Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
imprescriptible
U
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
time barred
U
مشمول مرور زمان
barred by statute
U
مشمول مرور زمان
lapses
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
lapse
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
lapsing
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
prescription
U
مرور زمان
prescriptions
U
مرور زمان
time lapse
U
مرور زمان
statute of limitation
U
مرور زمان
lapse of time
U
مرور زمان
acquisitive prescription
U
مرور زمان مملک
positive prescription
U
مرور زمان مملک
limitation period
U
مدت مرور زمان
negative prescription
U
مرور زمان اسقاط حق
extinctive prescription
U
مرور زمان اسقاط حق
period of prescription
U
مدت مرور زمان
limitation of actions
U
مرور زمان دعاوی
creative prescription
U
مرور زمان ایجاد حق
ecquisitive prescription
U
مرور زمان مملک
statute of limitations
U
قانون مرور زمان
positive prescription
U
مرور زمان ایجاد حق
lapse
U
استفاده از مرور زمان
lapses
U
استفاده از مرور زمان
negative prescription
U
مرور زمان مسقط
limitation act
U
قانون مرور زمان
statutory limitation
U
قانون مرور زمان
lapsing
U
استفاده از مرور زمان
wear thin
<idiom>
U
به مرور زمان لاغر شدن
elapsation
U
ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
curfews
U
زمان قطع عبور و مرور قرق
curfew
U
زمان قطع عبور و مرور قرق
prescribe to
U
استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
to scrape up
[money]
U
چیزی را به مرور زمان کم کم جمع کردن
[پول]
tolled
U
حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
prescription
U
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
patina
U
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
prescriptions
U
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
limitation of actions
U
در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
uncoveranted
U
مشمول بیان نشده غیرقراردادی
scale
U
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
conscription of wealth
U
مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
elegit
U
حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
non scheduled
U
زمان بندی نشده
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
inclusive
U
مشمول
subsumption
U
مشمول
liable
U
مشمول
fall under
U
مشمول
comprisal
U
مشمول
time dependent
U
وابسته به زمان
taxable
U
مشمول مالیات
ineligible
U
غیر مشمول
liable to fine
U
مشمول جریمه
obligor
U
مشمول وفیفه
draft dodger
U
مشمول غایب
obligated reservist
U
مشمول وفیفه
liable to tax
U
مشمول مالیات
inapplicable
U
غیر مشمول
draft dodgers
U
مشمول غایب
coverage rate
U
نزخ مشمول
peacetime
U
وابسته به زمان صلح
spatiotemporal
U
وابسته بفضا و زمان
horlogic
U
وابسته به زمان سنجی
wartime
U
وابسته به زمان جنگ
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
taxable profit
U
سود مشمول مالیات
ratal
U
مبلغ مشمول مالیات
taxable income
U
درامد مشمول مالیات
taxable activities
U
فعالیتهای مشمول مالیات
schoolable
U
مشمول تحصیل اجباری
conscripts
U
مشمول نظام کردن
conscripting
U
مشمول نظام کردن
conscripted
U
مشمول نظام کردن
conscript
U
مشمول نظام کردن
liable to military service
U
مشمول خدمت وفیفه
dutiable
U
مشمول حقوق گمرکی
dutiable
U
مشمول مالیات و عوارض
with particular average
U
مشمول خسارات خاص
with pwrticular average
U
مشمول خسارت خاص
to be subject to an attachment
U
مشمول توقیف بودن
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
pre adamite
U
وابسته به پیش از زمان ادم
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
except
U
: مستثنی کردن مشمول نکردن
tithable
U
عشر گرفتن مشمول عشریه
wpa
U
average particular with مشمول خسارت خاص
ratable
U
مشمول مالیات قابل تقویم
ratable
U
قابل تقویم مشمول مالیات
rateable
U
مشمول مالیات قابل تقویم
aoristic
U
وابسته به زمان ماضی غیر معین
conscripts
U
سربازگیری کردن سرباز وفیفه مشمول
