English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (483 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Every man has his price . U هر کسی یک قیمتی دارد ( قابل تطمیع وپذیرفتن رشوه )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
incorruptibly U با ازادگی رشوه خواری بطور غیر قابل تطمیع
bribing U تطمیع کردن رشوه
bribes U تطمیع کردن رشوه
bribe U تطمیع کردن رشوه
bribed U تطمیع کردن رشوه
slush fund U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
corrupts U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
corrupt U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
corrupting U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
corrupted U معیوب کردن رشوه خوار رشوه دادن رشوه خواری
bribable U قابل رشوه بودن
barrator U قاضی رشوه گیر رئیس یامتصدی کشتی که رشوه بگیرد
He is open to bribery. U اهل رشوه (رشوه گیری) است
corrupts U رشوه دادن رشوه خوار
corrupted U رشوه دادن رشوه خوار
corrupt U رشوه دادن رشوه خوار
corrupting U رشوه دادن رشوه خوار
hog U برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogged U برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
hogs U برنامهای که نیاز به مقدارزیادی از یک منبع قابل دسترس دارد
sectors U شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sector U شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
machine U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machined U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machines U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
scalar U متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
external U رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
winchester disk U دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
externals U رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
storage U وسیله ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دستیابی است
extension U فضای ذخیره سازی که خارج ازسیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
extensions U فضای ذخیره سازی که خارج ازسیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
fixed point notation = U نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
isolating U فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolate U فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolates U فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
notebook computer U که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
bad sector U شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
allurement U تطمیع
implicit reference U مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
decoys U وسیله تطمیع
bait U مایه تطمیع
decoying U وسیله تطمیع
bribes U تطمیع کردن
baited U مایه تطمیع
baits U مایه تطمیع
bribing U تطمیع کردن
bribe U تطمیع کردن
buy U تطمیع کردن
buys U تطمیع کردن
luring U وسیله تطمیع
bribed U تطمیع کردن
buy off U تطمیع کردن
decoyed U وسیله تطمیع
lured U وسیله تطمیع
lured U فریب تطمیع
luring U فریب تطمیع
lure U فریب تطمیع
lure U وسیله تطمیع
lures U فریب تطمیع
gudgeon U وسیله تطمیع
lures U وسیله تطمیع
decoy U وسیله تطمیع
entices U تطمیع بدام کشیدن
entice U تطمیع بدام کشیدن
allure U تطمیع کردن شیفتن
baiter U تطمیع و وسوسه کننده
enticed U تطمیع بدام کشیدن
scanner U وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners U وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
precious U : قیمتی
high value U قیمتی
high dollar value U قیمتی
worthlessness U بی قیمتی
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
lure U بوسیله تطمیع بدام انداختن
luring U بوسیله تطمیع بدام انداختن
lured U بوسیله تطمیع بدام انداختن
Without ( beyond , above ) price . U بی نهایت قیمتی
for all the world <idiom> U بهر قیمتی
high grade steel U فولاد قیمتی
precious stone U سنگ قیمتی
dual price system U نظام دو قیمتی
to set no great store by U قیمتی ندانستن
agates U سنگ قیمتی
At all costs . At any price . U به هر قیمتی که شده
agate U سنگ قیمتی
precious metal U فلز قیمتی
stone U سنگ قیمتی
ingot U فلز قیمتی
noble metal U فلز قیمتی
stones U سنگ قیمتی
worthful U گرانبها قیمتی
stoning U سنگ قیمتی
