Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cold reduce
U
نورد کردن در حالت سرد
cold roll
U
نورد کردن در حالت سرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the i
U
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
rolls
U
نورد کردن
rolled
U
نورد کردن
roll
U
نورد کردن
modes
U
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode
U
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
hot roll
U
نورد کردن داغ
bar work
U
نورد کردن میله
cog down
U
به سمت پایین نورد کردن
mill
U
نورد کردن فرز کردن اسیاب
mills
U
نورد کردن فرز کردن اسیاب
foreground
U
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
analogues
U
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
U
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog
U
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying
U
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
squared
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor
U
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case
U
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
printed
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
plebeianism
U
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest
U
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify
U
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
damp
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest
U
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
plasticity
U
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive
U
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
uart
U
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
inking roller
U
نورد
beams
U
نورد
roll
U
نورد
drummed
U
نورد
beam
U
نورد
drum
U
نورد
rolled
U
نورد
rolls
U
نورد
roller
U
نورد
rollers
U
نورد
carriages
U
نورد
carriage
U
نورد
rolled copper strips
U
مس نورد
spectralness
U
حالت طیفی حالت شبحی
marginal case
U
حالت نهائی حالت حدی
transitoriness
U
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
cold forming
U
حالت دهی در حالت سرد
spectrality
U
حالت طیفی حالت شبحی
cold galvanize
U
گالوانیزه کردن در حالت سرد
to declare a state of emergency
U
اعلان کردن حالت اضطراری
deconcentrate
U
از حالت تغلیظ خارج کردن
uncouple
U
از حالت زوجی خارج کردن
dive bombing
U
بمباران کردن در حالت شیرجه
cold swage
U
اهنگری کردن در حالت سرد
cr
U
بازگشت نورد
seafarer
U
دریا نورد
seafarers
U
دریا نورد
roller
U
قرقره نورد
center disc roll
U
نورد دیسکی
seagoing
U
دریا نورد
rollers
U
قرقره نورد
shipman
U
دریا نورد
sailer
U
دریا نورد
mountaineer
U
کوه نورد
seagoer
U
دریا نورد
cragsman
U
کوه نورد
mountaineers
U
کوه نورد
cross country mill
U
نورد چلیپایی
cross roll
U
نورد عرضی
cosmonauts
U
کیهان نورد
roll stand
U
مقام نورد
sailors
U
دریا نورد
sailor
U
دریا نورد
rolling
U
نورد زدن
carriage control
U
کنترل نورد
sheet roll
U
نورد ورق
continous rolling
U
نورد دائمی
shipper
U
دریا نورد
carriage return
U
بازگشت نورد
blooming roll
U
نورد شمشه
cosmonaut
U
کیهان نورد
warp beam
U
نورد بالا
breaking down roll
U
نورد شکست
roughing roll
U
پیش نورد
grooved roll
U
نورد شیاردار
roll pass
U
کالیبر نورد
rolling mill
U
دستگاه نورد
blooming train
U
مسافت نورد
roll pass
U
رخده نورد
breast
U
نورد پایین
mill
U
کارخانه نورد
dummy roll
U
نورد کور
alpinist
U
کوه نورد
break down roll
U
پیش نورد
universal roll
U
نورد یونیورسال
mills
U
کارخانه نورد
demilitarized
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizes
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizing
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
safing
U
از حالت مسلح بودن خارج کردن
to defend aggressively
U
در حالت تدافع بازی کردن
[ورزش]
to stonewall
U
در حالت تدافع بازی کردن
[ورزش]
done for
<idiom>
U
ویران کردن ،به حالت نزار درآمدن
demobilization
U
بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
demilitarize
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarising
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarises
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
breaks
U
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