conscript
U
سربازگیری کردن سرباز وفیفه مشمول
conscripted
U
سربازگیری کردن سرباز وفیفه مشمول
conscripting
U
سربازگیری کردن سرباز وفیفه مشمول
to implicate somebody in something
U
کسی را با چیزی
[منفی]
مشمول کردن
to involve somebody in something
[negative]
U
کسی را با چیزی
[منفی]
مشمول کردن
conscious error
U
خطای اپراتور که به سرعت تشخیص داده میشود ولی درهمان زمان قابل جلوگیری از آن نیست
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
tracts
U
مرور
overview
U
مرور
reviewal
U
مرور
perusal
U
مرور
overviews
U
مرور
tract
U
مرور
revisal
U
مرور
once-over
U
مرور
review
U
مرور
reviewed
U
مرور
reviewing
U
مرور
reviews
U
مرور
once over
U
مرور
IAM
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
presents
U
زمان حاضر زمان حال
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
response time
U
زمان جواب زمان پاسخگویی
presenting
U
زمان حاضر زمان حال
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
seek time
U
زمان جستجو زمان طلب
present
U
زمان حاضر زمان حال
presented
U
زمان حاضر زمان حال
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
glances
U
نظراجمالی مرور
turn over
U
مرور کردن
trafficking
U
عبور و مرور
go through
U
مرور کردن
glanced
U
نظراجمالی مرور
traffics
U
عبور و مرور
traffic
U
عبور و مرور
trafficked
U
عبور و مرور
go over
U
مرور کردن
scrolls
U
مرور کردن
scroll
U
مرور کردن
rehearsal
U
مرور ذهنی
lapses
U
انصراف مرور
lapse
U
انصراف مرور
rub up
U
مرور کردن
lapsing
U
انصراف مرور
rehearsals
U
مرور ذهنی
glance
U
نظراجمالی مرور
run over
U
مرور کردن
capacity
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
capacities
U
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
gaduate
U
مشمول مالیات تصاعدی فارغ التحصیل شدن دوره اموزشگاهی رابپایان رساندن
traffic density
U
شدت عبور و مرور
traffic intensity
U
شدت عبور و مرور
traffic peak
U
حداکثر عبور و مرور
die out
<idiom>
U
به مرور از بین رفتن
traffic lane
U
مسیر عبور و مرور
informal design review
U
مرور غیررسمی طرح
traffic density
U
تراکم عبور و مرور
traffic density
U
تکاشف عبور و مرور
traffic court
U
دادگاه عبور و مرور
scans
U
اجمالا مرور کردن
scan
U
اجمالا مرور کردن
scanned
U
اجمالا مرور کردن
traffic sign
U
علامت عبور و مرور
traffic control
U
کنترل عبور و مرور
relives
U
در ذهن مرور کردن
reviewed
U
بررسی کردن مرور
revision
U
تجدید نظر مرور
revisions
U
تجدید نظر مرور
eligible traffic
U
عبور و مرور مجاز
airfield traffic
U
عبورو مرور در فرودگاه
airfield traffic
U
عبور و مرور فرودگاه
relive
U
در ذهن مرور کردن
relived
U
در ذهن مرور کردن
reliving
U
در ذهن مرور کردن
reviews
U
بررسی کردن مرور
bus traffic
U
عبور و مرور اتوبوسها
wear off/away
<idiom>
U
به مرور محو شدن
review
U
بررسی کردن مرور
reviewing
U
بررسی کردن مرور
access structures
U
ساختمانهای عبور و مرور
curfew period
U
ساعات منع عبور و مرور
to be under curfew
U
در منع عبور و مرور بودن
to run over
U
مرور کردن زیر گرفتن
air traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
diacoustics
U
علم مرور وشکست صدا
traffic cut
U
تقاطع دو جریان عبور و مرور
libraries
U
و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
library
U
و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
safe conduct
U
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
pointsman
U
عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
access structures
U
ساختمان های قابل عبور و مرور
road discipline
U
مقررات عبور و مرور روی جاده
safe conducts
U
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
safe-conducts
U
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
air movement section
U
قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
clearance in ward
U
گواهی مامورین گمرک نسبت به کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی می شوند قبل از تخلیه و بعد از حمل
time
U
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com