U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای تامین صوت و تصویر روی اینترنت بدون وقفه یا اختلال در تصاویر
basics U سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic U سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
parity U سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
TDS U سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد
device U اهمیت وسیله جانبی نصب شده توسط کاربر یا کامپیوتر مرکزی که روشی که CPU یک سیگنال وقفه آن را دریافت میکند بیان کرده است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com