English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fuzing U چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fuze U ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
primming U چاشنی گذاری کردن
Other Matches
uncharged U چاشنی گذاری نشده
flash tube U لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture U خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
primer leak U نشد کردن چاشنی
safing U چاشنی برداری کردن
flavours U چاشنی مزه دار کردن
flavors U چاشنی مزه دار کردن
flavored U چاشنی مزه دار کردن
flavor U چاشنی مزه دار کردن
flavour U چاشنی مزه دار کردن
residential investments U سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
arm U مسلح کردن چاشنی کشیدن اماده انفجارکردن
overcapitalization U سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
desired investment U سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
punctuation mark U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
cooperative scorer U بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
capped U چاشنی
primer U چاشنی
capsule U چاشنی
capsules U چاشنی
percussion caps U چاشنی
seasoning U چاشنی
sauces U چاشنی
percussion cap U چاشنی
cap U چاشنی
dressings U چاشنی
devices U چاشنی
device U چاشنی
detonators U چاشنی
fuze U چاشنی
dressing U چاشنی
primers U چاشنی
stuffing U چاشنی
detonator U چاشنی
sauce U چاشنی
amorce U چاشنی
salmagundi U چاشنی
igniter U چاشنی
flavourings U چاشنی
flavoring U چاشنی
destructor U چاشنی
safety fuze U چاشنی
lured U چاشنی
detonating charge U چاشنی
flavorings U چاشنی
lures U چاشنی
luring U چاشنی
flavouring U چاشنی
lure U چاشنی
ignitor U چاشنی
garnish U چاشنی زدن
primes U چاشنی گذاشتن
defuse U چاشنی کشیدن
sauces U چاشنی زدن به
primer pouch U محفظه چاشنی
cannon primer U چاشنی توپ
spicing U چاشنی غذا
adapter booster U چاشنی خوران
ignition cap U کلاهک چاشنی
igniting powder U خرج چاشنی
destructor U چاشنی انفجاری
garniture U تزیین چاشنی
igniter train U مجموعه چاشنی
seasoner U چاشنی زننده
relish U چاشنی ذوق
spice U چاشنی غذا
spiced U چاشنی غذا
relished U چاشنی ذوق
spices U چاشنی غذا
prime U چاشنی گذاشتن
defusing U چاشنی کشیدن
sauce U چاشنی زدن به
primed U چاشنی گذاشتن
detonation cord U فتیله چاشنی
ketchup U چاشنی غذا
garnishes U چاشنی زدن
relishing U چاشنی ذوق
blasting cap U کلاهک چاشنی
electric primer U چاشنی الکتریکی
relishes U چاشنی ذوق
tutti frutti U چاشنی میوهدار
flash fuze U چاشنی الکتریکی
defused U چاشنی کشیدن
garnished U چاشنی زدن
defuses U چاشنی کشیدن
detonation cap U کلاهک چاشنی
detonating cord U مدار چاشنی
percussion cap U چاشنی ضربتی
primer seat U مقر چاشنی
percussion caps U چاشنی ضربتی
public U روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
synthesises U هم گذاری کردن
synthesising U هم گذاری کردن
synthesised U هم گذاری کردن
synthesize U هم گذاری کردن
synthesizing U هم گذاری کردن
synthesizes U هم گذاری کردن
synthesized U هم گذاری کردن
adhesion agent U چاشنی چسب افزا
flavour U چاشنی زدن به معطرکردن
chutney U یکنوع چاشنی غذا
flavored U چاشنی زدن به معطرکردن
flavors U چاشنی زدن به معطرکردن
flavor U چاشنی زدن به معطرکردن
French dressing U چاشنی سالاد فرانسوی
igniting primer U چاشنی مشتعل کننده
melinite U مخصوص تهیه چاشنی
primer leak U خروج گازاز ته چاشنی
seasons U دوران چاشنی زدن
garnish U چاشنی زدن به ارایش
primer pouch U کیف یافانوسقه چاشنی
seasoned U دوران چاشنی زدن
season U دوران چاشنی زدن
garnishes U چاشنی زدن به ارایش
garnished U چاشنی زدن به ارایش
primer setback U عقب نشستن چاشنی
cannon primer U چاشنی خرج توپ
activate U چاشنی مین را کشیدن
sauce-boats U فرف چاشنی خوری
sauce-boat U فرف چاشنی خوری
sauce boat U فرف چاشنی خوری
au naturel U ساده و بدون چاشنی
flavours U چاشنی زدن به معطرکردن
condiments U چاشنی ادویه زدن
condiment U چاشنی ادویه زدن
initiator U چاشنی مشتعل کننده
precussion detonator U چاشنی ضربتی یا دنگی
deposits U سرمایه گذاری کردن
to lay the track U ریل گذاری کردن
cost U قیمت گذاری کردن
deposit U سرمایه گذاری کردن
paragraph U فاصله گذاری کردن
marks U علامت گذاری کردن
tracklaying U شنی گذاری کردن
mark U علامت گذاری کردن
punctuating U نقطه گذاری کردن
funded U سرمایه گذاری کردن
fund U سرمایه گذاری کردن
point U نقطه گذاری کردن
mining U مین گذاری کردن
load U ذخیره گذاری کردن
paginate U صفحه گذاری کردن
to sow mines U مین گذاری کردن
investing U سرمایه گذاری کردن
invested U سرمایه گذاری کردن
invest U سرمایه گذاری کردن
load U خرج گذاری کردن
loads U خرج گذاری کردن
loads U ذخیره گذاری کردن
christen U نام گذاری کردن
punctuate U نقطه گذاری کردن
invests U سرمایه گذاری کردن
paragraphs U فاصله گذاری کردن
punctuates U نقطه گذاری کردن
christens U نام گذاری کردن
christened U نام گذاری کردن
punctuated U نقطه گذاری کردن
gamy U چاشنی زده افتضاح اور
hung striker U چاشنی عمل نکرده نارنجک
initiator U چاشنی اولیه خرج ابتدایی
coupling base U اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
squib U چاشنی خرج راکتهای دریایی
gamey U چاشنی زده افتضاح اور
squibs U چاشنی خرج راکتهای دریایی
firing mechanism U چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
salad dressing U چاشنی وادویه مخصوص سالاد
hung striker U ضارب چاشنی معیوب نارنجک
salad dressings U چاشنی وادویه مخصوص سالاد
electric squib U نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
color codig U علامت گذاری کردن مهمات
pages U صفحات را نمره گذاری کردن
marks U نمره گذاری کردن علامت
wattle U نرده گذاری کردن بستن
crowns U تاج گذاری کردن پوشاندن
paged U صفحات را نمره گذاری کردن
overcapitalize U بیش از حد سرمایه گذاری کردن
page U صفحات را نمره گذاری کردن
crown U تاج گذاری کردن پوشاندن
point U نقطه گذاری کردن ممیز
recapitalize U سرمایه گذاری مجدد کردن
loading U خرج گذاری کردن سلاح
mark U نمره گذاری کردن علامت
cock U چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
squibs U یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
cocks U چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
cocking U چخماق کشیدن ضربه زدن به چاشنی
to dress [salad] U چاشنی زدن [آرایش دادن ] [سالاد]
squib U یک نوع چاشنی مخصوص در مداراتش موشک
mayonnaise U نوعی چاشنی غذا وسالاد مایونز
discrete U الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
punctuated U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuate U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuates U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuating U نشان گذاری کردن نقطه دار
to lodge a complaint U عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
milestone U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
To put money into somethings. U درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com