price support U حمایت قیمتی
valuable U گرانبها قیمتی
price system U نظام قیمتی
price elasticity of supply U کشش قیمتی عرضه
price elasticity of demand U کشش قیمتی تقاضا
average revenue U قیمتی که خریدارمی پردازد
priceable things U اموال یا اشیا قیمتی
asteria U نوعی سنگ قیمتی
nonprice competition U رقابت غیر قیمتی
lapidary U وابسته به سنگهای قیمتی
carpet value U ارزش قیمتی فرش
lapidarian U وابسته به سنگهای قیمتی
rondel U سنگهای قیمتی مدورزینتی
He is a priceless nice fellow . U آدم نازنین و قیمتی یی است
cupellation U گرفتن فلزات قیمتی از سرب
cameo U برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
cameos U برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
suborn U به وسیله تطمیع به کار بد یاگواهی دروغ وادار کردن
NiMH U نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
ocr U فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری
facets U سطوح کوچک جواهر و سنگهای قیمتی تراش
facet U سطوح کوچک جواهر و سنگهای قیمتی تراش
factories U قیمتی که حاوی حمل و نقل ازکارخانه نباشد
factory U قیمتی که حاوی حمل و نقل ازکارخانه نباشد
I must get hold of her at all costs. U بهر قیمتی شده باید گیرش بیاورم
demand price U حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
dumping U فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
payola U رشوه
bribery U رشوه
the golden U رشوه
manure U رشوه
boodle U رشوه
blackmails U رشوه
bribe U رشوه
blackmailing U رشوه
blackmailed U رشوه
blackmail U رشوه
bodle U رشوه
bribing U رشوه
bribes U رشوه
gifts and favours U رشوه
corruption U رشوه
backhander U رشوه
baksheesh U رشوه
bribed U رشوه
palmoil U رشوه
break up value U قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
cottuptness U رشوه خواری
bribing U رشوه دادن
bribery U رشوه دادن
tamper U رشوه دادن
bribery U رشوه خواری
clean fingered U رشوه نگرفته
briber U رشوه دهنده
bribee U رشوه گیرنده
bribery U رشوه خورای
corruptness U رشوه خواری
bribed U رشوه دادن
corruptible U رشوه گیر
bribes U رشوه دادن
give a bribe to U رشوه دادن به
bribable U رشوه گیر
bribe U رشوه دادن
get at U رشوه دادن
barrator U رشوه خوار
tamper with U رشوه دادن
pay-off <idiom> U رشوه دادن
superi or to bribery U رشوه با ارتشا
receive a bribe U رشوه گرفتن
corruption U رشوه خواری
venality U رشوه گیری
pull strings <idiom> U رشوه دادن
to get at U رشوه دادن
kickback <idiom> U رشوه دادن
itchless U رشوه نخور
value added U اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود
corruptible U رشوه خوار مرتشی
palm U کش رفتن رشوه دادن
rake-off U رشوه یا پول غیرمشروع
palms U کش رفتن رشوه دادن
itching palm U دست رشوه گیر
rake off U رشوه یا پول غیرمشروع
superi or to bribery U رشوه یا ارتشا مستغنی
the judgewas corrupted U داور به رشوه تطییع شد
to oil one's hand U به کسی رشوه دادن
buy over U با رشوه راضی کردن
venal U فروتن رشوه خوار
. The car is gathering momentum. U اتوموبیل دارد دور بر می دارد
grease U چرب کردن رشوه دادن
bribery U رشوه خواری پاره ستانی
bribed U رشوه پردازی پرداخت نامشروع
greasing U چرب کردن رشوه دادن
greased U چرب کردن رشوه دادن
bribes U رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribing U رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribe U رشوه پردازی پرداخت نامشروع
microsoft U واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
embracery U اعمال نفوذاز راه رشوه یا تهدیدوغیره
He is a corrupt official . U مأمور فاسدی است ( رشوه می گیرد وغیره )
To oil someones palm. U سبیل کسی را چرب کردن ( رشوه دادن )
dumping U فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
Walls have ears <idiom> U دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
treating U جمع اوری اراء با رشوه یا غذا و مشروب دادن به رای دهندگان
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
rondelle U جسم مدور سنگهای قیمتی مدور زینتی
Recent search history Forum search
1frangible
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
4واژه ی مناسب فارسی برای Archetype??
1معنی field housing در محصولات صنعتی چیست؟
1incentive
1چیزی که عوض داره گله نداره
1popsicle
1time is prceious it has great
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com