English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
submit U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitted U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
entrusting U واگذار کردن تفویض کردن
entrust U واگذار کردن تفویض کردن
entrusts U واگذار کردن تفویض کردن
appropriation U اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
propone U پیشنهاد کردن ارائه دادن
rendered U ارائه دادن ترجمه کردن
porrect U منبسط کردن ارائه دادن
propounding U پیشنهاد کردن ارائه دادن
render U ارائه دادن ترجمه کردن
exhibit U ارائه دادن ابراز کردن
exhibiting U ارائه دادن ابراز کردن
exhibited U ارائه دادن ابراز کردن
exhibits U ارائه دادن ابراز کردن
propounds U پیشنهاد کردن ارائه دادن
propound U پیشنهاد کردن ارائه دادن
renders U ارائه دادن ترجمه کردن
to put in U منصوب کردن ارائه دادن
produced U اقامه کردن ارائه دادن سند
produce U اقامه کردن ارائه دادن سند
produces U اقامه کردن ارائه دادن سند
To submit something to someone. U چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
duty assignment U واگذار کردن وفیفه گماردن به خدمت تعیین محل خدمت شغل دادن
social contract U اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
produces U ارائه دادن
hold forth U ارائه دادن
put in U ارائه دادن
give U ارائه دادن
knuckle under <idiom> U ارائه دادن
present U ارائه دادن
bring forward U ارائه دادن
presents U ارائه دادن
presented U ارائه دادن
presenting U ارائه دادن
produced U ارائه دادن
misrepresentation U بد ارائه دادن
produce U ارائه دادن
giving U ارائه دادن
tendering U ارائه دادن
tenderest U ارائه دادن
tendered U ارائه دادن
gives U ارائه دادن
tender U ارائه دادن
submits U ارائه دادن پیشنهادکردن
put U ارائه یا توضیح دادن
puts U ارائه یا توضیح دادن
putting U ارائه یا توضیح دادن
forthcoming U اماده ارائه دادن
to produce testimony U مدرک ارائه دادن
submitting U ارائه دادن پیشنهادکردن
submit U ارائه دادن پیشنهادکردن
submitted U ارائه دادن پیشنهادکردن
allege U دلیل اوردن ارائه دادن
alleging U دلیل اوردن ارائه دادن
alleges U دلیل اوردن ارائه دادن
lodge U تفویض کردن
turn over U تفویض کردن
give over U تفویض کردن
lodged U تفویض کردن
hand over U تفویض کردن
vouchsafes U تفویض کردن
vouchsafing U تفویض کردن
vouchsafed U تفویض کردن
vouchsafe U تفویض کردن
lodges U تفویض کردن
put U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
putting U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
puts U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
projected U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projects U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
abdicating U تفویض کردن ترک گفتن
abdicates U تفویض کردن ترک گفتن
abdicated U تفویض کردن ترک گفتن
resign U کناره گرفتن تفویض کردن
resigns U کناره گرفتن تفویض کردن
abdicate U تفویض کردن ترک گفتن
dub U تفویض مقام کردن چرب کردن
dubs U تفویض مقام کردن چرب کردن
dubbed U تفویض مقام کردن چرب کردن
abdicating U واگذار کردن
released U واگذار کردن
assigned U واگذار کردن
ceding U واگذار کردن
surrender U واگذار کردن
entrusts U واگذار کردن
assigning U واگذار کردن
concede U واگذار کردن
releases U واگذار کردن
surrendered U واگذار کردن
conceding U واگذار کردن
authorization U واگذار کردن
to turn over U واگذار کردن
cede U واگذار کردن
cedes U واگذار کردن
authorisations U واگذار کردن
conceded U واگذار کردن
concedes U واگذار کردن
entrust U واگذار کردن
surrenders U واگذار کردن
entrusting U واگذار کردن
remise U واگذار کردن
assigns U واگذار کردن
transferring U واگذار کردن
give U واگذار کردن
transfers U واگذار کردن
allocation U واگذار کردن
to make over U واگذار کردن
release U واگذار کردن
giving U واگذار کردن
allocations U واگذار کردن
demise U واگذار کردن
to deliver over U واگذار کردن
transfer U واگذار کردن
relegating U واگذار کردن
gives U واگذار کردن
relegate U واگذار کردن
abdicates U واگذار کردن
relegated U واگذار کردن
assignments U واگذار کردن
relegates U واگذار کردن
abdicate U واگذار کردن
assignment U واگذار کردن
assign U واگذار کردن
abdicated U واگذار کردن
infeoff U واگذار کردن
augmentation U تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
retrocede U دوباره واگذار کردن
bequeath U بکسی واگذار کردن
jus disponendi U حق واگذار کردن اموال
bequeathing U بکسی واگذار کردن
award a contract U قراردادی را واگذار کردن
bequeaths U بکسی واگذار کردن
assignment of tasks U واگذار کردن وفایف
reallocation U مجددا واگذار کردن
bequeathed U بکسی واگذار کردن
grants U واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted U واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grant U واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
devolving U تفویض کردن محول کردن
devolve U تفویض کردن محول کردن
devolved U تفویض کردن محول کردن
devolves U تفویض کردن محول کردن
vest a property in someone U ملکی را به کسی واگذار کردن
deeds U سند باقباله واگذار کردن
cession of territory U واگذار کردن اراضی مملکت
to bargain a way U درازای چیزی واگذار کردن
quitclaim U چشم پوشیدن از واگذار کردن
deed U سند باقباله واگذار کردن
to sell out U بدیگری واگذار کردن ورفتن
authentication U به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
transfer U واگذار کردن نقل کردن انتقال
transfers U واگذار کردن نقل کردن انتقال
transferring U واگذار کردن نقل کردن انتقال
to give place to U جای خودرابه شخص یا چیزدیگر واگذار کردن
disposal U انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
pick up U واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
represents U ارائه کردن
represented U ارائه کردن
represent U ارائه کردن
producing U اقامه ارائه کردن
lead proof U ارائه دلیل کردن
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
give over U ترک کردن واگذار کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
handing over U تفویض
investitures U تفویض
assigment U تفویض
investiture U تفویض
conferment U تفویض
submission U تفویض
conferrable U قابل تفویض
submission U واگذاری تفویض
judicial delegation U تفویض قضایی
Delegation of Authority U تفویض اختیار
consignable U قابل تفویض
devolution U تفویض اختیارات
surrending the centre U تفویض مرکز
resignation U کناره گیری تفویض
resignations U کناره گیری تفویض
rogatory letters U نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
tasking U سازمان بندی برای عملیات واگذار کردن ماموریت به یکانها واگذاری ماموریت تعیین ماموریت
vested U واگذار شده
grantor U واگذار کننده
ceded U واگذار شده
renunciant U واگذار کننده
assignor U واگذار کننده
transferred U واگذار شده
alienor U واگذار کننده
ceder U واگذار کننده
discipline U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
exchange of full powers U رسمیت یافتن تنزل نرخ ارز مبادله اسناد مربوط به تفویض اختیارات تام
assigner U واگذار کننده انتقال دهنده
ceded portfolio U اوراق بهادار واگذار شده
assignor U واگذار کننده انتقال دهنده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com