English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to pander any one's lust U وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to gratify ones passions U شهوت رانی کردن
voluptuousness U شهوت رانی
salacity U شهوت رانی
salaciousness U شهوت رانی
libidinously U از روی شهوت رانی
salaciously U از روی شهوت رانی
sapphic vice U شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
To pave the way . To prepare the ground. U زمینه رافراهم ( هموار) کردن
dump U شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
to play it U با وسائل پست سو استفاده کردن از
to play U با وسائل پست سو استفاده کردن
voluptuous U شهوت پرست شهوت انگیز
to turn the tables on any one U وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
good genius U روح یافرشتهای که رستگاری شخص رافراهم میکند
evil genius U روح یافرشتهای که هلاکت شخص رافراهم میسازد
She is passionately fond of tennis . U شهوت تنیس باز ی کردن دارد
he has a rage for money U برای گرد کردن پول شهوت
orthodromy U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
platform U سخن رانی کردن
platforms U سخن رانی کردن
to go on the stump U سخن رانی کردن
boat U قایق رانی کردن
boats U قایق رانی کردن
to give a lecture U سخن رانی کردن
circumnavigate U دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
to row a race U در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
floatable U قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
fitment U وسائل
fitments U وسائل
means U وسائل
facilities U وسائل
by indirection U با وسائل نادرست
documentation aids U وسائل سندسازی
auxiliary equipment U وسائل کمکی
fraudulent means U وسائل متقلبانه
design aids U وسائل طراحی
by all means U با تمام وسائل
hobble U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbles U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbling U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hopple U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbled U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
remedied U وسائل جبران خسارت
remedies U وسائل جبران خسارت
remedying U وسائل جبران خسارت
instrumentation U کاربرد وسائل سنجش
debugging aids U وسائل اشکال زدایی
remedy U وسائل جبران خسارت
i provided for his safety U وسائل سلامت او را فراهم کردم
to incubate bacteria U با وسائل ویژه میکرب پروردن
review order U لباس وتجهیزات و وسائل کامل
in the last resort U پس ازنومیدی ازهمه وسائل دیگر
instrument board U تابلوی وسائل اندازه گیری
private automatic branch exchange U یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
vendor U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
vendors U کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
it tends to ruin him U وسائل خانه خرابی یاهلاکت اورافراهم میکند منجرمیشودبهلاکت او
desk accessories U وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
dnc U Control Numerial Direct روش کنترل کامپیوتری وسائل ماشینی خودکار
user freindly U اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
Those who play with edged tools must expect to be . <proverb> U کسى نه با وسائل تیز بازى مى کند باید انتظار بریده شدن دستش را داشته باشد .
atari U نام نوعی از کامپیوترهای شخصی و وسائل جانبی مشهور که توسط شرکت ATARI تولید میشود
desires U شهوت
desiring U شهوت
carnality U شهوت
ruts U شهوت
lust U شهوت
conoupiscence U شهوت
eros U شهوت
rut U شهوت
desire U شهوت
passion U شهوت
appetite U شهوت
appetites U شهوت
concupiscence U شهوت
tasty <adj.> U شهوت انگیز
alloeroticism U شهوت دگرگرا
anality U شهوت مقعدی
anal eroticism U شهوت مقعدی
anal erotism U شهوت مقعدی
organ eroticism U شهوت اندامی
alloerotism U شهوت دگرگرا
sexiness U شهوت انگیزی
eroticism U شهوت گرایی
anaphrodisia U کاهش شهوت
lecherous U شهوت پرست
voluptuate U شهوت انگیزکردن
orality U شهوت دهانی
satyriasis U شهوت پرستی
urolagnia U شهوت ادراری
obscene U شهوت انگیز
lewdness U شهوت پرستی
