English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (8057 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I was absolutely infuriated. کارد میزدی خونم در نمی آمد [بی نهایت عصبانی بودم]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
folding knife U کارد جیبی تاشو [کارد سوئیسی]
war to the knife U کارد و کارد کشی
stilettos U کارد
knuckle bow U کارد
stiletto U کارد
knuckle guard U کارد
daggar U کارد
straight dagger U کارد
turning tool U کارد تراش
knifes U : چاقو کارد
cutler U کارد فروش
knifes U کارد زدن
haft U دسته کارد
trench knife U کارد سنگری
paper knife U کارد کاغذبری
plaster cutting knife U کارد گچبری
knifed U : چاقو کارد
knifed U کارد زدن
cutlery U کارد وچنگال
knife-edges U لبه کارد
knife-edge U لبه کارد
cutlery U کارد و چنگال
gulleys U کارد کندن
knife edge U لبه کارد
gully U کارد کندن
knife U کارد زدن
gullies U کارد کندن
knife U : چاقو کارد
tableware U کارد و چنگال
machete U کارد بزرگ و سنگین
bread knife U کارد نان بری
cutlery U کارد وچنگال فروشی
coulter U علف بر- کارد گاواهن
machetes U کارد بزرگ و سنگین
back jackknife U شیرجه از جلو بصورت کارد
shuto U لبه کارد مانند دست
i am nat my last shifts U کارد به استخوانم رسیده است
matchet U یکجور کارد بزرگ درامریکا
One man sows and another reaps. <proverb> U یکى مى کارد ,دیگرى درو مى کند .
steak knife U کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
finish knife U کارد یا تیغ [مخصوص پرداخت سطح فرش]
scimitar U شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
parang U یکجور کارد غلاف دارکه malay ها بکار می برند
billhook U نوعی کارد بزرگ که دارای نوک برگشته است
Recent search history Forum search
There is no search result on forum.
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com