demilitarised
U
از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
break
U
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
breaking down stand
U
مقام پیش نورد
rolled profile
U
نیمرخ نورد خورده
slabbing mill
U
دستگاه نورد لوحه
plate roll
U
غستگاه نورد صفحه
tube rolling
U
نورد کاری لوله
hot strip mill
U
مسیر نورد گرم
rolled iron or steel
U
فولاد نورد خورده
sheet mill stand
U
مقام نورد ورق
ingots slab mill
U
دستگاه نورد لوحه
beam rolling mill
U
نورد کاری تیر
single stand mill
U
دستگاه نورد یک مقامه
roll housing
U
پایه دستگاه نورد
blooming stand
U
مقام پیش نورد
roughing stand
U
مقام پیش نورد
drawing mill
U
دستگاه نورد کششی
plate mill
U
غستگاه نورد صفحه
rolled glass
U
شیشه نورد خورده
cogging stand
U
مقام دستگاه نورد
roll piercing process
U
روش نورد مایل
manufactoring tape milling machine
U
دستگاه نورد صنعتی
compressed asphalt
U
اسفالت نورد شده
cogging mill
U
دستگاه نورد شمشه
plug mill
U
دستگاه نورد توپی
tire rolling mill
U
دستگاه نورد لاستیک
cold rolling mill
U
دستگاه نورد سرد
wire rod mill
U
کالیبر نورد سیم
tire mill
U
دستگاه نورد لاستیک
chilled roll
U
نورد سخت کننده
wire rolling mill
U
دستگاه نورد سیم
seamanlike
U
مثل دریا نورد
carriage control tape
U
نوار کنترل نورد
muck mill
U
دستگاه نورد فولاد
narrow strip mill
U
نورد نوار باریک
cogging stand
U
مقام پیش نورد
intermediate roll stand
U
مقام نورد میانی
armor plate rolling mill
U
دستگاه نورد ورق زرهی
cogging mill train
U
مسیر دستگاه نورد شمش
bar mill
U
دستگاه نورد میله گرد
hot rolled strip
U
باریکه نورد شده داغ
smoothing rolls
U
دستگاه نورد نرم کننده
cogging roll
U
دستگاه نورد اولیه شمش
wide strip mill
U
دستگاه نورد نوار پهن
sheet roller
U
کارخانه نورد ورق فلزی
corrugated rolling mill
U
دستگاه نورد ورق موجدار
double two high rolling mill
U
دستگاه نورد مضاعف دوبل
continous rod mill
U
دستگاه نورد سیم دائمی
rolling
U
نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
fielder
U
بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
platen
U
نگهدارنده کاغذ در چاپگر نورد ماشین تحریر
crude
U
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
modes
U
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
mode
U
وارد کردن دستور در حالت مستقیم برای شروع اجرای برنامه
real mode
U
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
U
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
platen
U
صفحه پهن فلز قالب ریزی و ریخته گری نورد ماشین تحریر و غیره
readers
U
یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
reader
U
یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
universal
U
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
master clear
U
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
escape character
U
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
decollate
U
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
preparation
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
U
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
housekeeping
U
در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
hallucinate
U
گرفتار اوهام وخیالات شدن حالت هذیانی پیدا کردن هذیانی شدن
hallucinated
U
گرفتار اوهام وخیالات شدن حالت هذیانی پیدا کردن هذیانی شدن
hallucinates
U
گرفتار اوهام وخیالات شدن حالت هذیانی پیدا کردن هذیانی شدن
hallucinating
U
گرفتار اوهام وخیالات شدن حالت هذیانی پیدا کردن هذیانی شدن
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
plate milling stand
U
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
reprisals
U
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
reprisal
U
در معنی سیاسی یکی از وسایلی است که دولتهابرای مجبور کردن طرف به حل مسالمت امیز اختلافات به ان متوسل می شوند در این حالت هر دولت روشها واعمال ممکنه را به استثناء عملیات نظامی برای وادارکردن طرف به تسلیم به نظرخود به کار می برد
forward seat
U
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
manner
U
حالت
phase
U
حالت
estates
U
حالت
cases
U
حالت
case
U
حالت
phases
U
حالت
estate
U
حالت
phased
U
حالت
stance
U
حالت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com