sensuality U شهوت پرستی
salacious U شهوت پرست
lascivious U شهوت انگیز
oral eroticism U شهوت دهانی
anaphrodisiac U کاهنده شهوت
lustfully U از روی شهوت
flesh U جسم شهوت
erotism U شهوت گرایی
genital eroticism U شهوت تناسلی
graphomania U شهوت نوشتن
urethral erotism U شهوت میزراهی
juicy <adj.> U شهوت انگیز
liking U شهوت ومیل
red-hot <adj.> U شهوت انگیز
flowcharting symbol U علامتی برای نمایش عملیات داده ها روند کار یا وسائل روی یک نمودار گردش کاربکار برده میشود
impassion U برسر شهوت اوردن
oestrum U شهوت ومستی جانوران
passionately U بطور شهوت امیز
rut U مست شهوت شدن
lusty U قوی شهوت انگیز
lustiest U قوی شهوت انگیز
pornography U نوشته شهوت انگیز
libidos U شهوت جنسی هوس
burns U دراتش شهوت سوختن
libido U شهوت جنسی هوس
burn U دراتش شهوت سوختن
luscious U دلپذیر شهوت انگیز
ruts U مست شهوت شدن
lustier U قوی شهوت انگیز
lasciviously U از روی شهوت پرستی
to provoke passion U شهوت انگیز بودن
libidinous U وابسته به شهوت جنسی
voyeurism U اطفاء شهوت با نگاه
voluptuously U بطور شهوت انگیز
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. U شهوت کلام دارد
Lust for power and riches. U شهوت قدرت وثروت
libidinal U وابسته به شهوت جنسی
voluptuously U از روی شهوت پرستی
tactics U دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
lewd U ناشی از هرزگی شهوت پرست
to g. with passion U دراتش شهوت یاعشق سوختن
She is blinded by passion . U شهوت او را کور کرده است
venery U شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
lesbian U وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbians U وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
satyriasis U نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
voyeurs U اطفا کننده شهوت بانگاه
voyeur U اطفا کننده شهوت بانگاه
lust U حرص واز شهوت داشتن
bawdry U شهوت پرستی [غیر مصطلح]
lesbianism U دفع شهوت زنی با زن دیگر
the end sanctifies the means U خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
crural U رانی
femoral U رانی
rani U رانی
ranee U رانی
pornographer U نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sexy U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexiest U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographic U وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
sexier U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
voluptuously U باشهوت رانی
yachting U قایق رانی
repression U واپس رانی
d. of a speech U سخن رانی
oratorship U سخن رانی
inguinal U کشاله رانی
extrusion U روزن رانی
wheelchairs U ویلچر رانی
canoe U قایق رانی
canoes U قایق رانی
oarsmanship U کرجی رانی
ejection U بیرون رانی
wheelchair U ویلچر رانی
motoring U اتومبیل رانی
peeping Tom U اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
peeper U اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
shippable U قابل کشتی رانی
harness racing U ارابه رانی تک اسبه
auto racing U مسابقه اتومبیل رانی
lectureship U سمت سخن رانی
lectureships U سمت سخن رانی
pawn push U پیاده رانی شطرنج
pultrusion process U فرایند کشش رانی
funeral oration U سخن رانی برسرجنازه
pawn roller U پیاده رانی شطرنج
loxodromics U کشتی رانی در خط مایل
sprinting U مسابقه اتومبیل رانی
sailing orders U دستور کشتی رانی
seaworthy U قابل کشتی رانی
regatta U مسابقه کرجی رانی
ease all U درکرجی رانی ایست
harness race U مسابقه ارابه رانی
cabotage U کشتی رانی ساحلی
aerostation U کشتی رانی هوایی
innavigable U غیرقابل کشتی رانی
regattas U مسابقه کرجی رانی
drive way U مسیر اتومبیل رانی
magnetic potential U نیروی مغناطیس رانی
shipping company U شرکت کشتی رانی
extrudate U محصول روزن رانی
nautically U از لحاظ کشتی رانی
auto drome U پیست اتومبیل رانی
ox goad U نیزه گاو رانی
inland navigation U کشتی رانی در رودخانه ها
exerciser U وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
oceanshipping U روشهای کشتی رانی دراقیانوس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com